شب زیبا
در این شب زیبا که ستاره های آسمون برای تو چشمک میزنندباید قدر زندگی رو بدونیم....
صدای رادیو ماشین رو باید خفه کنی تا حواست رو پرت نکنه ومزخرفات هم نشنوی.دیشب داشتم میرفتم خونه تو عباس آباد زنی گفت الهیه زدم رو ترمز.انگار کسی بهم گفت مواظب باش!مواظب زنه!جلو سوار شد تا میرداماد حرفی نزد.یهو برگشت گفت:مرده شور همه دنیا و آدمهای کثافتش رو ببرهگفت دلش می خواد یه مرد پیدا بشه وگوش تا گوش سرش روببره وراحتش کنه من حرفی نزدم تعجب هم نکردم خوب دیگه اینجور آدما زیادند.پیچیدم تو مدرس گفت دوسال پیش شوهرش به او گفته می خواد بره سفر معلوم نیست کی برمیگرده می گفت شوهرش یه لات بی سرو پا بوده الان دوسال که اون وسه تا بچش رو گذاشته ورفته ومطمئنه دیگه بر نمی گرده.
