در سکوت کوهستان چشم می گشاید شهر در سپیده دم تاریخ و بنا می شود هفت قلعه تو در تو به نام نامی ایزد به نشان یکتا پرستی مردمان این سرزمین
به نام پاک اهورا که جهان را آفرید که آسمان را برافراشت و زمین را گسترد که انسان را پدید آورد و به او شادی و آزادی بخشید
آرمیده در تاریکی تاریخ بیدار می شود شهر
رسولی آمده است تا رستا خیزی بپا کند و چنین است که روزگار نوینی رقم می خورد
در دامنه الوند دامن می گسترد شهر و به گردش چرخ هر دم هنری جلوه می کند
هر دم هنری جلوه می کند نگارستانی از رنگ و روشنایی ورویا
و عجین می شود انسان با شور و اندیشه و ایمان
سرشار از نقش و نما و نشانه در شهری که مامن علویان است
وقرنهاست هر سپیده دم بانگی دلنشین در آن طنین انداز می شود
اشهد و ان علی ولی الله
اینجا همدان است هگمتانه ،اکباتان ،مادستان

متن بالا قسمتی است از نریشن مستند مادستان که طی شش ماه گذشته تصویربرداری آن انجام شده و در حال حاضر مراحل تدوین را پشت سر می گذارد.
این فیلم در 40 دقیقه سعی دارد تا شهر شش هزارساله همدان را معرفی کند نویسندگی و کارگردانی این فیلم را بنده انجام داده ام و تهیه کننده در حال حاضر تبیان فیلم است.
از همه آنانی که اطلاعات و تحقیقاتی در این زمینه دارند صادقانه دعوت می کنم تا منو در تکمیل این پروژه یاری کنند.
همدان پایتخت تاریخ و تمدن ایران زمین
ـ استان همدان در گستره اي به مساحت 19493 كيلومتر مربع ، در غرب ايران بين 33 درجه و59 دقيقه تا 35درجه و48دقيقه عرض شمالي و47درجه و34دقيقه تا 49درجه و36دقيقه طول شرقي از نصف النهار گرينويچ قرارگرفته است .
اين استان از شمال به استانهاي زنجان وقزوين ،از جنوب به استان لرستان ،از شرق به استان مركزي واز غرب به استان كرمانشاه وقسمتي از استان كردستان محدود است .

ناهمواري ها
ناهمواري هاي استان در طي دوران زمين شناسي دچار تغييرات زيادي شده است .يكي از عوامل تغيير شكل ناهمواري هاي استان ،آبهاي روان در برخي مناطق باتخريب ارتفاعات وانباشتن مواد درچاله ها ،سبب كاهش ارتفاع كوه ها وپيدايش دشت هاي متعددي شده اند . در برخي مناطق نيز ،شدت عمل آب هاي روان به اندازه اي بوده كه شكل ناهمواري ها را معكوس كرده است ،مثلاً كوه به دره تبديل شده يا دره ي عميق دوره هاي گذشته ،اكنون به صورت كوه در آمده است . كوه خان گرمز در غرب تويسركان نمونه اي جالب از اين پديده است .ناهمواري هاي استان به اشكال مختلف پديد آمده است كه ذيلاً به آن اشاره مي شود .
الف ـ ارتفاعات :
ارتفاعات استان عموماً جهت شمال غربي ـ جنوب شرقي دارند وبه طور كلي در شمال ، مركز وجنوب استان قرارگرفته اند . هر يك از اين ارتفاعات ،شامل بخشي از كوههاي مختلف ايران است .
1-ارتفاعات شمالي: اين كوه ها در قسمت شمال غربي كوه هاي مركزي ايران قراردارند وخط الراس آنها مرز بين استان همدان واستان قزوين است .جنس كوه هاي شمالي ، عمدتاً از سنگ هاي آذرين بيروني وسنگ هاي آهكي است .
2- ارتفاعات مياني:شامل سلسله جبال الوند است كه به موازات ارتفاعات شمالي ، از مرزهاي غربي استان شروع مي شود وتا حوالي شهر ازندريان در نزديكي جاده ي همدان ـ ملاير ادامه دارد .قله ي الوند با ارتفاع 3574 متر از سطح دريا دراين سلسله جبال قراردارد وجنس اين كوه ها از سنگ هاي آذرين دروني (گرانيت ) مي باشد .
درغرب استان ودر شمال دشت همدان – بهار ارتفاعاتي قراردارد كه از نظر بلندي چندان مهم نيستند .اين ارتفاعات عمدتاً از آهكهاي بلورين تشكيل شده اند . غار معروف عليصدر (در 75كيلومتري شمال غربي همدان) دراين تشكيلات به وجود آمده است .
3-ارتفاعات جنوبي: اين ارتفاعات كه به كوه هاي گرو موسوم اند همانند ارتفاعات شمالي ومياني استان ، جهت شمال غربي ـ جنوب شرقي دارند وبخشي از كوه زاگرس محسوب مي شوند . اين كوه ها به صورت ديواره اي بين استان هاي همدان ولرستان كشيده شده اند وجنس آنها ،عمدتاً از سنگ هاي آهكي است .مرتفع ترين قله ي اين كوه به نام كوه ورخاش به ارتفاع 3639 متر،حد فاصل استان هاي همدان ولرستان است .
در جنوب شرقي استان ،نيز ارتفاعات پراكنده اي ديده مي شود كه از مهمترين آنها مي توان از كوه سرده وكوه گرمه نام برد .شهر
ملاير د ردامنه كوه گرمه واقع شده است .
4-كوه هاي پراكنده : در حد فاصل ارتفاعات شمالي ومياني استان ،كوه هايي به طور پراكنده واقع اند كه از جمله ي آنها مي توان قلي آباد و قره داغ را در شهرستان كبودرآهنگ نام برد .
پ- دشت ها:
دشت هاي استان از نظر نحوه ي پيدايش به دودسته تقسيم مي شوند .
-دشت هاي تراكمي .
-دشت هاي فرسايشي (كاوشي).
دشت هاي تراكمي در اثر انباشت آبرفت ها در مناطق پست به وجود آمده اند ودشت هاي فرسايشي در اثر تخريب وجابه جايي مواد سازنده ي ارتفاعات ايجاد شده اند ، دشت هاي ملاير وتويسركان از نوع فرسايشي وبقيه دشت هاي استان از نوع تراكمي است .
پست ترين اراضي استان در دشت نهاوند ودر محل خروج رود گاماسياب از استان همدان قراردارد كه داراي 1420 متر ارتفاع ميباشد
آب وهوا
آب وهواي استان به طوركلي تحت تاثير عرض جغرافيايي ، ارتفاع ، مكان ،امتداد كوه ها و فاصله از درياست جابه جايي توده هاي هوا در تعيين نوع آب وهواي هرمنطقه نقش مهمي دارد . توده هاي هوايي كه استان را تحت تاثير قرار مي دهند عبارتند از :
توده هاي شمالي:اين توده هوا در ماه هاي سرد سال از عرض هاي شمالي كشور حركت مي كند ، هواي استان را تحت تاثير قرار ميدهد وسبب كاهش دما وبارندگي بيشتر به صورت برف مي باشد .
توده هاي جنوبي : اين توده هوا در ماه هاي گرم سال از عرض هاي جنوبي كشور ومنطقه حركت مي كند .استان را تحت تاثير قرارميدهد و موجب افزايش دما وكاهش يا قطع بارندگي مي شود .
توده هاي غربي:اين توده ها در ماه هاي مرطوب به سال (آبان تا خرداد )از غرب ،جنوب غرب وشمال غرب وارد كشور شده وموجب افزايش نسبي دما وبارندگي در سطح استان مي شود .
-به طور كلي آب وهواي استان در نتيجه وجود كوه هاي مرتفع ، رودخانه ها وچشمه سارهاي فراوان وپرآب وپستي وبلندي هاي زياد،متغير است . بدين ترتيب كه هواي دره هاي شمالي كوه الوند ،سرد وهواي دره هاي بخش مركزي ملايم مي باشد .زمستانهاي اين استان سرد وپربرف وباران وتابستانهاي آن معتدل است .
رودخانه ها
رودخانه هاي استان ، عموماً از برف وباران فصول مرطوب تغذيه مي شوند ودر فصل تابستان كه گياهان نياز به آب دارند به استثناي يكي دو رود مثل گاماسياب وسيمينه رود ، خشك شده يا به حداقل ميزان آبدهي مي رسند .مهمترين رودهاي استان عبارتند از:
1-سيمينه رود واقع در بخش مركزي همدان ، از مجموعه رودخانه هاي كوچك وخشك رودهايي كه در مواقع بارندگي داراي آب مي باشند تشكيل مي يابد .
2-رودخانه قره چاي (قوريچاي) از گردنه زاغه ودره هاي آبادي الفاوت وآبهندو سرچشمه گرفته ودر اراضي امزاجرد به سيمينه رود مي ريزد.
3-رودخانه هاي دمق وايده لو از ارتفاعات شمالي دهستان سردرود وارتفاعات خدابنده لو سرچشمه مي گيرد وبه رودخانه سيمينه رود ملحق مي گردد .
4-رودخانه وفرجين از قله كلاغ الوند سرچشمه گرفته وبه چراگاه آبادي گنج تپه بهار منتهي مي شود .
5-رودخانه دره مرادبيگ ازكوه الوند سرچشمه مي گيرد وبه رودخانه خاكو مي ريزد .
6-رودخانه سيمين از قله كلاغ لان الوند سرچشمه مي گيرد وپس از ملحق شدن به رودخانه هايي كه از گردنه اسدآباد وهمه كسي سرچشمه دارند بطرف آبادي امزاجرد جاري مي شود .
7-رودخانه عباس آباد از دره هاي گنج نامه وتاريك دره سرچشمه گرفته وبه رودخانه خاكو منتهي مي شود .
8-رودخانه خاكو از كوه الوند سرچشمه مي گيرد وپس از عبور از كنار آبادي هاي خاكو ،چشين ،مزدقينه ، گراچقا وده پياز در اراضي آبادي امزاجرد به سيمينه رود مي ريزد .
9-رودخانه گردنه اسد آباد از گردنه اسد آباد سرچشمه گرفته واز كنار آبادي هاي رسول آباد فعلي وگنده جين گذشته ودر نزديكي آبادي مالك اشتر با رودخانه همه كسي يكي شده وبه سيمينه رود ملحق مي شود .
10-رودخانه همه كسي از گردنه همه كسي سرچشمه مي گيرد وپس از عبور از چندين دهستان به رودخانه قره چاي منتهي ميشود.
11-رودخانه درجزين از دره هاي جنوبي كوه خرقان سرچشمه گرفته پس از گذشتن از دهستان درجزين ، به رودخانه قره چاي مي ريزد .
12-رودخانه شهاب از كوه هاي شرقي وغربي دهستان چهاردولي سرچشمه مي گيرد وپس از گذشتن از كنار آبادي خسرو آباد، به خرم رود ملحق مي شود .
13-خرم رود از دره هاي جنوب غربي كوه الوند سرچشمه مي گيرد وپس از ملحق شدن به رودخانه شهاب به رودخانه گاماسياب منتهي مي شود .
14-رود ملاير (حرم آباد) از ارتفاعات جنوب شرق ملاير سرچشمه گرفته ،به سوي ملاير جاري مي شود سپس جاده ملايرـ بروجرد را قطع كرده به طرف نهاوند ادامه يافته وبه گاماسياب مي پيوندد.
15-رودخانه گاماسياب يكي از طويل ترين رودخانه هاي ايران به شمار مي رود . اين رودخانه از جنوب غرب شهرستان نهاوند سرچشمه مي گيرد .پس از عبور از دشت نهاوند وآبياري باغات وكشتزارهاي اطراف آن ، در كنارآبادي ليلي يادگار، شاخه رود ملاير (حرم آباد ) را دريافت مي كند ، در كنار آبادي گرديان ،قلقل رود از تويسركان بدان متصل مي گردد. گاماسياب از شاخه هاي اصلي رود كرخه به شمار مي آيد . رودخانه گاماسياب در طول شهرستان خرم آباد بنام سيمره ناميده مي شود وكليه رودخانه هاي شرقي كبير كوه وتمام رودخانه هاي لرستان به آن مي پيوندد وپس از گذشتن از لرستان در غرب خوزستان جاري وبنام كرخه ناميده مي شود وبالاخره به باتلاق هورالعظيم منتهي مي گردد.
16-خرم رود از دره هاي شمال شرقي آبادي شهرستانه و ارتفاعات الوند سرچشمه مي گيرد وپس از عبور از تويسركان وارد شهرستان كنگاور مي شود .
17-كرزان رود از علياي دره آيادي گشاني وسنجوزان سرچشمه گرفته ودر حدود آبادي اريكان با دو شعبه از رود سرابي وسركان يكي شده وبنام قلقل رود ، آبادي هاي اطراف خود را مشروب نموده وسپس به رودخانه گاماسياب منتهي مي گردد.
وجه تسميه :
نام همدان براي اولين بار در سال 1100ق. م در كتيبه تيگلات پليسر اول ،شاه آشور به چشم مي خورد كه آن را امدانه يا همدانا ذكر كرده است ،ولي در كتيبه هاي عهد هخامنشي آن را هگمتان ودر كتاب هردوت يوناني اكباتان مي خوانيم .
ژاك دومرگان ،مي نويسد :
((تنها شهر مهم اين ناحيه بدون شك همدان واكباتان (هنگمتانه ؟) باستاني ،پايتخت ماد هاست كه هردوت آن را ديده و
در كتيبه هاي ميخي اكباتانه است. ))
دكتر بهمن كريمي، مي گويد :
((اما محقق اين است كه بناي همدان به دست نخستين پادشاه ماد (دياكو) صورت نيافته ، زيرا كه در كتيبه تيگلات پليسر
اول ،اسم همدانا مسطور است .شايد دياكو بر آبادي وجلال آن افزوده وآنجا را مقر حكمراني خود قرار داده است .))
اسم اصلي اين شهر هانگ ماتانا يا هاكاماتانا بوده كه معني آن محل اجتماع مي باشد وبه واژه انجمن نزديك است .در تورات اخمشا نوشته شده كه مركب است از هاخاي زندي وثاناي پالي كه شعبه اي از زبان سانسكريت است وثانا به معني ستان فارسي است كه محل ومكان باشد واخمثا را به شهر دوستي ومحل دوستي ترجمه كرده اند ، زيرا شاهان ايران در تابستان ،دوستان خود را به اين شهر دعوت مي كردند .اعتماد السلطنه بر اين عقيده بود كه اسم اين شهر همدان بوده ، چه هم معني اتفاق ودان معني ظرفيت را مي رساند ،يعني مجمع متفقين .
جمعيت :
بر اساس نتايج سرشماري عمومي نفوس ومسكن آبان ماه سال 1375- كل جمعيت استان 957و677و3 نفر مي باشد كه از اين عده 223و1049 نفر مرد و734و1028 نفر زن بوده است .همچنين از كل جمعيت استان 640و2110نفر در مناطق شهري ، 115و867نفردر مناطق روستايي سكونت داشته و202 نفر غير ساكن بوده اند .
نژاد ،زبان،دين :
1.نژاد
مردم اين استان آميخته ترين سكنه اي هستند كه در ايران وجود دارد ،زيرا در سطح استان همدان اقوام مختلفي با فرهنگها وآداب وسنن خاص سكونت دارند .كه عبارتند از:
تركها:در شمال وغرب استان ،به ويژه درشمال وغرب شهرستان همدان ساكن مي باشند .تركها در 562روستاي استان سكونت دارند.
لرولك :اين اقوام در شهرستانهاي ملاير ،نهاوند وبخش سامن در 255 روستا ساكن مي باشند .
كردها:اين قوم در 159روستا درغرب وشمال غربي ودر مجاورت استانهاي كردستان وكرمانشاه سكونت دارند .
فارسها:بيشتر ساكنان مركز استان را تشكيل مي دهند واز قديمي ترين مردم اين منطقه محسوب مي شوند كه از دوران مادها در اين سرزمين اسكان يافته اند .
علاوه بر اقوام مذكور ، مسيحي ويهودي نيز در اين استان سكونت دارند .
2.زبان
چنان كه در پيش گفتيم در اين استان اقوام مختلف با فرهنگها وآداب وسنن خاص خود زندگي مي كنند . از اين رو پراكندگي زبان ولهجه در سطح استان به خوبي مشاهده مي شود كه عبارتند از :
زبان فارسي:اغلب ساكنان مركز استان به زبان فارسي تكلم مي كنند.
زبان تركي:اغلب ساكنان شمال غرب استان ،به ويژه در شمال وغرب شهر همدان به زبان تركي سخن مي گويند .
زبان لري ولك :ساكنان ملاير ،نهاوند وسامن به اين گويشها تكلم مي كنند.
زبان كردي :اغلب ساكنان شمال غرب وغرب استان در مجاورت استانهاي باختران وكردستان به زبان كردي صحبت مي كنند .
3.دين
اكثر ساكنان استان همدان مسلمان و پيرو مذهب جعفري اثني عشري هستند .دربين عشاير استان مذهب سني وفرقه اهل حق نيز وجود دارند .اقليتهاي مذهبي مسيحي ويهودي وزرتشتي نيز در استان همدان به سر مي برند .
در سر شماري مهر ماه 1365 ه. ش اين استان داراي 1058نفر زرتشتي ،108كليمي و222نفر مسيحي بوده است .
آثار تاريخي ونقاط ديدني
مهمترين آثار تاريخي ونقاط ديدني استان همدان عبارتند از :
شهرستان همدان :
امامزاده يحيي (ع)،امام زاده هادي ابن علي (ع) ،امام زاده اهل ابن علي (ع)، امام زاده حسين (ع)، امام زاده سيد
اسماعيل ،امام زاده اظهربن علي (ع)، امام زاده هود(ع)، امام زاده محسن(ع)، امام زاده قاسم (ع)، امام زاده عبدالله (ع)
گنبد علويان ، برج قربان ، مسجد جامع ، مسجد مهم همدان، مدرسه آخوند ، مدرسه دامغاني ، مدرسه زنگنه ،تپه هاي
باستاني ، كتيبه گنج نامه يا جنگ نامه ، مجسمه شير سنگي ، آرامگاه بوعلي سينا ، غار علي صدر،غار قلعه جوق،غار
هيزج ، غار دره فراخ ،غار سردكوه ،غار آق قايا ،غار بگليجه.
شهرستان ملاير:
مجموعه بازار ، پارك ملاير، مسجد جامع يا مسجد شيخ الملوك ، تپه هاي تاريخي ، امام زاده عبدالله (ع)، امام زاده
شاهزاده عبدالله بن زيد (ع)،امام زاده كرگان (ع)، امامزاده داويجان و.... تكيه ابو الفضل ،تكيه موسي بن جعفر، تكيه
امام رضا ، حسينيه سرچشمه اي ها ،حسينيه شيفتگان حسيني.
شهرستان نهاوند :
معبد سلوكي وكتيبه بزرگ ، مسجد جامع نهاوند ، حمام حاج آقا تراب .
شهرستان تويسركان :
مدرسه شيخ علي خان ، مير رضي الدين آرتيماني ،تپه باباكمال و....
شهرستان اسد آباد :
سنگ نبشته هاي دوران صفويه ، تپه هاي تاريخي .
اقتصاد
1.كشاورزي
اساس اقتصاد استان همدان درمرحله اول كشاورزي ودامپروري ودر مرحله بعدي استخراج معادن است .
اراضي ديم شهرستان همدان بيش از ديگر نقاط استان مي باشد واز لحاظ عملكرد درواحدسطح د رحد پايين بوده ، در كاهش توليد گندم منطقه نقش بسزايي دارد .كشت در اين استان به دوصورت ديم وآبي صورت مي گيرد وبيشتر اراضي كشت شده به صورت ديمي است .عمده ترين محصولات كشاورزي استان همدان گندم وجو است .پس از آنها سيب زميني وچغندر قند است .در كوهستانهاانواع ميوه ها ودردامنه ها ،انگور ،غلات ،حبوبات وصيفي جات است .
2. دامداري ودامپروري
شيوه دامداري اين استان بيشتر سنتي است ، ولي با آموزشهاي لازم اصلاح نژاد مي توان توليد محصولات دامي را بالا برد .به علت تنوع آب وهوا ،وجود مراتع وسيع وييلاق بودن منطقه براي عشاير دامدار ، از اهميت خاصي برخوردار است .با ايجاد مجتمعهاي دامداري علمي كه زير نظر مركز گسترش خدمات توليدي وعمراني فعاليت دارند .در حال حاضر توليدات دامي افزايش يافته است .
3.صنايع دستي
در استان همدان صنايع دستي بيش از صنايع ماشيني گسترش دارد واهميت آن از قديم بارز بوده است .هرچند كه استعمارگران سعي داشته اند كه با ورود صنايع ماشيني مشابه در كشورهاي جهان سوم از توسعه اين صنايع جلوگيري ووابستگيها را بيشتر كنند .
مهمترين صنايع دستي استان قالي بافي ، سفالگري ، گيوه بافي ، كفش دوزي ، پوستين دوزي ودباغي است .
قالي بافي همدان در سطح ايران مشهور است وقاليهاي ريز بافت آن به خارج صادر مي شود .انواع ظروف وابزار سفالي تهيه شده ،علاوه بر توزيع در استان به خارج از منطقه صار مي شود .

نظرات (۹)
سلام.
چطوری عالیجناب. خوبی؟
کمکی از دستم بربیاد در خدمتم.
موفق باشی.
یاعلی
ارسال توسط شهرام بزرگی | ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۳۸ قֽظֽ
Posted on ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ ۰۱:۳۸
سلام رفیق کلی حال کردم راستی قضیه فیلم چیه ؟؟
بی صدا کار می کنی!!
آقای احسان خان من می تونم در مورد ضبط نریشن کمکت کنم اگر که خودت بخوای استدیو در اختیار شماست.
درود بر تو
ارسال توسط محمد ستاره | ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ ۳:۴۲ قֽظֽ
Posted on ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ ۰۳:۴۲
جالب باید باشد.
ارسال توسط شهلا | ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۵۷ بֽظֽ
Posted on ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ ۱۲:۵۷
سلام خسته نباشی استاد.راستی با جام حذفی هم که خدا حافظی کردن این همدانیها !!چرا ؟ واقعا چرا؟
ارسال توسط امیر | ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۳۵ قֽظֽ
Posted on ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ ۰۰:۳۵
سلام
آخر مگر میشود دوستتان نداشت؟
خدا میداند که بیش از هزار بار آمدم و رفتم و اینجا را بسته بودند انگار
و امروز بعد ار سه - چهار مرتبه باز و بسته کردن صفحه ، مراد گرفتم!
دلم الان در پیچ و تاب شاخ درخت است در عکس بالا و رقص ابر و نور...
چه باشکوه...
ارسال توسط صبا | ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۵۳ بֽظֽ
Posted on ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ ۱۳:۵۳
سلام خدا
دستت درد نکنه.
خسته نباشی
ارسال توسط مهرآفرید | ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ ۶:۵۲ بֽظֽ
Posted on ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ ۱۸:۵۲
سلام
لطفا در مورد آمار و ارقام صادق باشيد. در خود شهر همدان كه بنده نيز متولد و ساكن ان مي باشم بيش از 70درصد ترك زبان زندگي مي كند.بايد بنويسيد زبان رسمي فارسيست نه اينكه مردم هم فارس هستند.متشكرم
--------------------------------------------------------------------
پاسخ:
عزیزم مردم همدان از هزارها قبل تا کنون فارس هستند اکنون نیز فارسی صحبت می کنند در ضمن منظور از همدان شهر همدان و حومه اطرافش است نه شهرستانهای استان.
ارسال توسط ياشار همداني | ۱۰ شهریور ۱۳۸۷ ۱:۳۲ بֽظֽ
Posted on ۱۰ شهریور ۱۳۸۷ ۱۳:۳۲
من نمی دانم کی گفته که ملایری ها لر هستند. بیشتر مردم ملایر به گونه ای از زبان فارسی که خود به آن ملایری می گویند حرف می زنند نه لری!!!!
-------------------------------------------------------------------
پاسخ:
سلام دوست عزیز
خیلی ممنونم از نظر شما اما تاریخ ملایر و حتی فرهنگ ملایر تاثیر گرفته از مردمان لر هست البته لازم به ذکر که مردمان لرستان و کلا لر زبانها بسیار مردمان اصیل ایرانی و از نسل آریایی ها هستند این خود افتخاریست نه تنها برای ما بلکه برای تمام ایران.
لازم به ذکر است که بخشی از شهرستان ملایر به زبان لری صحبت می کنند و مابقی تاثیر گرفته از این زبان هست.
یا علی
ارسال توسط نیلوفر | ۹ آبان ۱۳۸۷ ۱۱:۵۴ بֽظֽ
Posted on ۹ آبان ۱۳۸۷ ۲۳:۵۴
خواهش مي كنم مانع انتشار اين مطلب نشويد و بگذاريد مردم عادلانه قضاوت كنند.
در ابتدا عرض کنم من مسلمان هستم و شیعه 12 امامی و مطلب را تا آخر بخوانید شاید اوایل مطلب یه جورهایی انتقاد به دین به نظر بیاد ولی من اصلا چنین جسارتی نمی کنم و اگر کامل بخونید متوجه می شوید که دقیقا بر عکس است و به شدت از دین حمایت می کنم و این سخن شهید (دقیق یادم نیست کدوم شهید ولی فکر کنم یا مطهری یا رجایی باشه) که می گوید اگر من کار اشتباهی می کنم به پای دین نگذارید و به پای اشتبهی که من کرده ام بگذارید ولی متاسفانه اکنون اوضاع به صورتی است که مسولان که یک اشتباه می کنند آنرا به دین ربط می دهند و اگر كسي با آنها مخالفت كند او را كافر و بي دين مي دانند و او را محاكمه مي كنند يعني متاسفانه وضعيت كنوني ما همانند قرون وسطا در اروپا شده و من از اين بيمناكم كه مانند اروپا زماني برسد كه مردم ديگر نتوانند اين شرايط را تحمل كنند و زماني برسد كه در ايران نيز همانند اروپاي فعلي ديگر از دين خبري نباشد و خواهشمندم از همه كه به فكر چاره اي باشند.
من نمي دونم كي به شما گفته همدان پايتخت تاريخ و تمدن ايران است اين واقعا تاسف دارد كه اطلاعات شما اين قدر كم هست و اين مطالب رو در اينترنت هم منتشر مي كنيد كسي كه يه مطلبي رو مخصوصا در اينتر نت منتشر مي كنه بايد از صحت آن خبر داشته باشد البته كمي حق مي دهم چون در كشور ما شرايط عادلانه نيست و به عنوان مثال اصفهان خيلي شهر تاريخي ناميده مي شود چرا ؟ نمي خواهم بگويم نيست هست ولي نه اين جور كه تبليغ مي شود مي دانيد چرا اين چنين تبليغ مي شود ؟
من به شما می گویم چرا چون می خواهند شهری مثل شیراز را می خواهند کم رنگ تر نمایش دهند ولی چرا ؟
من به شما می گویم چون شیراز تخت جمشید را دارد پاسارگاد را دارد و خیلی از آثار دیگر که چنین حالتی داردند و فکر می کنند که نماد شاهنشاهی است و از این رو که مردم آنها را با نظام های شاهنشاهی مقایسه نکنند یا این که ضعف خود را بپوشانند این کارها را می کنند ولی شهری مثل اصفهان چه اثار تاریخی ای دارد؟ بله اکثرا مسجد هست و چیز مهم تر اینکه این آثار در زمان صفویه ساخته شده اند (درست حدس زدید زمانی که دین اسلام و مذهب تشیع حکومت می کردند ) و فکر می کنند اگر اصفهان را از شیراز تاریخی تر و شکوه مند تر نشان دهند در ذهن مردم چنین القا می شود که حکومت دینی از حکومت پادشاهی بهتر است. در حالي كه سخت در اشتباه هستند و مي توانند بدون تغيير وضعيت شهر ها اين كار را انجام دهند و اما راه حل چيست !!
خوب چرا ما تخت جمشيد را نماد شاهنشاهي مي دانيم ما مي توانيم تخت جمشيد را نماد الهي بدانيم مگر نه اين كه تخت جمشيد در زمان هخامنشيان ساخته شد و مگر نه اين كه موسس سلسله هخامنشيان كورش كبير بود خوب اينكه ديگر مشكلي ندارد كورش كسي است كه همه نام او را به خوبي مي آورند و در جايي خواندم تنها كسي است كه در طول تاريخ هيچ كس از او به بدي نام نبرده و حتي او را همان پيامبري كه نامش در قران آمده مي دانند (نام كورش در قران ذوالقرنين خوانده شده كه از او بسيار نيكو ياد شده ) و حتي در تورات نيز نام وي به خوبي اورده شده است و حتي منشور حقوق بشر او مهر تاييد ديگري به اين موضوع است.
آيا براي ايران كه كورش را دارد و خود مهد حقوق بشر جهان بوده پسنديده است كه امروز دنيا ما را به عنوان مهد تروريست و خشونت ناقض حقوق بشر خطاب كند كورش كسي كه دشمن او را به نيكي ستايش و او را نمونه شهريار والا مي دانست امروز كجاست ؟
كورش كسي بود كه در منشور حقوق بشر خود چنين آورده است(سند منشور حقوق بشر كورش كبير )
منم كورش شاه جهان شاه بزرگ شاه دادگر شاه بابل شاه سومر و اكد شاه چهار گوشه جهان پسر كمبوجيه نوه كورش نبيره چيش پيش ... آنگاه كه بدون جنگ وارد بابل شديم همه مردم گام هاي مرا با شادماني پذيرفتند . در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهرياري نشستم مردوك خداي بزرگ دل هاي پاك مردم بابل را متوجه من كرد ... زيرا من او را ارجمند و گرامي داشتم . ارتش بزرگ من به آرامي وارد بابل شد . نگذاشتم رنج و آزاري به مردم اين شهر و اين سرزمين وارد آيد . وضع داخلي بابل و جايگاه هاي مقدسش قلب مرا تكان داد ... من براي صلح كوشيدم من برده داري را بر انداختم به بدبختي هاي آنان پايان بخشيدم فرمان دادم تا همه مردم در پرستيدن خداي خود آزاد باشند و آنان را نيازارند فرمان دادم تا هيچ كس اهالي شهر را از هستي ساقت نكند . مردوك خداي بزرگ از كردار من خشنود شد و بركت و مهرباني اش را ارزاني داشت .ما همگي شادمانه و در صلح و آشتي مقام بلندش را ستوديم ... من همه شهرهايي را كه ويران شده بود از نو ساختم .فرمان دادم تمام نيايشگاه هايي را كه بسته شده بود بگشايند . همه خداهاي اين نيايشگاه ها را به جاي خود بازگرداندم . همه مردماني را كه پراكنده و آواره شده بودند به جايگاه هاي خود برگرداندم و خانه هاي ويران آنان را آباد كردم من براي همه مردم جامعه اي آرام مهيا ساختم و صلح و آرامش را به تمامي مردم اعطا كردم .
حال چند كتيبه ديگر تقريبا هم زمان كورش كه پادشاهان ديگر شرزمين ها بوده اند را در اينجا مي آوريم(سند دانشنامه مزديسنا دكتر جهانگير اوشيدري )
كتيبه اي از آشور نصي پال
به گينايو حمله بردم و آنرا تصرف كردم . 600 نفر از جنگاوران دشمن را بي درنگ سر بريدم 3000 نفر اسير را زنده زنده طعمه آتش كردم اسيران ديگر را پوست كندم و از دروازه اصلي شهر آويزان كردم
كتيبه اي از سناخريت پادشاه ماد(689 پيش از ميلاد )
وقتي بابل را گشودم و آتش زدم نهر فرات را كه روان بود را روي شهر باز كردم تا تا ويرانه هاي باقيمانده آنجا را نيز آب ببرد
كتيبه از بخت النصر
به فرمان من 100000هزار چشم در آورده شد و 100000قلم پا را شكستند . من با دست خود چشم فرمانده دشمن را در آوردم و هزاران پسر و دختر را در آتش سوزاندم خانه ها را چنان ويران كردم كه ديگر هيچ بانگ زندگي از آنجا برنخاست.
همچنين خداوند بزرگ در تورات نيز به او اشاره مي كند و چنين مي گويد
او شبان من است و هرچه اوكند آن است كه من خواسته ام . منم (خداوند ) كه او (كورش ) را از جانب مشرق بر انگيختم تا عدالت را روي زمين برقرار كند . من امت ها را تسليم وي مي كنم و او را بر پادشاهان سروري مي بخشم و ايشان را مثل غبار به شمشير وي و مانند كاهي كه پراكنده شود به كمال او تسليم مي كنم . من كورش را به عدالت بر انگيختم و تمامي راه ها را در پيش رويش استوار خواهم ساخت .
و بسياري ديگر كه از گفتن آن صرف نظر مي كنم چرا كه هم واقعيت با همين سخنان روشن مي شود و هم زياده گويي نكنم يا مثلا از لحاظ ديني 4 نفر بوده اند كه پادشاهي بر كل زمين داشته اند كه يكي حضرت سليمان ديگري كورش و 2 تن ديگر (سند: كتاب سلسله آبا نبي حاملان نور تاليف آيت الله سيد احمد واحدي ) كه البته اين موضوع از جنبه علمي نيز ثابت شده چرا كه اكنون بزرگترين امپراطوري جهان را امپراطوري كورش هخامنشي مي دانند .
و يا مطلب ديگر در مورد شكوه شيراز اينكه كانال سويز در زمان هخامنشيان حفر شد يا همان تخت جمشيد(يا همان پرسپوليس كه واژه يوناني است به معناي شهر پارس كه البته بعدا به كل ايران اطلاق داده مي شده (آيا باز هم همدان يا هر شهر ديگري غير از شيراز شايستگي اين نام را دارد ؟) گفته مي شود كه تنها آتشكده اي بوده و محل اصلي حكومت جاي ديگري بوده اين موضوع از دو لحاظ قابل اهميت است يكي اين كه اينقدر به دين اهميت مي داده اند و دوم اينكه در مورد خود بناي تخت جمشيد نيز شگفتي هاي بسياري است اول آنكه تنها اثر تاريخي به اين عظمت در كل جهان است كه در ساختن آن از برده استفاده نشده و هر كس كه كار ميكرده مزدش را كامل پرداخت مي كردند در حالي كه بناهاي شبيه مثلا ديوار چين را بزرگترين قبرستان جهان مي دانند چرا كه در ساختن آن اول از برده استفاده مي شده و دوم هر كس از برده ها كه ميمرد را در همان جا خاك مي كردند و ديگر آثار نيز به همين ترتيب يا مثلا واقعا چگونه چنين سنگهاي بزرگي را تراش داده اند و هنگام كار گذاشتن آن آنرا اينچنين تراز كرده اند و اصلا چگونه سنگ ها را جابه جا كرده اند و هنوز بعد از 2500 سال با حمله هايي كه به آن شده به عنوان بزرگترين بناي تاريخي ايران خود نمايي مي كند.
يا مثلا پاسارگاد آرامگا كورش كبير نيز در شيراز است آري اين پاد شاه بزرگ آريايي نيز شيرازي بوده است حال قضاوت با شما كه چه شهري لايق تر است البته در اينجا يك نكته جالب به ذهنم رسيد و آن اينكه دو پادشاه ايراني كه نام انها به خوبي برده مي شود در شيراز حكومت مي كرده اند يكي كورش (كه در مورد آن بحث شد ) و ديگري كريمخان زند كه آن قدر به خوش رفتاري مردم شهرت داشت كه او را وكيل الرعايا مي خواندند.و يا نكته ديگر اينكه مثلا همدان در زمان ماد ها با نام هگمتانه مركز حكومت ايران بود حال شما منشور كورش را بخوانيد و كتيبه سناخريت كه يكي از پادشه هان ماد بوده را نيز بخوانيد و قضاوت كنيد كدام يك مهد تمدن هستند .
حال نگاهي مختصر به ديگر آثار و مفاخر شيراز يا شهر راز ميكنيم. در ابتدا لازم مي دانم آماري كه نوروز امسال(1388) در مورد بازديد از اماكن تاريخي و فرهنگي كشور داده شد را مطرح كنم زيرا قضاوت را راحت تر مي كند در اين آمار تخت جمشيد با 700000 نفر پر بازديد ترين مكان گزارش شده و در رتبه دوم و سوم حافظيه و سعديه قرار داشتند . و اين در حالي است كه بر اساس موضوعات اول بحث اشاره شد كه ر حق اين شهر بسيار كم لطفي صورت گرفته و حال اين آمار در خارج از استان فارس بيشترين بازديد مربوط به بيستون با 120000 نفر بازديد كننده بوده است و حال اين تفاوت 580000 نفري خود بيانگر گفته هاي اينجانب مي باشد و در مرحله بعد سري به آمار پر بازديدترين مكان ها در طول سال ميزنيم كه باز هم هر 3 رتبه اول واقع در شيراز است اول حافظيه دوم تخت جمشيد و سوم سعديه حال باز هم مي پرسم آيا واقعا شيراز پايتخت تاريخ و تمدن و فرهنگ ايران است يا جاي ديگري ؟
حيفم مي آيد كه نام شيراز را ببرم و ياد باغ هاي زيبا و تاريخي آن نكنم همان طور كه اميدوارم بدانيد شيراز به شهر باغ و گل و بلبل هم مشور است و اين به خاطر باغ هاي زيباي اين شهر است كه از لحاظ تاريخي هم قابل توجه اند از جمله باغ ارم كه معروف ترين باغ ايراني است و در ساختن باغ در چند صد سال پيش گل هايي كه در آن هست را از سراسر جهان جمع آوري مي كنند كه اكنون نيز اين گل ها در آنجا پرورش مي يابند و عمارت درون باغ نيز زمان قاجاريه با معماري بسيار زيبا ساخته شده . و ديگر باغ ها مثلا باغ دلگشا و مجموعه كلاه فرنگي كه در اين باغ است يا باغ جهان نما و يا باغ عفيف آباد و...
و بسياري ديگر از آثار تاريخي كه در سطح شهر پراكنده شده اند كه اگر بخواهم همه آثار را فقط توضيح مختصري هم بدهم بايد كتاب هاي زيادي نوشت مانند ارگ كريمخاني حمام وكيل بازاروكيل حافظيه سعديه دروازه قران آرامگاه خواجوي كرماني و...
فكر مي كنم كمي هم بايد در مورد مفاخر اين شهر توضيح دهم در ابتدا شعرا چرا كه همه شيراز را شعر ادبيات و شعر و شاعري هم مي دانند از معروفترين شاعران مي توان حافظ (لسان الغيب ) شاعر چيره دست ايراني سخن گفت كه اميدوارم همه آشنايي كامل را داشته باشند فقط مطلبي بگويم و بروم آن هم اينكه در فرهنگ ايرانيان فال حافظ جايگاه ويژه اي دارد و اين خود بيانگر اين است كه چه شاعر گرانقدري است و به حق كه بيشترين بازديد در سال از آرامگاه لسان الغيب است در دوم نوبت به استاد سخن سعدي شيرازي مي رسد كه همين بس كه آرامگاه وي نيز سومين مكان پر بازديد كشور است و در بعد نوبت به شاعران ديگر مي رسد از جمله شوريده شيرازي قااني شيرازي فرصت شيرازي و... و همچنين در اين شهر دانشمندان زيادي نيز مي زيسته اند مانند قطب الدين شيرازي كه نظريه او در مورد نيروي جاذبه توسط نيوتون كامل شد ولي متاسفانه اكنون حتي ايرانيان به خاطر نداشتن اطلاعات كافي كشف نيروي جاذبه را از سوي نيوتون ميدانند در حالي كه نيوتون قوانين مربوط را كشف كرد نه خود نيرو را (مانند اديسون كه همه او را مخترع برق مي دانند در حالي كه او لامپ را اختراع كرد نه برق و برق را الكساندر ولتا كشف كرد نه اديسون ) و به خاطر داشتن چنين دانشمنداني شيراز به دارالعلم نيز معروف بوده يا مثلا نام تاج محل هندوستان را كه شنيده ايد آيا مي دانيد معمار آن شيرازي بوده و همان كسي است كه حرم شاهچراغ را ساخته كه متاسفانه بعد از ساختن تاج محل دستور مي دهند كه دو دست او را قطع كنند كه نتواند بنايي زيباتر در جايي ديگر بسازد .يا از فيسوفان اين شهر مي توان به ملاصدراي شيرازي معروف به صدر امتاللهين شيرازي نام برد كه پاسخ هاي وي به شبهاتي كه عده اي در دين به وجود آورده بودند بر كسي پوشيده نيست و چگونگي اثبات خدا و بسياري ديگر كار هايي كه براي حقانيت اسلام انجام داد .كه البته اكنون آرامگاه وي در بصره عراق است . يا مثلا از علماي بزرگ شيراز نيز مي توان به آيت الله ميرزاي شيرازي اشاره كرد كه فتواي ايشان در مورد تحريم توتون و تنباكو نامبرد يا به شهيد محراب آيت الله دستغيب شيرازي يا از آيت الله مكارم شيرازي يا از آيت الله رباني شيرازي كهجزو كساني بود كه به امام خميني حكم مرجعيت دادند و يا از شهيدان وطن دوست اين شهر مانند خلبان عباس دوران كه رشادت هاي وي زبانزد خاص و عام است وي در جنگ با عراق زماني كه قرار بود جلسه سازمان غير متعهد ها در بغداد برگذار شود و براي حصول از ايمني بغداد صدام دور شهر را به اصطلاح ديوار آتش كشيده بود وي در حالي كه هواپيمايش آتش گرفته بود به كمك خلبان دستور داد كه از هواپيما بپرد اما خود به تنهايي با هواپيماي آتش گرفته به شهر رفت و ساختمان محل برگذاري جلسه را پيدا كرد و هواپيما را به آن كوبيد كه اين كار باعث شد جلسه اين سازمان در عراق برگذار نشود.
حال در يك دسته بندي كلي صحبت مي كنيم شيراز از لحاظ تاريخي و فرهنگي كه بحث شد و به حق والا ترين لياقت در بين شهرهاي ايران را دارا مي باشد از لحاظ مفاخر و دانشمندان و علما و شعرا و.. هم كه باز هم به حق شايسته ترين است . پس چگونه مي تواند مثلا همدان پايتخت تاریخ و تمدن ايران باشد يا هر شهر ديگري پس از شعار دادن بپرهيزيم و منصفانه و منطقي تصميم بگيريم و هر حرفي را هر كس گفت با تحقيق بپذيريم نه همين جوري بدون هيچ تحقيقي بگوييم چشم و مواظب شعارها و اهداف آن ها و عاقبت آن ها باشيم.
پس زین پس شیراز را پایتخت تاریخ و تمدن و فرهنگ ایران میدانیم .
.........................................................
دوست عزیزی که نمیدانم که هستی و چرا انقدر جبهه گیری میکنی شما شیراز را هرچه دوست داری نامگذاری کن !!
من یکی از طرفداران شیراز و همه گذشته این شهر هستم .می دانی کوروش که بوده و زاده کجاست !
کوروش زاده کوهستان الوند است از میتراداد چیزی می دانی؟
از مادها چطور ؟از باباطاهر و عین اقضات و عارف چطور ؟
اصلا قصد ندارم که این بازی کودکانه را ادامه بدهم واقعیت این است که جایی بنام شورای عالی انقلاب فرهنگی این دیار را نامگذاری کرده و در آنجا انقدر هستند که بدانند اگر اشتباه کنند چه میشود حالا تو هرچه می خواهی بنویس من مجال نوشتن ندارم ولی شما آزاد هستی .
راستی در مورد عباس دوران هم گشتی در اینترنت بزنی خواهی دید که به کجا ختم می شود.
(عباس دوران با درجه ستواندومی در پایگاه هوایی همدان مشغول به خدمت می شود)
یک ضرب المثل ترکی می گوید: "اگر گوش آدم هر روز چیز جدیدی نشنود و یاد نگیرد، کر می شود"
ارسال توسط edalat | ۹ مهر ۱۳۸۸ ۶:۴۷ بֽظֽ
Posted on ۹ مهر ۱۳۸۸ ۱۸:۴۷