« حرف زدن در چهار دیواری حق مسلم ماست | صفحه اصلی | گاوها یونجه می خواهند »

زمانی برای مستی قبادی در نیمه ماه

بهمن قبادی پشت صحنه فیلم کوتاه هدف یا ...
این عکس رو خود قبادی هم نداره !
هميشه سعی كرده‌ام رنج‌ها و دردهای افرادی را كه در مناطق كرد‌نشين زندگی می‌كنند، منعكس كنم....
رنج و درد و جنگ جزئی از زندگی كردها شده است. وقتی به گذشته برمی‌گردم احساس می‌كنم در يك دالان تنگ و تاريك كه حاصل از جنگ است بزرگ شدم و فكر می‌كنم تا ابد در اين سرزمين جنگ باشد و هيچ‌كس نمی‌تواند آن را نجات دهد.
اینها جملاتی بود که بهمن قبادی بعد از اکران فیلم لاک پشتها در جشنواره بیست ویکم فیلم کوتاه تهران وهمزمان با بزرگداشت بایرام فضلی عنوان کرد.
اصلا دوست ندارم کسی رو بت نشون بدم یا اصرار بر این آدم فلان است و فلان است کنم.ولی به یه چیز خیلی اعتقاد دارم اونم احترام به پیشکسوته اصلا دلیل نوشتن این مطلب جوی است که جدیدا علیه قبادی به راه افتاده...
بهمن قبادي سال 1348 در بانه كردستان به دنيا آمده او چهارمين فرزند یه خانواده شلوغ هفت نفري است و در عین حال اولين پسر خانواده . تا 12 سالگي در بانه زندگي می کرده با شروع جنگ در منطقه او و خانواده اش را راهي سنندج می شوند.
خانواده قبادی

او بعدها در دانشگاه صدا و سيما مشغول به تحصيل شد اما به خاطر مشکلات مالی دانشگاه را نیمه کاره رها كرد.
قبادي در سال هاي پاياني دهه 60 به عكاسي هنري و صنعتي روي آورد.او در اون سالها در همدان زندگی می کرد و همزمان در دوران خدمت وظیفه بود با علاقه شدیدی که او به فیلم کوتاه داشت و با حمایتهای مسئول انجمن سینمای جوان او در همون شهر به کار فیلمسازیش ادامه داد و با ساخت فيلم هاي هشت ميلي متري فيلم سازي را تجربه می کرد. حاصل آن دوران , تعدادي فيلم داستاني و مستند 8 ميل متري است فيلم هاي كوتاه قبادي از همان سالها مرد توجه قرار گرفتند و سر انجام با ساخت باز باران باترانه موفق به کسب جایزه از جشنواره سینمای جوان شد و در حقیقت با ساخت فیلم کوتاه زندگی در مه قبادی به عنوان یک فیلم کوتاه ساز به سینمای کشور معرفی شد.
بعد از ان قبادی با سرمایه ای که از جوایز این فیلم در جشنواره های مختلف و با مشارکت بنیاد فارابی توانست اولین فیلم بلند خود را با نام زمانی برای مستی اسبها کلید بزند.
داستان فیلم زمانی برای مستی اسبها دقیقا همان داستان زندگی در مه است که این بارکاملا حرفه ای و با اتکا به تجربیاتش که همزمان در همون سالها به واسطه دستیاری در فیلمهای بلند سینمایی کرده بود او را به دوربین طلایی جشنواره کن رساند.
عباس کیارستمی وبهمن قبادی

قبادی پیش از ان دستیاری استاد مسلم سینمای ایران عباس کیارستمی را کرده بود.اتفاقا در همان موقع خانواده مخملباف با تیزهوشی تمام از اطلاعات و ایده های او برای خود سو استفاده کردند و خانم سمیرا مخملباف موفق شد با کمک بهمن قبادی اولین فیلم کردی ایران را بسازد.که مسلما این کارمیسر نبوده مگر به کمک قبادی چون مخملبافها تمام انرزیشان را در افغانستان تخلیه می کردند.یادمه اون زمان افغانستان و فیلمهای افغانی به شدت روبه فزونی گذاشته بود تا جایی که مجیدی تو قلب تهران داستان عشق دو نوجوان افغانی را به تصویر می کشد.البته (باران)فیلمیست که فکر می کنم دیگر مجیدی توان تکرارش را ندارد.بگذریم
قبادی در سال 2000 توانست دوربین طلایی کن را تصاحب کند.افتخاری که ایده ال هر فیلمسازی می تواند باشد.
قبادی با تجربه ای دیگر خودش را به عنوان یک فیلمساز قبیله ای معرفی کرد و اون فیلم آوازهای سرزمین مادریم بود.فیلمی کاملا شاعرانه که پر است پلانهای زیبا.یک فیلم در باره روابط انسانها.
فیلم بعدی قبادی که تحسین همگان را برانگیخت فیلمی بود با نام لاك‌پشت‌ها هم پرواز می‌كنند که این فیلم تا چند قدمی اسکار نیز پیش رفت.
و حالا او فیلمبرداری چهارمین فیلم خود به نام نیمه ماه را به پایان رسانده این فیلم از بازی خانم هدیه تهرانی و گلشیفته فرهانی بهره میگیرد.
بهمن قبادی متاسفانه دیگر قرار نیست در ایران فیلم بسازد.او بعد از متوقف شدن ناگهانی اکران لاك‌پشت‌ها هم پرواز می‌كنند بعد از کلی درگیری با مسئولین اعلام کرد که دیگر در ایران فیلم کار نمی کند.
هر چند ما قبادیها را در کنار خودمان داریم اما وجود همچین سرمایه هایی برای سینمای کشور ما نیاز است سینمایی که با گذشت چندین دهه از سینمای فارسی هنوز قیصر محبوبش است.در چنین شرایطی که امکانات ما اجازه جسارت را از فیلمساز گرفته وجود قبادی و سینمای او ارزش دارد.سینمای ما هیچ فرقی با سینمای فارسی دوزاری نکرده کیمیایی همچنان چاقو می کشد و مردم سوت می زنند.

نظرات (۵)

هيچكس منكر موفقيت هاي قبادي نيست.مشكل من با آدم هايي مثل قبادي اينه كه صداقت ندارند.يك نكته جالب كه خودت اشاره كردي اينه كه قبادي زماني براي مستي اسب ها از روي فيلم كوتاه خودش زندگي در مه ساخته.يادمه سال 80 تو انجمن يك برنامه گذاشته بودند كه اين فيلم و چند تا ديگه از كارهاي كوتاه قبادي را نمايش بدهند بعد از نمايش فيلم ازش پرسيدم زماني براي مستي اسب ها يك نسخه بلند از زندگي در مه است چه لزومي داشت يك فيلم را دوبار بسازيد.مي داني چي جواب داد.گفت نه اين دو تا فيلم اصلا هيچ ربطي به هم ندارند!مشكل قبادي اينه كه به شعور مخاطبش توهين مي كنه و فكر مي كنه هيچ كس نمي فهمه كه داره چيكار مي كنه

امیرش:

احسان عزیزم تو که از ناله و شکلک در آوردن بدت می اومد پس چطور قبادی شد عمو بهمن!زمستان 81 که یادت نرفته؟

سونیا:

خیلی بی رحمانه است اگه بخواهیم قبادی دقیقا مثل ما فکر کنه و حرف بزنه.مطلب خوبی بود.

18 سالمه ولی چیزی ندیدم

سلام . من یک بچه کورد هستم . راستشو بخایید استاد بهمن قبادی اسطوره ی دنیای سینمایه ایران هستش . من خودم هفده سال سن دارم و نویسنده و فیلمسازم . بنده تا حالا یک فیلم یلند و یک فیلم کوتاه ساخنه ام و چند روزه که کارد فیلم بلند جدیدم را با عنوان " آوای مرز" شروع کردم و به زندگی مرزنشینان سردشت اشاره دارد. فقط میخواهم بگویم سینمای ما به چنین افرادی نیاز داشت اما . . .راستی آقای صدیقی ممنون میشم اگه مارا نیز تحت اخبار خودتون پوشش بدهید این وبلاگه raminmohamadyar.blogfa.com

ارسال نظر

(اگر پیش از این نظری ارسال نکرده اید، موافقت دارنده سایت برای نمایش نظر شما لازم می باشد. تا آن زمان، نظر شما نمایش داده نمی‌شود. از صبر شما متشکریم.)

About

This page contains a single entry from the blog posted on ۵ اردیبهشت ۱۳۸۵ ۰:۳۵ قֽظֽ.

The previous post in this blog was حرف زدن در چهار دیواری حق مسلم ماست.

The next post in this blog is گاوها یونجه می خواهند.

Many more can be found on the main index page or by looking through the archives.

Creative Commons License
این وبلاگ دارای جواز زیر است لیسانس Creative Commons.