درست به یاد نمی آورم که چند سالم بود ولی می دانم زمان جنگ ایران و عراق بود و شاید روزهای اغازین آن صبح زود با صداهای وحشتناکی از خواب بیدار شدم دیدم برادر کوچکم پشت کمد قایم شده و از ترس به خودش می لرزه خواستم بلند شم و برادرم رو در آغوش بگیرم می خواستم داد بزنم بگم که ما تنهاییم اما جراتش رو نداشتم شاید من و برادرم روی هم 6سال داشتیم پدرم به جبهه رفته بود و مادرم که معلم بود و هر روز سر کار می رفت ما بودیم و چند ساعت ترس اونوقتا تمام سرگرمی ما نوارخاله سوسکه بود که هزار بار گوش کرده بودیم.می ترسیدم هم از صدای گوینده رادیو وهم از صدای ضد هوایی و هواپیما و ...بگذریم.چند سالی از ان دوران گذشته اما اضطرابها همچنان با ماست شاید اونی که الان با خیال راحت سوار ماتیزش میشه و از پنچریش تو وبلگش می نویسه هیچوقت این روزها رو ندیده باشه شاید اون اقایی که ماجراهای سگش روموضوع وبلاگش کرده... ولی ما که این روزها رو گذروندیم و بمب رو بالای سر و تیکه های بدن همسایمون روتو کوچه دیدیم خوب می فهمیم که جنگ چقدر سخته شایدازاینکه یه نایت کلوب سر کوچتون نیست ویا مشروبتون رو به سختی می خرید ناراحت باشید ومدام بگید اینجا آزادی نیست .تنها شعارتون هم نبود دمکراسی باشه... از جنگ میترسم نه به خاطر جان خودم بلکه برا اون نسلی نگرانم که قربانی جاه طلبی چند آدم بی فکر میشه و وارث تمام اضطرابهای ما !!
اگه با دخالت نظامی امریکا در ایران مخالف هستید می تونید اینجا رو که به همت سعید حاتمی است امضا کنید

نظرات (۲۱)
منم از جنگ بدم میاد به خاطر تمام دوران سختی که داستیم.
ارسال توسط فروزان | ۲۶ دی ۱۳۸۴ ۰:۲۱ قֽظֽ
Posted on ۲۶ دی ۱۳۸۴ ۰۰:۲۱
من هم فکر کنم همسن شما (یکی دو سال کوچکتر یا بزرگتر) بودم و جنگ و همهی ترسهایاش را به خوبی به یاد دارم.
اما در مورد دیگران هم بد قضاوت نکن. آنها هم ممکن است همین کابوسها را داشته باشند. اگر الان دغدغههایشان چیز دیگری است، به معنای بد بودنشان نیست.
و مهمتر هم اینکه ما مگر قرار است تا آخر عمر فقط به یک چیز فکر کنیم؟ دموکراسی برایمان مهم است، ماتیزمان هم مهم است، اگر دلمان میخواهد الکلمان هم باید برایمان مهم باشد - همانطور که مخالفت با دخالت امریکا نیز مهم است.
ارسال توسط SoloGen | ۲۶ دی ۱۳۸۴ ۳:۱۲ قֽظֽ
Posted on ۲۶ دی ۱۳۸۴ ۰۳:۱۲
سلام عزیز
از جنگ چیز زیادی یادم نیست ولی خب الان رو که دارم می بینم ...
همیشه سختی هست ... باید جنگید البته با سختی ها
بازم از محبتت ممنونم
موفق باشی
ارسال توسط samanta | ۲۶ دی ۱۳۸۴ ۱۰:۳۰ قֽظֽ
Posted on ۲۶ دی ۱۳۸۴ ۱۰:۳۰
جنگ...اصلا چرا برای همه چیز باید بجنگیم حتی برای آزادی؟
منم موافقم با صلح با دوستی با هر چیزی که درش عشق باشه.
ارسال توسط امیرش | ۲۶ دی ۱۳۸۴ ۱۰:۵۶ قֽظֽ
Posted on ۲۶ دی ۱۳۸۴ ۱۰:۵۶
طوری حرف میزنی انگار فقط خودت به تنهایی تمام مصیبت های جنگ را تحمل کردی اگر از جنگ واهمه داری به اون رئیس جمهور شیزوفرنی ات بگو کمتر هاله نور دور سرش ببینه و اراجیف بگه و به جای غنی سازی اورانیوم شکم چند میلیون گرسنه را سیر کنه اعتیاد و فقر را ریشه کن کنه چند تا کپسول آتش نشانی بخره تا بچه های مردم تو آتیش زنده زنده نسوزند
نمی خواد جاده واسه امام زمانش بسازه جاده واسه اون مردم بدبخت بسازه تا سالی 30000 نفر تو تصادف نمیرند
شما انگاری نفست از جای گرم در میاد پاشو یه سر به جنوب شهر بزن و اعتیاد و فقر و فساد رو ببین تا دیگه از این حرفای صدتا یه غاز نزنی.
ارسال توسط سحر | ۲۶ دی ۱۳۸۴ ۰:۱۸ بֽظֽ
Posted on ۲۶ دی ۱۳۸۴ ۱۲:۱۸
انگار موقع كشت گندم بود.....
آن زلف پر پيچ و تاب طلات هنوزم يادمه.....
نمي دونم چي شد كه يه دفعه همه چيز....
همه جا غرقه در خون شد!!!!!!!
ارسال توسط صبا | ۲۶ دی ۱۳۸۴ ۲:۲۳ بֽظֽ
Posted on ۲۶ دی ۱۳۸۴ ۱۴:۲۳
درپاسخ به دوستی به نام سحر
سلام دوست عزیزاز اظهار نظر شما خیلی خوشحالم چون به هر حال برای خود نظری دارید که نعمت بزرگیست بعضی از دوستان بلند گوی دیگران هستند.که خدا را شکر شما از این امرمبرا هستید.عرض کنم که رئیس جمهور متعلق به همه کسانیست که در مملکت زندگی می کنند و ارث پدری من نیست لذا شما هم می توانید مستقیما با ایشان مکاتبه کنید(البته فکر نکنم شما در ایران باشید) چون بنده وکیل وصی کسی نیستم در مورد جاده سازی من بی اطلاع هستم ولی آنقدرمی دانم که قدر ومنزلت امام عصر به اندازه ایست که جانمان را فدای ایشان کنیم هم کم است.و یک توصیه از برادر کوچکتان بشنوید:عزیزم هیچوقت نظر با ناسزا گفتن برابر نبوده شما سعی کن موقع نظر دادن کمتر از ناسزا استفاده کنی چون این بهترین راه برای حفظ حرمت خود شماست حداقل رئیس جمهور شما در مقام استاد دانشگاه نقش معلم را دارد و معلمی هم میراث حضرت رسول است.و نکته آخراینکه بنده فیلمساز هستم و شرایط انسانی را در نظر می گیرم نه سیاسی.اگر مایل به بحث بودیدآدرس وبلاگتون رو بگذارید.ممنونم از لطف شما.
ارسال توسط احسان | ۲۶ دی ۱۳۸۴ ۲:۵۲ بֽظֽ
Posted on ۲۶ دی ۱۳۸۴ ۱۴:۵۲
همه مان از جنگ بيزاريم.شايد بيشتر روزهاي بچگي را در انتظار آژير سفيد گذرنديم اما بهتر نيست صلح را از همين جاهااز تو همين وبلاگها شروع كنيم
ارسال توسط قاب عكس خالي | ۲۶ دی ۱۳۸۴ ۳:۱۳ بֽظֽ
Posted on ۲۶ دی ۱۳۸۴ ۱۵:۱۳
وحشتناک ترین کابوسهایی که الان می بینم مربوط به دوران جنگه خیلی بد بود.موفق باشی.
ارسال توسط سونیا | ۲۶ دی ۱۳۸۴ ۳:۴۰ بֽظֽ
Posted on ۲۶ دی ۱۳۸۴ ۱۵:۴۰
راستش من دیدم شماخیلی داری از این احمدی نژاد حمایت می کنی گفتم شاید سخنگوش باشید و خواستم از طریق شما حرفامو بزنم. اگر توهین کردم ببخشید ولی بعد از این همه مصیبت که سر من و خانواده ام اومده(یک هزارمش را شما تحمل نکردی) و آواره دنیا شده ایم خیلی برام زور داره می بینم کسی از احمدی نژادی طرفداری می کنه که تقریبا همه به ماهیتش پی بردندو بعد هم میگی من سیاسی نمی نویسم میشه بپرسم شما به چی سیاسی نوشتن می گوئید؟
من از شما دوست عزیز خواهش می کنم به تاریخچه جمهوری اسلامی نگاه باز تر و بی طرفانه تری بیندازید به خانواده هایی فکر کنید که عزیزانشان را در سیاهچال های اوین از دست دادند و حتی جنازه بچه های معصوم خود را هم تحویل نگرفتند شما که اهل اینترنتی با چند کلیک ساده می تونی پی به همه این جنایات ببری.
کشور ما با آن همه منابع ثروت ملی و نیروی کار جوان هم اکنون به یک کشور منزوی تبدیل شده مردمش معتاد و فقیرند و دخترانش برای لقمه نانی خود فروشی می کنند در خارج کشور هم همه ما را به نام تروریست و خشونت طلب می شناسند حالا باز از لبخند احمدی نژاد بگویید.
ساختن جاده برای امام زمان را همه می دانند و در خبرها می تونید پیداش کنید تعجب می کنم که خبر ندارید
نکنه فیلم هاله نور را هم ندیده اید؟
به هر با من می تونید از طریق ای میلم تماس داشته باشید و بحث کنیم.
ارسال توسط سحر | ۲۶ دی ۱۳۸۴ ۵:۲۰ بֽظֽ
Posted on ۲۶ دی ۱۳۸۴ ۱۷:۲۰
چیز زیادی از جنگ یادم نمیاد! بچه بودم و بابا ما رو از ترس برد یک شهری بسیار دور از هیاهو! بعد از فوت امام برگشتیم! اما از جنگ بدم میاد درکش نمی کنم چرا یک عده باید یک عده دیگر رو بکشند برای تصاحب چیزی که یک روز یک عده دیگه میان ازشون میگیرن؟ عالیجناب لینکت رو میذارم تو وبلاگم! مرسی !
ارسال توسط صدف | ۲۶ دی ۱۳۸۴ ۱۰:۳۳ بֽظֽ
Posted on ۲۶ دی ۱۳۸۴ ۲۲:۳۳
سحر عزیز:
باید عرض کنم خدمت شما که حمایت از رئیس جمهور اولا اصلا بد نیست کما اینکه بنده احساس نمس کنم حمایتی صورت گرفته در ضمن نباید تاریخ ایران را فراموش کنیم شما اگه از شخص احمدی ن÷اد خوشتون نمیاد یه بحث دیگه ایست اما رئیس جمهور بر می گردد به یکی از ارکان اصلی نظام و در هیچ جای دنیا رسم نیست که رئیس جمهور را تحت فشار بگذارند حالا هر چند جزئی.در مورد نگاه مجدد باید عرض کنم بهترینهای خانواده ما شهید شدند و تعدادی از عزیزانمان حتی مفقود هستند یعنی سر نوشتشان نا مشخص است فکر نمی کنم از ما بیشتر سختی کشیده باشید از وضع معلوم انقدر در رفاه بودید که به خارج از کشور (اگه اشتباه نکنم آمستردام)رفته اید/در مورد جاده برای امام زمان باید عرض کنم همیشه حاشیه دولتها پر است از حرفهای نا مربوط شاید برای مسجد جمکران طرح عمرانی داشته باشند که آنهم چیز بعیدی نیست.
ارسال توسط احسان | ۲۷ دی ۱۳۸۴ ۵:۳۸ بֽظֽ
Posted on ۲۷ دی ۱۳۸۴ ۱۷:۳۸
salam ........khili jalebe .............mer30 .............movafagh bashi .bye
ارسال توسط پير دانشمند | ۲۸ دی ۱۳۸۴ ۸:۴۲ قֽظֽ
Posted on ۲۸ دی ۱۳۸۴ ۰۸:۴۲
عید غدیر بر شما وخانواده محترمتان مبارک باد.
ارسال توسط امیرش | ۲۹ دی ۱۳۸۴ ۱:۵۶ قֽظֽ
Posted on ۲۹ دی ۱۳۸۴ ۰۱:۵۶
سلام .جالب بود اما بهتره به عقايد هم احترام بگذاريم.وبلاگ تنها جايي هست که ما مي تونيم نظراتمون رو حداقل بدون دغدغه کمتري توش جا بديم.اينکه کسي درباره سگش حرف مي زنه يا از ماتيزش صحبت مي کنه از نظر خودشون چيز باارزشيه و اين دليل نمي شه که مورد توهين قرار بگيرند.و مطمئن باش حتي دليل نمي شه که اونا سختي نکشيده باشند.به جشنواره فيلم فجر نزديک مي شيم ها از اون خبرهاي توپ دست اولت خبري نيست؟
ارسال توسط لاله | ۳۰ دی ۱۳۸۴ ۷:۵۲ قֽظֽ
Posted on ۳۰ دی ۱۳۸۴ ۰۷:۵۲
سلام ... خیال کردم تکلیف برای رییس جمهور کشور دیگری انتخاب کردن، یک بیماری هست!!!؟؟؟
ارسال توسط آرمین گیله مرد | ۳۰ دی ۱۳۸۴ ۹:۰۷ بֽظֽ
Posted on ۳۰ دی ۱۳۸۴ ۲۱:۰۷
سلام،
ممنون از لطفت. ببخشيد که اين چند وقت فرصت ترتيب دادن لينکت نبود. حالا هم تو وبلاگ خودم ترتيبش رو دادم هم تو «ليست وبلاگهای به روز شده».
فقط يک چيزی، وبلاگ جای خوبيه که آدم حرفها و نظراتش رو بنويسه، ولی به نظرم درست نيست که در مورد شخصيت و افکار ديگران نسنجيده قضاوت کنيم. مسلماً خانوم دوکوهکی هم جنگ رو ديده و مثل من و تو خاطرات تلخی از اون روزها داره؛ به همين دليل با جنگ مخالفه و سال گذشته با دادخواست ضد جنگ همراهی کرد. همينطور آقای عليمحمدی که خودش يکی از قربانيان جنگ و انقلاب هست. مسلماً اگر اونها به مسائل انتقادی دارند، با ديد ديگهای نگاه میکنند که ما نمیتونيم.
حتی اگر صد در صد مطمئن باشيم که اونها اشتباه میکنند، بايد به افکار و شخصيتشون احترام بگذاريم. يکی از دلايل اصلی جنگ و کشتارها به رسميت نشناختن افکار و عقايد ديگران است.
شاد و موفق باشی
ارسال توسط سعيد حاتمی | ۱ بهمن ۱۳۸۴ ۱:۳۴ قֽظֽ
Posted on ۱ بهمن ۱۳۸۴ ۰۱:۳۴
سلام و معذرت اگر ناقض نوشتم ... من یکی از موافقیم این تومار هستم و همان اول امضایش کردم. درین تومار از یک رییس جمهور خواسته میشود، رییس کشوری که نه شما و نه من ساکنش هستیم و حتی ملیت انکشور نداریم، که دست از اعمال و سیاست ضدمردمی اش بردارد. بهش لینک داده اید و خواستدار امضایش شده اید اما در وبلاگ دوستی که خواستار "رییس جمهور باید استعفا بدهد" پیام گذاشته اید:"برا من خيلی جالبه که يه آدم مثل جنابعالی يه کشوری ديگه زندگی ميکنه و در مورد رئيس جمهور کشور ديگری اظهار نظر می کنه و تصميم هم ميگيره به نظر من شما دچار مشکل هستيد حتما يه پزشک مراجعه کنيد ." ... این منطق: به منفع خود بپندارم، کار خوب معرفی میکنم و به ضرر من بپندارم کاری ناشایسته هست. باعث خنثی شدن و بی معنی شدن قدرت مردمی میشود!!! اگر اظهار نظر کردن و تصمیم گیری در مورد رییس جمهور کار خوبی نیست (بنظر من کاریست که همه باید انجام دهند تا از مطلقه شدن قدرت و فساد اداری جلوگیری شود) شما هم نبایست میکردید اما اگر نظر شما و من یکی هست که مسئول رساندن صدایمان به احکام قدرت هستیم، نباید ایراد میگرفتید تا این عمل مثبت خودشما بی معنی نشود!!!
ارسال توسط آرمین گیله مرد | ۳ بهمن ۱۳۸۴ ۴:۳۰ بֽظֽ
Posted on ۳ بهمن ۱۳۸۴ ۱۶:۳۰
سلام ... ببخش بدجوری داری اشتباه میکنی. اینها دارند کیف میکنند که آقای احمدی نژاد رییس قمحور شده. اولا رسانه های غرب انتخبات اخیر ریاست قمحوری را بعنوان دمکراتی ترین انتخابات ایران معرفی کردند. دوما با کمک حرفهای ایشان دارند افکار عمومی خود را برای چندمین اماده میکنند تا بدون مدرک زور ترورشان را به رخ جهان بکشند. در ضمن معذرت میخواهم دولت بوش هم از مردمش خواست به ریاست جمهوری حمله نکنند چونکه لرزه به دل همونایی انداخته که میخواهند زندگیشان رو نابود کنند. اما چونکه اون امریکایی و مسیحی هست نباید مردم آمریکا گوش میکردند اما در مورد آقای احمدی نژاد فرق میکند چونکه ایرانی و مسلمان هست!!؟؟ ستمدیدیده و ستمگر هر ملیتی و همه دینها دارند و اگر ستمدیده ز ستمدیده جدا کنیم فقط و فقط به ستمگران و زورگویان و حکامی که در وحله اول فقط فقط محافظ سرمایه سالاران هستند، کمک کردیم. ببخش مستقیم حرف میزنم و معذرت میخواهم اگر ناراحت میشوی و امیدوارم به دل نگیری که هدف آزارت نیست: اسدالله با نقد آقای احمدی نژاد در جبهه مخالف آقای بوش قرار میگیرد اما شما با حمایت ازیشان ناخواسته در جبهه بوش ها قرار میگیرید. دوباره تکرار میکنم که نمیترسند قبل از ریاست آقای احمدی نژاد مخالفین جنگ و سیاست امریکا بیشتر بودند و کنون روزبروز کمتر و کمتر میشوند هیچ بلکه طرفداری هم میکنند. اینکه برایشان ترس ندارد. به بهانه سخنان آقای احمدی نژاد دارند کلی اسلحه میفروشند و جیبها پر میکنند ...در جنگ که خودشان شرکت نمیکنند من و شما را به میدان میفرستند و جیبهای اربابانشان پر میکنند ....
ارسال توسط آرمین گیله مرد | ۴ بهمن ۱۳۸۴ ۳:۵۲ بֽظֽ
Posted on ۴ بهمن ۱۳۸۴ ۱۵:۵۲
salam aziz
rastesh dargire emtehana hastam vali mamnoon ke be yade mano khanevadam hasti
rasti ehsan jan khabaraye khoob khoob shenidam ... agha tabrik
vasat arezooye salamati va khoshbakhti daram harja hasti
ارسال توسط samanta | ۶ بهمن ۱۳۸۴ ۴:۰۶ بֽظֽ
Posted on ۶ بهمن ۱۳۸۴ ۱۶:۰۶
سلام ... دیروز هرچه سعی کردم، نتوانستم وبلاگت را باز کنم. گه گداری وبلاگهای که هاست ایرانی دارد باز نمیشوند. ببین اسسدالله هم مخالف جنگ و خونریزی هست و فقط وفقط بخاطر همین خواستدار استعفای رییس قمحور شد. خیلی از مردم امریکا هم بخیال اینکه برای جلوگیری از خونریزی فراوان باید از آقای بوش طرفداری کنند به او رای دادند. و تو هم بخیال اینکه میخواهی از جنگ و خونریزی جلوگیری کنی میگویی پشت رییس قمحور را نباید خالی گذاشت. در حالیکه با رای دادن به بوش و پشت آقای احمدی نژاد را پر کردن باعث جنگ و خونریزی خواهد شد. اینها بنظر می آید که خارج از میدان به هم پرخاش میکنند اما در واقعیت هنگام بازی دارند به همدیگر پاس میدهند و با وادار کردن که ما طرف یکی را بگیریم فقط دروازه را برایشان خالی میگذاریم. جنگ همیشه یک برنده و یک بازنده دارد: اصحاب قدرت و سران سرمایه میبرند و تودهء مردم میبازند!!! این با حرفهایش بهانه به دست او میدهد و اون بهانه به دست ان میدهد و آن بهانه به دست این. بازم میگویم بوش ها واحمدی نژادها و شیراک ها و ... یکطرف و ما یکطرف!!! دقت کنی میبینی که اینها و امثالشان با کمک هم (سیاست) سوارمان میشوند و تا وقتی ما طرف یکیشان را بگیریم بنفع همشان کار کردیم!!!!!
ارسال توسط آرمین گیله مرد | ۶ بهمن ۱۳۸۴ ۸:۱۹ بֽظֽ
Posted on ۶ بهمن ۱۳۸۴ ۲۰:۱۹