« مرداد ۱۳۸۵ | صفحه اصلی | مهر ۱۳۸۵ »

شهریور ۱۳۸۵ آرشیو

۲ شهریور ۱۳۸۵

به محمود احمدي نژاد لینک دادم

از نخستین ساعات راه اندازی و در حقیقت اعلام رسمی به راه افتادن وبلاگ محمود احمدي نژاد به آدرسش لینک دادم.همانطور که به شما لینک داده ام همانطور که به محمد خاتمی لینک نداده ام و همانطور که به یک آخوند وبلاگ نویس لینک داده ام.
وبلاگها اساسا بر چند نوع تقسیم بندی میشوند؟ وبلاگ خوب و بد ،چگونه از هم تمیز داده شده اند؟ وبلاگهای برانداز کدامند و وبلاگهای محافظه کار چه مینویسند؟
برخی خاطره نویسی میکنند که این کار از قدیم مرسوم بوده و به میمنت تکنولوژی از کاغذهای کاهی به وب منتقل شده بعضی دیگر داستان مینویسند و برخی از کارهای هنری و خود ودیگران که همه اینها در دسته وبلاگهای هنری جا میگیرند.
برخی وقایع روزمره را مینویسند و نکته سنجی میکنند و نقد بر جامعه و اطراف دارند و در حقیقت نوعی روزنامه نگاری است.برخی دیگر که صاحب نظر و سبک هستند و در حقیقت لیدر جامعه های مختلف محسوب میشوند و با قلم بر تفکرات لایه گذاری می کنند که در مدت زمان خاصی حمایت جمعی را برخوردار میشوند . به خواسته خود خواهی و نخواهی دست پیدا میکنند.
برخی دیگر از دیوار مردم بالا میروند اینگونه که وب گردی را پاسی از شب گذشته آغاز می کنند و هر آنچه زیباست به یادگار (البته امانت) برمی دارند که عده ای رسم ادب بجا می آورند و عده ای دیگر از دیوار پایین می آیند.
برخی دیگر حجویات سر هم می کنند بر سر این و آن فریاد می زنند و بی هیچ منطقی خزاولات سرهم می کنند.
اما عده ای دیگر بر این عقیده اند که ببینیم وبلاگ که می گویند دیگر چیست؟ نکند از بقیه جا بمانیم! و نمیدانند چه کنند و از کجا شروع کنند.
محمود احمدي نژاد به هر حال رئیس جمهور منتخب من است ، حتما دیده اید کسانی را که مثلا پزشک هستند و واقعا برازنده آنان است و در مقابل عده ای که پزشک هستند اما نیاز به اصلاح دارند.خوب این طبیعت روزگار ماست یکی خوش لباس می شود و دیگری نمی شود.
بین فرزندان یک خانواده دو نفر سالم از آب در می آیند و نفر سوم معلول می شود.حالا ...
یادمه دوران مدرسه وقتی به کلاس اول رفته بودم کلاس دومیها ...تا کلاس پنجمیها مار ا مسخره می کردند که چه ؟که ما کلاس اولی هستیم .واین ادامه داشت تا دورانهای مختلف حتی در دانشگاه ترم اول که بودیم ترم بالاییها به ما چس ترم می گفتند.
حالا این حکایت در وبلاگ نویسی هم وجود دارد مگر نه این است که ما در جامعه کنار هر نوع انسانی در حال زندگی هستیم مگر در بین ماها دزد و ایدزی و قاچاقچی و بد کاره وجود ندارد؟
حالا در این دنیای مجازی مگر همه این ادمها وجود ندارند؟

چه اشکالی دارد که بین اینها یک رئیس جمهور هم وبلاگ بنویسد ، چقدر حركت خوبيست ، تازه شاید از شکستهای عشقی هم نوشت ( براي مزاح)و اینکه در این سفرهای استانی بر او چه می گذرد.
پس چنین شد که چنان کردم.ok

۴ شهریور ۱۳۸۵

در ستایش عشق

در ستایش عشق


می خواستم توضیحی در مورد پست قبلی بنویسم اما باشد برای بعد.سخن عشق خوش تر است.
این روزها در حال ضبط برنامه دروغینی هستیم.که همه اش دروغ است همه از هم تشکر می کنند حرفها همه از مهربانیست همه از کنار هم بودن است اما بعد از ضبط حتی بچه های گروه از هم تشکر نمی کنند باهم خداحافظی نمی کنند.کنار آقای x ایستاده بودم که داشت با جناب آقای y مصاحبه می کرد گفتم: چی میگه؟
گفت: چرند میگه
خوب که گوش کردم دیدم او در حال تشکر از عوامل برنامه ماست.
خوب تو این دوره زمونه که همه با طرح خنده ای برلب از کنار هم می گذرند. جای عشق خالیست جای صداقت هم.دلم گرفته دوست دارم قدر همه را بدانم.

این چند خط تقدیم میشود به پدرم مادرم همسرم برادرم و شما که بودنم به بودنتان بسته است:

وقتی تو نیستی
نه هست‌های ما
چونان‌که بایدند
نه بایدها ...

مثل همیشه آخر حرفم
و حرف آخرم را
با بغض می‌خورم

عمری‌ست لبخندهای لاغر خود را
در دل ذخیره می‌کنم
باشد برای روز مبادا

اما
در صفحه‌های تقویم
روزی به نام روز مبادا نیست

آن روز هر چه باشد
روزی شبیه دیروز
روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روزهای ماست
اما چه کسی می‌داند
شاید امروز نیز
روز مبادا باشد

وقتی تو نیستی
نه هست‌های ما
چونان‌که بایدند
نه بایدها ...

هر روز بی تو
روز مباداست.

۱۵ شهریور ۱۳۸۵

برادر لطفا وارد دنیای مجازی نشوید

 بیای تو گازت میگیرم.

یکی نیست به من بگه به تو چه اما یکی هست به تو بگه به توچه ربطی می تونه داشته باشه؟
واقعا من معنی خیلی چیزا رو نمی فهمم مثلا می خوای وارد فلان سازمان بشی نگهبان جلو درب(البته انتظامات)یه نگاه به پایین میکنه...
با خودم فکر می کنم خوب من که از خونه دروامدم زیپ شلوارم رو کشیدم تو راه هم هیچ اتفاقی برا خشتک مبارک پیش نیومده یا احتمال اینکه خیس باشه هم نیست!..عجب پس این چرا پایین رو نگاه می کنه؟
می گم:با فلان آقا کار دارم
می گه:هماهنگ کردی
می گم:نه ..اما منو چند بار دیده
می گه: اگه هماهنگ هم کرده بودی نمیشد وارد سازمان بشی
می گم:چطور؟
می گه:با این وظعیت!!!
دوباره فکر می کنم ...اما نه نگاه کردم ببینم چیه...
هیچی به خدا نه شلوارم خیسه نه زیپم پایینه نه هیچ چیز دیگه ای!!پس چه مرگته؟
می گه: با شلوار جین که نمی تونی وارد سازمان بشی تازه آستین کوتاه هم پوشیدی...

اون یه نگاه عاقلا در...به من میاندازه بعد پشتشو میکنه میگه از کجا خریدی ؟
می گم:چی رو؟
می گه:شلوارت ...

بگذریم میرم سر کار چند ساعتی میگذره بعد کانکت میشم بلاگ نیوز رو که باز می کنم با یه لینک عجیب غریب روبرو میشم!!

اتهام کاربران ایرانی اینترنت، تشویش اذهان عمومی، جاسوسی، تلاش برای براندازی و تروریسم مجازی است.
روزنامه درست و حسابی که نداریم سازمان صدا وسیما هم که به کل تعطیله بگذریم از روی بزک کرده اش مثل خبر های 8:30 و..22 و...کلی اسم دیگه...سایتهای خبری که در تمام دنیا فعالیت می کنند هم که به همت فیلترینگ تعطیله رادیو هم که قصه ظهر جمعه و آهنگهای دزدیده شده مرحوم و مرحومه ها رو پخش میکنه...پس تکلیف چیه؟
ما کفتر بازی هم بلد نیستیم که برا هم نامه بفرستیم (اسم پست رو نیار که ...)
حالا میمونه چندتا وبلاگ نصفه نیمه که از این وبلاگها هم یه سریش در خدمت فیلترینگ هستند و باقی هم گه گداری یه صدایی ازشون درمیاد اونم فقط درد دل... مگه نوشتن و حرف زدن جز حق های مسلم نیست.(البته ما باید از سرنوشت پاسارگاد عبرت بگیریم باز شانس آورده که چند هزار سال بعد سرش رفت زیر آب)
اینجا دنیای ماست دنیای مجازی دنیایی که هیچ کس با هیچکس سخن نمی گوید همه یکدیگر را می خوانیم.این جمله نمی دانم از کیست اما نوشتنش بد نیست:

نه تو حرف می‌زنی
و نه من
اما یکدیگر را می‌فهمیم
از چشم‌هایمان
فهمیدن با زبان
ارزانی حیوانات

About شهریور ۱۳۸۵

This page contains all entries posted to عالیجناب نویسنده in شهریور ۱۳۸۵. They are listed from oldest to newest.

مرداد 1385 is the previous archive.

مهر 1385 is the next archive.

Many more can be found on the main index page or by looking through the archives.

Creative Commons License
این وبلاگ دارای جواز زیر است لیسانس Creative Commons.