« آبان ۱۳۸۷ | صفحه اصلی | دی ۱۳۸۷ »

آذر ۱۳۸۷ آرشیو

۵ آذر ۱۳۸۷

نمایش ویژه

شنبه ساعت 12 ظهر یکی زنگ میزنه و میگه از حوزه هنری همدان تماس میگیره ...گفتم بفرمائید
گفت چهارشنبه فیلمتون رو می خواهیم نمایش بدیم لطفا شیرنی هم همراه خود بیارید تا از میهمانان پذیرایی کنیم.
تا اومدم بگم آقا شیرینی چی فیلم چی ...تلفن قطع شد.
خلاصه فردا نمایش فیلم مستند مادستان در خانه هنرمندان حوزه هنری برگزار می شه اگر دوست داشتید و از همه مهمتر همدان بودید تشریف بیاورید که خوشحال خواهیم شد .

-------------------------------------------------------------------------------------

با گذشت چندین سال فعالیت مجموعه هایی مانند حوزه هنری، اما !!!مدیریت اجرایی آن هنوز به بلوغ نرسیده و هنوز ادبیات برنامه هایی را که اجرا می کنند هم بلد نیستند.حد اقل در نمایندگی استان همدان چنین است.
چقدر خوب است که اگر نمی توانیم کاری را انجام بدهیم با آبروی کسی بازی نکنیم!
نمایش فیلم من در اتاقی که شبیه انباری بود و شاید چند صندلی دسته دار که یاد دوران دبیرستان افتادم اتفاق افتاد در شرایطی وحشتناک که هر لحظه آرزو می کردم ایکاش هیچ وقت اجازه نمی دادم که در چنین محفلی فیلم پخش شود.
می دانم که سیستم مدیریت فرهنگ در کشور ما دچار بحران است و حداقل چندین دهه نیاز به اصلاح دارد تا به حد بلوغ برسد!!

مرتبط:
اینجا
و اینجا

۲۰ آذر ۱۳۸۷

تولد کارگردان گاو

این تیتر بر میگرده به روزی که برای نمایش فیلم (احتمالا هامون) رفته بودم، گوینده سالن یا همان مجری محترم، برای اینکه هیجان حضور داریوش مهرجویی رو بیشتر بکنه برای دعوت ایشان به جایگاه گفت:
دعوت می کنم از کارگردان گاو ، که روی سن تشریف بیاورند!

مهرجویی هم لبخندزنان رفت و آرام بالا نشست و هیچ.
بگذریم استاد مسلم سینمای ایران از امروز بقیه عمرش شروع شده دوتا مطلب هست که اولی از زبان بهرام رادان (بازیگر) و دومی از زبان هوشنگ گلمکانی منتقد شایسته سینما است.

داریوش مهرجویی


بهرام رادان:
مهرجویی بزرگ! تولدتان مبارک.
امروز روز میلاد عزیز شماست و ما مشعوف و شاد، دست به دعا برده‌ایم که از پروردگار خود بخواهیم تا یکصدوبیست سال (بلکه بیشتر) سایه شما بالای سر فرهنگ و هنر این سرزمین بماند و فرزندان این آب و خاک، بهره‌مند غنای دانش و آگاهی شما باشند؛ چرا که اعتقاد دارم زایش و پیدایش هنرمندی چون شما نیازمند گذر نسل‌هاست؛ و وای‌به‌حال نسلی که قدر جواهراتی این چنین را نداند. استاد بزرگم! اطمینان دارم که اگر روزی سعادت وجود شما در کنارمان رویا شود، از پیکره‌تان تندیس سازند و به نامتان بنا سازند و بر فقدانتان افسوس خورند. پس امروز استدعا دارم که افتخار شاگردی‌تان را به این حقیر اعطا کنید که آن را تا ابد در جعبه افتخاراتم نهان کنم. زادروزتان فرخنده و سایه‌تان مستدام باد. آمین.

ادامه "تولد کارگردان گاو" »

۲۴ آذر ۱۳۸۷

آخرین امپراطور

دلا نزد کسی بنشین، که او از دل خبر دارد
به زیر آن درختی رو، که او گل های تر دارد
در این بازار عطاران مرو هر سو چو بی کاران
به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد
تو را بر در نشاند او به طراری که میآید
تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد

آخرین امپراطور

بازی پاس در برابر پرسپولیس دلیل اصلی این مطلب بود، اما هرچه با خودم فکر میکنم پرسپولیس بدون قطبی مثل گفتن واژه پاس همدان می ماند .
لطفا دوستان عزیزم خورده نگیرند من همدانی هستم، اما واقعیت اینه که تیم پاس هیچوقت متعلق به همدان نیست،تیمی که عمر ورزش فوتبالش بیشتر از عمر ورزش فوتبال در همدان هست! ( البته بصورت حرفه ای نه کوچه بازاری)
همانطوری که حالا با نبودن یک افشین، افشین دوم هم مال پرسپولیس نیست.
وقتی می بینی تیمی با قدرت پرسپولیس و وجود افسانه ای به نام قطبی (به قول فردوسی پور چه می کنه)تمام توجه فوتبال کشور رو جلب کرده و هواداران را وجود افشین قطبی به اکثریت تبدیل کرده ،
اما ،با تصمیم گیری یک نفر افشین قطبی به افشین پیروانی تبدیل میشود،آیا این دو برابرند ؟ اگر امروز برنامه نود نظرسنجی مجدد بگذارد، باز پرسپولیس محبوب ترین است؟ لا اقل می دانم که بیشترینها قطبی را دوست داشتند حتی آنانی که فوتبال دوست ندارند!

 آخرین امپراطور

چقدر امروز دلم برای پاس و پرسپولیس سوخت ..هردو قربانی تصمیمهای یک نفره شدند.
خیلیها خیلی حرفها می زنند:
رفتن افشین قطبی مثل رفتن عشق اول آدمیزاده !! انقدر که دیگر پرسپولیس بدون قطبی را دوست ندارم ، اصلا پرسپولیس بدون قطبی، مثل پرسپولیس با علی پروین است .. از این بهتر بگویم؟
قطبی به پرسپولیس شخصیت داده بود حتی به اسم تیم.

بگذریم، یه سری مطلب در مورد قطبی و رفتنش جمع کردم که همه رو می گذارم، شاید استقلا لیها هم پرسپولیسی شدند.البته بخاطر قطبی( مزاح )

آخرین امپراطور


یادداشت حبیب رضایی :

سلام آقاي قطبي .اين روزها مثل خيلي روزهاي ديگر که ما ايراني ها به قول معروف «جوگير» مي شويم و هر فعل محترمي را از شدت استفاده، به عادت بي اثري تبديل مي کنيم، نامه نوشتن براي شما يا شما را خطاب قرار دادن در اول هر نوشته، عجيب باب شده است، حال بگذريم که در ميانه اين نوشتن ها، بعضي، مثل متن زيباي امير قادري مي شود.

ادامه " آخرین امپراطور" »

About آذر ۱۳۸۷

This page contains all entries posted to عالیجناب نویسنده in آذر ۱۳۸۷. They are listed from oldest to newest.

آبان 1387 is the previous archive.

دی 1387 is the next archive.

Many more can be found on the main index page or by looking through the archives.

Creative Commons License
این وبلاگ دارای جواز زیر است لیسانس Creative Commons.