« کار برد افعال معکوس | صفحه اصلی | می تونم تورو دوست داشته باشم؟ »

مي‌بارند

سمـن بويان غبار غم چو بنشينند بنشانند
پري رويان قرار از دل چو بستيزند بستانـند
بـه فـتراک جفا دل‌ها چو بربندند بربندند
ز زلف عنبرين جان‌ها چو بگشايند بفشانـند
به عمري يک نفس با ما چو بنشينند برخيزند
نـهال شوق در خاطر چو برخيزند بنشانند
سرشک گوشه گيران را چو دريابند در يابند
رخ مـهر از سحرخيزان نگردانند اگر دانـند
ز چشمم لعل رماني چو مي‌خندند مي‌بارند
ز رويم راز پنهاني چو مي‌بينند مي‌خوانـند
دواي درد عاشق را کسي کو سهل پـندارد
ز فـکر آنان که در تدبير درمانند در مانـند
چو منصور از مراد آنان کـه بردارند بر دارند
بدين درگاه حافظ را چو مي‌خوانند مي‌رانـند
در اين حضرت چو مشتاقان نياز آرند ناز آرند
کـه با اين درد اگر دربند درمانند درمانـند


این یک داستان کوتاه است.

فقط راه می رفتم راه میرفتم و فکر می کردم اونم راه میرفت وشاید فکر می کرد ولی من هم راه می رفتم هم فکر می کردم
به نظر تو آخر دنیا کجاست؟
ف خندید فقط خندید
دوباره گفتم:ف به نظر تو آخر دنیا کجاست؟...

احسان صدیقی

بازم خندید نه جوری که صدا داشته باشه یه خنده بی صدا!دیگه خسته شده بودم البته احساس می کردم که خسته شدم یه مقدار پای چپم درد می کرداز شب قبل شروع شده بود.
ف یهو بدون مقدمه گفت:امشب کجا میری؟
من فهمیدم که اون امشب کار داره گفتم:زیاد مهم نیست شاید برم پیش حامد می خوام یکم درد دل کنم
گفت:خوب پس می تونیم باهم باشیم
گفتم:تو مشکلی نداری
گفت:نه فقط دوست دارم درد دل کنم
هیچی نگفتم منتظر بود یه حرف تکراری بشنوه شاید می خواست ببوسمش یا شایدم من دوست داشتم ببوسمش آره من دوست داشتم ببوسمش وقتی شنیدم شب جایی نمی ره دقیقا از همون جا که گفت می خوام درددل کنم می خواستم ببوسمش یعنی بعد از اینهمه مدت هنوز حس مشترک بین ما بود!اینجور وقتایی به چشمهاش که نگاه می کردم یه حس عجیبی یا نه ضعف تمام وجودم رو می گرفت بی حس میشدم پاهام می لرزید کف دستم عرق می کرد ...زبونم بند میومد.تازگیها فهمیدم که اون حالتها اون حسای عجیب و غریب همه لذت دنیا بود تمام زندگی من تو چشماش خلاصه می شد اصلا آخر دنیا تو چشمای او بود.

نظرات (۲)

چشمهايش......

كاش ميديدم چيست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاريست...!!

امیر:

عجب!!

About

This page contains a single entry from the blog posted on ۶ آذر ۱۳۸۴ ۴:۱۵ بֽظֽ.

The previous post in this blog was کار برد افعال معکوس.

The next post in this blog is می تونم تورو دوست داشته باشم؟.

Many more can be found on the main index page or by looking through the archives.

Creative Commons License
این وبلاگ دارای جواز زیر است لیسانس Creative Commons.