« من و تو رهگذريم | صفحه اصلی | پشت نیسان شهری است »

حکایت ما

حکایت ما

شما از کتاب مردان مریخی زنان ونوسی چیزی شنیده اید؟ یا احتمالا خوانده اید؟
شرحی از خصوصیت مردان وزنان در این کتاب نوشته شده است به هر حال اگه خوانده باشید و یا برعکس چیزی را از دست ندادید.منم الان در این مورد نمی خوام حرف بزنم !!
شما از آلبرکامو نویسنده الجزیره ای تبار چیزی شنیده اید؟ یا احتمالا خوانده اید؟
او یک روزنامه نگار محقق ونویسنده است که من به شخصه رمان طاعون ایشان رو می پرستم.منم الان در این مورد هم نمی خوام حرف بزنم !!

شما از کلود روا فرانسوی چیزی می دونید؟
ایشان از اسیران جنگ جهانی دوم و همچنین شاعر و نویسنده بوده. منم الان در این مورد نمی خوام حرف بزنم !!
شما از شازده کوچولو چیزی شنیده اید و یا احتمالا داستانش را خوانده اید؟

پس چی ؟
تو که هیچی نخوندی حتی شازده کوچولو رو!!
همین!
بیشتر از این چیزی هم وجود داره؟

نه راست می گی می دونی من و تو ..تو یه داستان با هم اشتراک داریم همون داستان شازده کوچولو که نخوندی...شازده کوچولو وقتی به ستاره اول می رسه پادشاه فرمانمهای عاقلانه ای میده چون خیلی دوست داره فرمانش اجرا بشه مثلا وقتی شازده کوچولو میگه اجازه هست که غذا بخورم پادشاه می گه بله من به شما دستور می دم که غذا بخوری ویا وقتی شازده کوچولو می گه اجازه هست که قدری استراحت کنم پادشاه به او می گوید:بله من به شما فرمان می دهم که قدری استراحت کنید و هر وقت دلت خواست بیدار شوی.

حالا چند وقت پیش گفتند که مذاکرات رو با ایران از سر می گیریم و استاد هم گفت خوب ما هم تصمیم گرفتیم مذاکرات رو ادامه بدیم.
بعد از چند روز قضیه برعکس شد.
این حکایت همچنان ادامه دارد...

نظرات (۵)

تو اگر دوست میخواهی مرا اهلی کن.....!!

aida:

are digeh. zarbolmasale daste pish ro migiran ke pas nauftand hamin ja be kar mireh. shodeh jariyaneh ta akharin ghatreye khon mijangim & ba'd yeho paziroftane ghat'nameh. 598 bud? are

بادورود
مطلب شما با ذکر منبع در اتحادیه به ثبت رسید . در صورت تمایل به تبادل لینک و لوگو به ما خبر دهید . با تشکر

مردان مریخی و زنان ونوسی را نخوانده ام! اسمش زا شنیده ام فقط..
یک کتاب از کامو خوندم که طاعون نبوده اونم.
کلود روا را نمی شناختم!
شازده کوچولو را هم اسمش را شنیده ام و هم چند بار کتابش را خوانده ام! و حتی نوار کاستش را دارم و هم دوستش می دارم.
پس روی سخنت با من که داستان را می دانم نیست!! اونایی که نخوندن برن بخونن!

اینهمه من بی سر و صدا اول شدم در وبلاگت هیچ خبری هم نشد، نه لوح تقدیری دادن و نه جایزه ای!
ولی من تشویقت می کنم و تشکر می کنم بابت اول شدنت! باشد که همیشه در همه ی مراحل زندگیتان اول باشید..

ارسال نظر

(اگر پیش از این نظری ارسال نکرده اید، موافقت دارنده سایت برای نمایش نظر شما لازم می باشد. تا آن زمان، نظر شما نمایش داده نمی‌شود. از صبر شما متشکریم.)

About

This page contains a single entry from the blog posted on ۲۴ مهر ۱۳۸۵ ۱۰:۴۴ بֽظֽ.

The previous post in this blog was من و تو رهگذريم.

The next post in this blog is پشت نیسان شهری است.

Many more can be found on the main index page or by looking through the archives.

Creative Commons License
این وبلاگ دارای جواز زیر است لیسانس Creative Commons.