« یک با یک برابر است »
از میان جمع شاگردان یک برخاست
همیشه یک نفر باید به پا خیزد
به آرامی سخن سر داد
تساوی اشتباهی فاحش و محض است.
نگاه بچهها ناگه به یک سو خیره گشت
معلم مات بر جا ماند.
و او پرسید:
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آیا باز یک با یک برابر بود؟
سکوت مدهشی بود و سوالی سخت
معلم خشمگین فریاد زد آری برابر بود !
و او با پوز خندی گفت:
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آن که زور و زر به دامان داشت بالا بود و آن که
قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت پایین بود
آیا باز یک با یک برابر بود؟
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آن که صورت نقرهگون چون قرص مه میداشت بالا بود
وان سیه چرده که مینالید پایین بود؟
آیا باز یک با یک برابر بود؟
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
این تساوی زیر و رو میشد
حال میپرسم یک اگر با یک برابر بود
نان و مال مفت خواران از کجا آماده میگردید؟
یا چه کس «دیوار چین»ها را بنا میکرد؟
یک اگر با یک برابر بود
پس که پشتش زیر بار فقر خم میشد؟
یا که زیر ضربت شلاق له میگشت؟
یک اگر با یک برابر بود
پس چه کس آزادگان را در قفس میکرد؟
معلم ناله آسا گفت:
بچهها در جزوههای خویش بنویسید:
«یک با یک برابر نیست »
بعضی وقتا سکوت کردن بیشتر از ساعتها حرف زدن ارزش داره.چند وقت پیش یکی از بچه ها که تمام وقتش رو صرف یه تحقیق کرده بود برگه هایی رو که شاید دو سال زمان برده بود تا سیاه شوند رو پاره کرد خیلی تعجب کردم چون درست چند روز پیشش می گفت که تقریبا تمام شده است و با این کار حداقل به خودش ثابت کرده بود که می تونه دو سال زمانش رو متمرکز کار خاصی بکنه و این کلی ارزش داره مخصوصا تو این زمانه که ریتم زندگی بسیار بالاست.
نمی خوام زیاد حاشیه برم اون فوق لیسانس خاک شناسی داره و عجیب به رشته درسیش علاقه منده .به خاطر همین پیش زمینه ها برام درک این موضوع ساده نبود به شدت عصبی بود و نمی تونستم علت کارش رو بپرسم .گذشت تا دیروز عصر یکی دیگه از دوستانم رو که عکاس فلان خبرگزاریه رو دیدم.می گفت رئیس جمهور تو دیداری که با بچه های تیم ملی فوتبال داشته قول داده بابت زدن هر یک گل پنجاه میلیون تومان پول بده.
یهو نیشم تا بنا گوش باز شد اول فکر کردم که چه خوب یه همچین تشویقهایی خیلی ارزش داره وای کاش دیگران هم ازاین کارها بلد بودند.بعد از چند لحظه یاد خیلیها افتادم یاد آدمهایی که الان معلوم نیست کجا هستند یاد اونایی که از گردن به بالاشون کار می کنه
هر سال بابت قهرمانی { } شاید بالای صدها میلیون هدیه می دهند بابت هر نوبت مسابقات قوی ترین مردان ایران هم همه سنگ تمام می گذارند حداقل این است که از یک شبکه سراری پخش می شود.بعید میدانم وضع معیشتی بدی داشته باشند (منظور ورزشکارها و قهرمانها و ....) اما جالبه بدونید بهمن قبادی همون کسی که دوربین طلایی جشنواره کن را تصاحب کرد به خاطر ندادن پروانه ساخت فیلم جدیدش از ایران رفت. باید ناکامی سینمای ایران در جشنواره کن امسال را اضافه کنم که حتی در یک بخش غیر رقابتی هم فیلم نداشت.
یا عباس کیارستمی که جز چند فیلمساز برتر دنیاست بعد از سالها هنوز فیلمهای دهه نودش هم در ایران اکران نشده است.
یا..ویا ..ویا همه کسانی که سالها برای فرهنگ این مملکت زحمت کشیده اند و از اولین شرط زندگی ماشینی امروزکه بیمه است برخوردار نیستند.
ویا کسانی که با تحقیق و مطالعه در المپیادهای علمی رتبه کسب میکنند.ویا همین دوستی که در ابتدا عرض کردم.

نظرات (۱۲)
افسوس..
ارسال توسط دنیا | ۱۹ خرداد ۱۳۸۵ ۱:۴۷ قֽظֽ
Posted on ۱۹ خرداد ۱۳۸۵ ۰۱:۴۷
عزیزم قانون دنیا اینه
ارسال توسط گلچین | ۱۹ خرداد ۱۳۸۵ ۰:۳۶ بֽظֽ
Posted on ۱۹ خرداد ۱۳۸۵ ۱۲:۳۶
نکنه پشیمونی که چرا فوتبالیست نشدی!
ارسال توسط امیرش | ۲۰ خرداد ۱۳۸۵ ۱:۱۵ قֽظֽ
Posted on ۲۰ خرداد ۱۳۸۵ ۰۱:۱۵
سلام خيلي ممنون براي لطفت برات آرزوي خوشبختي و سلامتي مي كنم
ارسال توسط قاب عكس خالي | ۲۱ خرداد ۱۳۸۵ ۹:۵۰ قֽظֽ
Posted on ۲۱ خرداد ۱۳۸۵ ۰۹:۵۰
خیلی بلاگ قشنگیه
اگه می شه آدرسشو به mansarin2005@gmail.com بفرست
خیلی ممنون. محمد انصارین
ارسال توسط mohammad ansarin | ۲۲ خرداد ۱۳۸۵ ۱۰:۴۴ قֽظֽ
Posted on ۲۲ خرداد ۱۳۸۵ ۱۰:۴۴
خیلی بلاگ قشنگیه
اگه می شه آدرسشو به mansarin2005@gmail.com بفرست
خیلی ممنون. محمد انصارین
ارسال توسط mohammad ansarin | ۲۲ خرداد ۱۳۸۵ ۱۰:۴۴ قֽظֽ
Posted on ۲۲ خرداد ۱۳۸۵ ۱۰:۴۴
بله احسان جان همیشه فقر خیلی آرام در کنار ثروت بوده و هست و خواهد ماند...
ارسال توسط شهــــلا | ۲۳ خرداد ۱۳۸۵ ۱۰:۳۶ بֽظֽ
Posted on ۲۳ خرداد ۱۳۸۵ ۲۲:۳۶
خیلی زیبا بود....
یک با یک برابر نیست...
منتظر حضورت هستم
ارسال توسط shoko | ۵ اسفند ۱۳۸۷ ۰:۵۰ بֽظֽ
Posted on ۵ اسفند ۱۳۸۷ ۱۲:۵۰
خیلی زیبا بود....
یک با یک برابر نیست...
منتظر حضورت هستم
ارسال توسط shoko | ۵ اسفند ۱۳۸۷ ۰:۵۰ بֽظֽ
Posted on ۵ اسفند ۱۳۸۷ ۱۲:۵۰
دوستان عزیز و مدیر محترم سایت
لطفا کمتر از یک دقیقه از وقت خود را به ما بدهید و متن کوتاه زیر را مطالعه فرمائید:
این پیغام را به شمایی می دهیم که انسان هستید و انسانیت را می دانید.
متاسفانه آنچه که امروزه در کشور ما در حال جریان می باشد، نارضایتی اکثریت مردم را در بر داشته است.
جوانان، وبلاگ نویسان، دانشجویان، اقلیت های مذهبی، فعالان حقوق بشر، مسلمانان و افراد بی گناه بسیاری، به جرم هایی باطل، بازداشت می شوند و ناجوانمردانه محاکمه می گردند.
در همین راستا، 7 رهبر جامعهء بهاییان ایران( که بزرگترین اقلیت مذهبی کشور را تشکیل می دهند) بی گناه در زندان به سر برده، تحت شکنجه های روحی و روانی بسیاری قرار گرفته اند.
از شما دوست محترم و گرامی، تنها یک خواسته داریم.
ما نه قصد تبلیغ دیدگاهمان را داریم و نه قصد اثبات آن را.
ما فقط قصد داریم تا شما عزیزان را از ظلم های وارد بر جامعهء بهاییان ایران آگاه سازیم:
آیا می دانید که:
1)جوانان بهایی حق ادامهء تحصیل ندارند.
2)اموال بهاییان را مصادره می کنند.
3)بهائیان اجازهء حضور در مشاغل رسمی و دولتی را ندارند.
4)قبرستان های بهاییان را تخریب می کنند.
5)تعداد بسیاری از بهائیان را به جرم عقاید مذهبی خود زندانی می کنند.
6)بالغ بر 200 بهایی را در این سالها قتل عام کردند.
7)در مطبوعات و رسانه های عمومی، به آنها تهمت های بی اساس می زنند.
و...
جهت قضاوت منصفانه در ارتباط با دیانت بهایی می توانید از آدرس زیر استفاده فرمائید
http://www.aeenebahai39.info/content/view/8/66/
شعار ما:
عقیده و مذهب امری شخصی بوده و ایران برای ایرانیان می باشد.
لطفاً اگر این پیغام را صادقانه یافتید، آن را برای یکی از دوستان محترم خود نیز ارسال فرمائید.
دفاع از حقوق انسان ها
ارسال توسط مدافع حقوق انسانها | ۵ اسفند ۱۳۸۷ ۰:۵۲ بֽظֽ
Posted on ۵ اسفند ۱۳۸۷ ۱۲:۵۲
یک با یک برابر نیست اعتقاد قلبی من است ...تغییر همیشه امکان پذیر است
ارسال توسط محسن | ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۰:۰۱ بֽظֽ
Posted on ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۲:۰۱
لطفا اشعار را به میل خود کوتاه نکنید
شعر تساوي از استاد خسرو گلسرخی
معلم پاي تخته داد مي زد
صورتش از خشم گلگون بود
و دستانش به زير پوششي از گردپنهان بود
ولي آخر كلاسي ها
لواشك بين خود تقسيم مي كردند
وان يكي در گوشه اي ديگر جوانان را ورق مي زد
براي آنكه بي خود هاي و هو مي كرد و با آن شور بي
پايان
تساوي هاي جبري رانشان مي داد
خطي خوانا به روي تخته اي كز ظلمتي تاريك
غمگين بود
تساوي را چنين بنوشت
يك با يك برابر هست
از ميان جمع شاگردان يكي برخاست
هميشه يك نفر بايد به پا خيزد
به آرامي سخن سر داد
تساوي اشتباهي فاحش و محض است
معلم
مات بر جا ماند
و او پرسيد
گر يك فرد انسان واحد يك بود آيا باز
يك با يك برابر بود
سكوت مدهوشي بود و سئوالي سخت
معلم خشمگين فرياد زد
آري برابر بود
و او با پوزخندي گفت
اگر يك فرد انسان واحد يك بود
آن كه زور و زر به دامن داشت بالا بود
وانكه قلبي پاك و سدتي فاقد زر داشت
پايين بود
اگر يك فرد اسنان واحد يك بود
آن كه صورت نقره گون
چون قرص مه مي داشت
بالا بود
وان سيه چرده كه مي ناليد
پايين بود
اگريك فرد انسان واحد يك بود
اين تساوي زير و رو مي شد
حال مي پرسم يك اگر با يك برابر بود
نان و مال مفت خواران
از كجا آماده مي گرديد
يا چه كس ديوار چين ها را بنا مي كرد ؟
يك اگر با يك برابر بود
پس كه پشتش زير بار فقر خم مي شد ؟
يا كه زير صربت شلاق له مي گشت ؟
يك اگر با يك برابر بود
پس چه كس آزادگان را در قفس مي كرد ؟
معلم ناله آسا گفت
بچه ها در جزوه هاي خويش بنويسيد
يك با يك برابر نيست
ارسال توسط علیرضا | ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱:۵۶ بֽظֽ
Posted on ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۳:۵۶