دو كاج و هزار نوستالژی
در كنار خطوط " سیم پیام " خارج از ده ، دو كاج ، روئیدند
سالیان دراز ، رهگذران آن دو را چون دو دوست می دیدند
روزی از روزهای پاییزی زیر رگبار و تازیانه ی باد
یكی از كاجها به خود لرزید خم شد و روی دیگری افتاد
گفت ای آشنا ببخش مرا خوب در حال من تامل كن
ریشه هایم ز خاك بیرون است چند روزی مرا تحمل كن
كاج همسایه گفت با تندی مردم آزار ، از تو بیزارم
دور شو ، دست از سرم بردار من كجا طاقت تو را دارم
بینوا را سپس تكانی داد یار بی رحم و بی محبت ا و
سیمها پاره گشت و كاج افتاد بر زمین نقش بست قامت ا و
مركز ارتباط ، دید آن روز ا نتقا ل پیام ، ممكن نیست
گشت عازم ، گروه پی جویی تا ببیند كه عیب كار از چیست
سیمبانان پس از مرمت سیم راه تكرار بر خطر بستند
یعنی آن كاج سنگدل را نیز با تبر ، تكه تكه ، بشكستند
محمد جواد محبت
اصلا دوست ندارم درباره افتتاحیه جشنواره فیلم فجر صحبت کنم، چون آنقدر این برنامه بد بود که دیگر جایی برای هیچ حرفی نمی گذارد و فقط باید گفت که بد بود،اما از طرفی کارگردان برنامه از دوستان خوبم در حال حاضر و سالهای دورتر مدرسم درانجمن سینمای جوان بود و حالا گفتن بدیهای استاد ..؟!! یا بدیهای مدیریت فارابی و نه اصلا مدیریت مرکز همایشهای برج میلاد ! در کل افتضاحی به بار آمد که مپرس و فروتن هم احتمالا تا الان هزاران اس ام اس بد و بیراه دریافت کرده که : اگر اجرا نمی دونی چرا قبول می کنی ؟
مرتبط:
اینجا


