نوروز

یامقلب القلوب والابصار
یا مدبر اللیل والنهار
یا محول الحول والاحوال
حول حالنا الی احسن الحال
« اسفند ۱۳۸۵ | صفحه اصلی | مهر ۱۳۸۶ »

یامقلب القلوب والابصار
یا مدبر اللیل والنهار
یا محول الحول والاحوال
حول حالنا الی احسن الحال
پس از هزار راه نرفته، 999 راه ديگر رو امتحان کن، شايد رسيدی و اگر نرسيدی مثل يک شواليه پيروز شمشير بر زمين بگذار، رخت بر چين و دام در راه ديگری گستر.
اين يه خط و نصفي نكته نصيحتي اين پست است لطفا برادران و خواهران جدي بگيريد البته همين يه خط و نصفي رو...
داشتم به اين فكر مي كردم كه چه حالي مي داد آدم سربازي تو صفر پنج لندن بود ( بر وزن صفر پنج عجب شير) نه ؟ اونوقت هي به خاك انگليس تجاوز مي كرديم هي به خاك انگليس تجاوز مي كرديم خدا رو چه ديدي شايد آقاي بلر یه چند روزی بازداشتمون ميكرد و آخر سر يه دست كت شلوار و گز لندن و كلوچه كپنهاگ دانمارك و پسته دوبلين بهمون مي داد و تازه با خانم مركل هم ديده بوسي مي كرديم خدا رو چه ديدي شايد خانم انجلينا جولي (که مستحب است دو نگاه بر ایشان چون تو نگاه اول ... می شوی ودر نگاه دوم ...) هم مي آمد كه از نزديك چندتا سرباز متجاوز رو ببينه شايد او هم به ما مي گفت تنكيو برادر...
البته اينها همه احتمالات است و هيچ چيز قطعي نيست.
1 2 3 امتحان مي كنيم ...كامنت دونيم درست شد!!
در زندگی ، همه چیز عادلانه نیست ، بهتر است با این حقیقت کنار بیایید .
خيلي برام جالبه اينكه مرز بين بودن و نبودن مي تواند يك اشاره باشد به همين سادگي البته چندان تفاوتي برايم ندارد اينكه فيلترينگ هست يا نه آنچه مهم است علت است ؟؟؟
چرا بايد دست نوشته هاي آخر شب يك نيمچه جوان در دسترس نباشد راستي به كل يادم رفت بگويم كه امسال از اوايل دي كار ضبط نماهنگي را شروع كرده بودم كه به سفارش وزارت ارشاد بود و به مناسبت دهه فجر ..كليپ 3 دقيقه اي با موضوع انتشارات و شهادت يعني قرار بود اينچنيني باشد خوب هرآنچه از آن دوران ديده بودم اين بود كه نيمه شبها اطلاعيه هاي حضرت امام و ديگر گروهها را روي ديوار به سختي مي چسباندند و سر آخر هم گير ساواكيها مي افتادند و تو همين درگيريها تير اندازي صورت مي گرفت و كسي شهيد مي شد.
دقيقا در نماهنگ ما هم همين اتفاق به شكل خاصي افتاد موقع ضبط در گيريها پلاني داشتم كه قرار بود ساواكي از راه برسد اطلاعيه اي كه روي ديوار است را پاره كند و دوان دوان به دنبال فرد انقلابي برود اين پلان را گرفتيم تمام شب به اين فكر مي كردم كه با نشان دادن اين تصوير ما ساواكي را يك آدم خشك بي منطق نشان داده ايم كه به خاطر يك اطلاعيه حاضر به آدم كشي ميشود واين خيلي حس بدي بود و حالا از طرفي آن فرد انقلابي تبديل شده بود به قهرماني كه در راه آرمانش جان داده.
چند شب پيش كه وبلاگم فيلتر شد با خودم گفتم :اي كاش اين آقايان مي دانستند كه چه قهرمانان دروغيني با همين فيلترين مي سازند و اين كار هزار مرتبه سخت تر و كمر شكن تر از تمام ناوهاي امريكا و انگليس است.
يکی زيبايی منظره را می بيند، ديگری کثيفی پنجره را. اين شما هستيد که انتخاب می کنيد چه چيزی را ببينيد و به چه چيز بينديشيد.
This page contains all entries posted to عالیجناب نویسنده in فروردین ۱۳۸۶. They are listed from oldest to newest.
اسفند 1385 is the previous archive.
مهر 1386 is the next archive.
Many more can be found on the main index page or by looking through the archives.