« عروسک قصه من | صفحه اصلی | شکایتی ندارم »

اين روزها كه مي گذرد

شکوفه

اين روزها كه مي گذرد ، هر روز احساس مي كنم
كه كسي در باد

فريـــــــــــــــاد
مي زند
احساس مي كنم

كه مرا
از عمــــــق جاده هاي مه آلود
يك آشناي دور
صدا مي زند
اين روزها كه مي گذرد ؛هر روز

درانتظارآمدنت هستم

اما
به من بگو آيا؟
من نيز
در روزگار آمدنت هستم؟

ای منجی درود بر تو و خاندانت

بهار به خاطر همین شکوفه ها وسرسبزیهاش زیبا نیست بلکه برای شروع برای آغاز از صفر برای همه آن پتانسیلهایی که باخود به ارمغان می آورد زیباست اینکه چقدر می توان از طبیعت درس گرفت.درختها با ایمان ترین موجودات خداوند هستند که هیچوقت از قانون طبیعت سرپیچی نمی کنند وبا وجود اینکه معلوم نیست تا بهار سال بعد چه بلایی ممکنه سرشون بیاد... پاییز شان که میرسد آرام و بی صدا تمام آنچه زیباییشان است را به تقدیر می سپارند به امید بهار.بهار مقدس ترین فصل سال برای عبرت من و تو از راه می رسد تا نوید آزادی را بدهد.
عباس کیارستمی
راستی خانوم بینوش به ایران آمدند برای بازی در فیلم عباس کیارستمی فیلمساز به تمام معنای سینمای ایران و جهان اینجا بیشتر در موردش نوشته/

یه داستان کوتاه
عين همون وقتها

از توی تخت فقط نگاهش می کردم .
گفت : « عين همون وقتها »
گفت : « تازه بهترم شدی »
گفت : « اصلا حال اومدی »
منظوری نداشت بدبخت فقط مثل سگ داشت دروغ می گفت .
گفتم : « بی شرف دروغگو »
آرام گفتم ، نفهميد . بعد بلند گفتم : « بهت گفتم بی شرف دروغگو »
بعد بلندتر گفتم : « بی شرف دروغگو »
و بعد هی داد زدم : « بی شرف دروغگو »

نظرات (۴)

كه چقدر محتاجم توي اين جاده هاي مه آلود مبهم پليد غرق شم.....

samanta:

سلام احسان جان
این داستان کوتاه آخر خیلی با حال بود خوشم اومد
کارو بار چطوره؟ تعطیلات بهتون خوش گذشت؟

سلام! ساده و صميمي و زيبا! خانه ات هم ظاهري آرام و آراسته دارد و هم مطالبي ساده و در عين حال خواندني! در اين دنياي رنگانگ و شلوغ و پرازدحام که انگار هم سردرگم انتخاب کردن هستند، ساده ترين ها برگزيدن واقعا هنر است! آرزو مي کنم که هميشه پرتلاش و سرزنده و سلامت باشي! اگر حوصله ايرانگردي و طبيعت گردي داشتي سري به من بزن!

ورقم يك ساله شد....
حضورتون منو خوشحال ميكنه...

ارسال نظر

(اگر پیش از این نظری ارسال نکرده اید، موافقت دارنده سایت برای نمایش نظر شما لازم می باشد. تا آن زمان، نظر شما نمایش داده نمی‌شود. از صبر شما متشکریم.)

About

This page contains a single entry from the blog posted on ۱۷ فروردین ۱۳۸۵ ۱۱:۴۲ بֽظֽ.

The previous post in this blog was عروسک قصه من.

The next post in this blog is شکایتی ندارم.

Many more can be found on the main index page or by looking through the archives.

Creative Commons License
این وبلاگ دارای جواز زیر است لیسانس Creative Commons.