« اسفند ۱۳۸۶ | صفحه اصلی | اردیبهشت ۱۳۸۷ »

فروردین ۱۳۸۷ آرشیو

۱ فروردین ۱۳۸۷

مصدق بزرگتر از ملی شدن صنعت نفت

دکتر مصدق

پس از اشغال ايران توسط انگليس و شوروي ، رقابت استعمارگران بر سر منافع ایران شدت گرفت ، انگلستان به خاطر حفظ سلطه‌اش بر نفت جنوب به این فکر افتاد تا با آقایان و مقامات وقت ایران قراردادي را به تصويب برساند و رساند و به قرارداد گس گلشاييان معروف شد، عده ای از ملت که می دانستند چه بر سرشان آمده قدری برافروخته شدند تا جایی که حتی اتفاقات کوچکی در کشور رخ داد و حرف از ملی شدن صنعت نفت افتاد بر این اساس پس از به نخست وزيري رسيدن مصدق در سال 1330، اجراي قانون ملي شدن صنعت نفت تصويب شد و قرارداد شرکت سابق نفت ايران و انگليس باطل شد و صنعت نفت ايران ملي اعلام گردید.

بعد از کودتاي 28 مرداد 1332 و عقد قرارداد تحميلي 1333 با کنسرسيومي متشکل از 16 شرکت نفت اروپايي و آمريکايي، صدور نفت توسط آن شرکت‌ها آغاز و عملاً قانون ملي شدن صنعت نفت ناديده گرفته شد.
در نهایت دکتر مصدق با تمام جدیت صنعت نفت را ملی نمود اما امروز با گذشت حدود 60 سال از این ماجرا ما بنزین را وارد می کنیم ،محصولات پتروشیمی را هم همچنین و از بامداد فردا بنزین را پس از چند ماه سهمیه بندی لیتری 400 تومان می توانیم خریداری کنیم.


ســال نـو مبارک

سال نو مبارک


یا مقلب القلوب و الابصار

یامدبر اللیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الی احسن الحال

درباره :

سفره هفت سین


سبزه : نماد نوزایی (تولد دوباره)
سیب :نماد زیبایی و تندرستی
سمنو: نماد فراوانی(برکت)
سیر : نماد پزشکی(درمان یا طب)
سنجد : نماد عشق
سکه : نماد دارایی
سرکه :نماد شکیبایی و عمر
سماغ : نماد(رنگِ) طلوع خورشید
سنبل

دیگر سین‌ها سوسن ، سبزی، سنگک ، سپند ، سیاهدانه
به نشانه تمدن و خردورزی: حافظ و شاهنامه و معمولاً قرآن و آينه
ماهی سرخ
یک جفت نوروزی (شمعدان اصیل ایرانی)
تخم مرغ رنگی
کاسه‌ای از آب که پرتقالی در آن غوطه‌ور است (به نشانهٔ زمین در فضا)
شیرینی ایرانی (مانند باقلوا، شیرینی آردنخودچی، ...)
همچنین:
گلاب ،آجیل ، شکلات ،گل نرگس ، دیوان حافظ یا ...

سال نو مبارک

۱۲ فروردین ۱۳۸۷

خیــــــــــــــــــلی ممنونم

مهران مدیری

همیشه همه چیز که درست از آب در نمی آد بعضی مواقع می بینی برای به ثمر رسیدن اهداف مخالفانت تمام تلاش خودت را کردی بدون اینکه خودت بخواهی...
بدون اینکه بخواهی امتیاز بدهی اما واقعیت تلخ تر از هر اتفاق دیگریست واقعیت شناخت افراد در مراحل مختلف زندگی از دیرباز گفته اند در سفر باید شناخت و تا حدی هم درست است چون در سفر به کمی ها و کاستی ها برخورد می کنی اما بحث من این نیست می خواهم در مورد کسی بنویسم که خود رامسعود شصت چی معرفی می کند مرد هزار چهره .. شاید تا به امروز با واقعیت عینی مسعود برخورد کرده ایم هر روز صفحات روزنامه از کلاه برداریهای حرفه ای می نویسند و از آماری که در کشورهای مختلف در مورد این نوع کلاه برداری هست.اما از بهم ریختگی سیتم اداری چطور آیا روزنامه های سراسری کشور ما یا حتی روزنامه و هفته نامه های محلی از این موارد هم می نویسند؟
چیزی که در کشور ما باب هست رپورتاژ آگهی یا گزارش است نوعی گزارش که ادارات و اشخاص خود هزینه مقدار فضای اشغالی توسط مطلبشان را به روزنامه می پردازند و پر است از تعریف و تمجید که در سازمان یا اداره ما چنین است و چنان !
مهران مدیری


اما مرد هزار چهره شبکه سه اتفاق دیگریست که کاملا نادر به نظر می رسد و واقعا هم نظیرش را لااقل من ندیدم سیستم ثبت و احوال شهرستان شیراز به عنوان یک نمونه که می توان تعمیمش داد به کل کشور ، نیروی انتظامی و بیمارستانها و ....
مهمترین مسئله وجود مسعود شصت چی در تمام آیتمها به عنوان شوهر یا خواستگاراست خیلی جالبه یعنی امکان ازدواج در کشور ما خیلی پائینه یا شوهر پیدا کردن خیلی سخته؟
یا اصلا کسی به عنوان خواسگار به هیچ منزلی که دختر جوانی در آن زندگی می کند رجعتی ندارد؟
بگذریم اتفاق دیگری هم افتاد، آنهم آیتمی بود که مهران مدیری ازسالها قبل آن را به هر شکلی در کارهایش می گنجاند ،آیتم محفل شاعران یا هنرمندان ، درست است دقیقا اگر در انجمن شعر یا داستان افراد غریبه ای پا بگذارند اولین ری اکشن آنها قه قه خواهد بود و او این اتفاق را در تلویزیون به تصویر کشید تا خودمان بدانیم که هیچ نمی دانیم. مگر در انجمنهای شعر و داستان چند نفر شرکت می کنند مگر در روخوانی شعر و داستان چند نفر گوش می دهند دقیقا مهران مدیری واقعیتهای جامعه را به ما برگردانده و ما به خودمان می خندیم.
شهرام جزایری وغیره و .... مگر نبودند و حالا هم هستند تازه این اتفاق در درجه پائین تر در حال نشان دادن است وای اگر که مثلا به جای محفل شعر وزارت فرهنگ را به تصویر می کشید یا ممیزیها را ، یا نه شورای برنامه ریزی تلویزیون را به تصویر می کشید تا ببینیم برای چه چیزهای کوچک و خنده داری یک فیلم یک کتاب یا هر چیز دیگری به سادگی کنار گذاشته می شود.
اما اینکه چنین برنامه ای تولید شده جالبه و انصافا باید خسته نباشی اساسی به مهران مدیری و تیم نویسندگی اش گفت که با هزار چهرگی شاید این برنامه را تصویب کرده اند ،چیزی که در مورد مدیری وجود دارد تغییر سطح سلیقه مخاطب با ساخته شدن هر کارش است ،مثلا با ساخته شدن پرواز 57 دیگر دلقک بازیهای اوسا و شاگردی وبدتر از آنها بعد از خبر و جانعلی ها و از این دست برنامه ها کنار رفت بعدها لبخند سوم و جنگ 77 وساعت خوش و ..تا برره و این آخری مرد هزارچهره دیگر هر برنامه طنزی ساخته می شد به نوعی الگو گرفته از کارهای مهران مدیری بود و خیلی زود هم قافیه را می باخت و کنار می رفت در این سالها خیلیها برنامه نود شبی ساختند اما هیچکدام ماندگاری برنامه های ایشان را نداشتند.

به به ، به به

مرتبط:

اینجا درگیری بالا گرفته
درباره مرد هزار چهره

اینجا رو...

۱۷ فروردین ۱۳۸۷

مستند چهار

مستند چهار

در حالی که همه از برنامه های طنز میگن و همه از مهران مدیری تمجید می کنند از جمله خود من، برنامه ای، با شخصیتی به مراتب بالا تر از سطح شبکه های سیما در حال پخش است.
برنامه ای با تنوع بسیار بالا چه از نظر محتوا و چه از نظر بصری ( همون گرافیک ) و چه از نظر حضور افراد شاخصی که امکان پخش فیلمها یا حتی تصویرشان از سیما به سختی حاصل می شود.

برنامه ای با سلیقه محمد حمیدی مقدم
مستند چهار

اين برنامه با تركيب و ساختاري متفاوت در هر قسمت يك گونه از سينماي مستند مانند مستندهاي اجتماعي ، سياسي ، مستندهای پرتره (زندگی‌نامه)، ورزشی، حیات‌وحش و ... معرفي و يك فيلم بلند مستند در هر ژانر به نمايش در می آورد.
آثاري از بزرگان سينماي مستند همچون رابرت فلاهرتي ، ژيگاورتوف ، ژان روش ، منوچهر طياب ، كامران شيردل ، پرويز كيمياوي به نمايش درآورده و جوانانی چون بهمن قبادی ،محمدشیروانی ،هانیه توسلی ، پاتريشيا بوزمن ، پتروکاستا ، ريموند دپاردون،و...

مستند چهار


ایشان تهیه کننده برنامه های سینما چهار ،مستند چهار ، سینما یک و تا مدتی پیش سینما دو نیز بودند.
ونکته جالب تر اینکه هر موقع مستند چهار محصول حمیدی مقدم می شود مخاطبان برنامه از مرزهای میلیون نفر می گذرند و این درحالیست که وقتی سینما یک به شخص دیگری واگذار شد مخاطبانش به چند صد هزار نفر کاهش پیدا کرد.
و این همان نکته مهم است که اين روزها ديگر سينماي مستند عرصه‌اي نيست كه فقط گروهي خاص به تماشاي آثارش بنشيند اين سينما مي‌تواند به عنوان وسيله‌اي براي آموزش مورد استفاده قرار بگيرد.مستند ارتباطي بسيار نزديك با زندگي افراد دارد و درك مباحثي كه در آن مطرح مي‌شود از همين رو براي مخاطبان ساده‌تر است.
به واسطه همين سادگي مي‌توان مسائلي مهم را براي مخاطبان طرح كرده‌ و نكاتي را به او آموزش داد اين شيوه بهره‌بري از سينماي مستند كاملا متفاوت است با تعريفي كه از سينما مبني بر توليد آثارش فقط براي جلب نظر يك عده دانشجو ارائه شده است
یکی از ویژگیهای برنامه «مستند چهار» این است که خود را به انتخاب و پخش نوع خاصي از مستند محدود نكرده است و شيوه‌اي جديد را بنيان گذاشته كه براساس آن در قالب يك موضوع خاص سه مستند را انتخاب مي‌كند و درسه برنامه آن را پخش می کند تا علاوه بر به نتيجه رسيدن در مورد يك سوژه خاص، تنوع را هم در پخش مستندها از دست ندهد ،به اين شكل است که بيننده برنامه با آرامش و اطلاع از موضوعي كه براي او طرح میشود برنامه را دنبال مي‌كند.
مديران و مسئولین هدف از ساخت برنامه مستند را به درستي درك كرده‌اند و متوجه جايگاه اين سينما در نظر مخاطبان شده‌اند از همين رو مي‌توان گفت عرضه سينماي مستند، بهترين فرصت براي طرح مسائلي است كه مي‌تواند دغدغه‌ افراد و جامعه باشد و با كمترين ميزان آسيب و حذفيات روي آنتن رفته و هدف از توليد آن را عنوان كند.
شاید یک یا تنها برنامه ای که در حد استانداردها شبکه های اروپایی یا بالاتر بخواهیم نام ببریم برنامه وزین مستند چهار است برنامه ای که حمیدی مقدم با دغدغه های خودش آن را به سمت آنتن هدایت می کند و جالب تر اینکه او قصد دارد برای فصل تابستان ویژه برنامه ای از مستند چهار را ارائه دهد که محصولات دوران کلاسیک سینمای مستند را به تصویر می کشد. «مستند چهار» را مي‌توان از اولين برنامه‌هاي مستند تلويزيون دانست كه به صورت جدي سينماي مستند ايران را مورد توجه قرار مي‌دهد.

محمد حمیدی مقدم

بیوگرافی طراح تهیه کننده کارگردان مستند چهار

محمد حميدي مقدم متولد 1347 در شهر همدان او از اوايل دهه 60 کار فيلمسازي را با انجمن سينماي جوان شروع کرد و از سال 1368 وارد دانشکده سينما شد و در سال 1375 با مدرک فوق ليسانس فارغ التحصيل شد و از سال 1374 به طور رسمي کار خود را با تلويزيون آغاز کرد و در ابتدا مجري طرح و مدير توليد خيلي از برنامه هاي تلويزيوني بود و پس از آن تهيه کننده کارهاي خودش شد. حميدي مقدم اولين کار حرفه يي و جدي خود را سينما دو مي داند و پس از آن پايه گذاري و طراحي سينما 4 را به عهده داشت و آنگاه با سينما يک به فعاليت خود ادامه داد. حميدي مقدم در حال حاضر برنامه مستند 4 را روي آنتن دارد و در حال طراحي سري جديد سينما 4 است.

طراح ، تهيه كننده و مجري : محمد حميدي مقدم
نويسنده : عباس بهارلو
مدير برنامه ريزي : امير لطفيان
ويدئو گرافيك : بهمن شهروان
تدوين : وحيد رحيميان ، مصطفي قربان پور
طراح صحنه : منير رضي زاده
موسيقي : آلبرت آراكليان
نويسنده و مترجم بخش خارج از كشور : مهدي فرودگاهي
مدير دوبلاژ بخش خارج از كشور : غلامعلي افشاريه
دستيار تهيه : اميد خوش سليقه
گويندگان : پرويز بهرام ، مريم نشيبا ، شايان شام بياتي

یکم مرتبط:

اینجا

غیر مرتبط:

اینجا

دروازه قران شیراز - سال 1310

۲۸ فروردین ۱۳۸۷

پيام آوري ناشناس

سید مرتضی آوینی

دوربين كوچك من پيام آوري ناشناس بود دوربين كوچك من اما مي‌دانست كه او شاهدي راستگوست و شهادتي بزرگ در راه است ما قصد داشتيم از خانة قديمي خود دفاع كنيم عمر تا پايان روز بود اما خانه عمري طولاني داشت و خون ما گرم در رگهاي آينه جاري مي‌شد فرزندان جوانمان با سربندهاي شيدا به ميدان‌ها رهسپار بودند و دوربين كوچك من در اتوبوس سربازان جوان بي صدا همراهشان شده بود اي آنهائي كه چون پيكرم شديد چون چشمهاي گوار كه با ما به ديدار مرگ آمديد اي چشمهاي حافظ اي چشمهاي ماندگار زيباترين تصوير در مردمكان شما بازتابيد آنان از عشق مي‌مردند ودر عشق قوطه ور بودند و با عشق زنده مي‌شدند تصوريهاي جوانيشان براي هميشه در سايه‌هاي تابستان ماند مرگ را صدا كردند قطار از راه رسيد و ناگهان شعله كشيدند در دشتهاي تصوير اكنون پروازشان به ياد مانده است .

ادامه "پيام آوري ناشناس" »

About فروردین ۱۳۸۷

This page contains all entries posted to عالیجناب نویسنده in فروردین ۱۳۸۷. They are listed from oldest to newest.

اسفند 1386 is the previous archive.

اردیبهشت 1387 is the next archive.

Many more can be found on the main index page or by looking through the archives.

Creative Commons License
این وبلاگ دارای جواز زیر است لیسانس Creative Commons.