« مصدق بزرگتر از ملی شدن صنعت نفت | صفحه اصلی | مستند چهار »

خیــــــــــــــــــلی ممنونم

مهران مدیری

همیشه همه چیز که درست از آب در نمی آد بعضی مواقع می بینی برای به ثمر رسیدن اهداف مخالفانت تمام تلاش خودت را کردی بدون اینکه خودت بخواهی...
بدون اینکه بخواهی امتیاز بدهی اما واقعیت تلخ تر از هر اتفاق دیگریست واقعیت شناخت افراد در مراحل مختلف زندگی از دیرباز گفته اند در سفر باید شناخت و تا حدی هم درست است چون در سفر به کمی ها و کاستی ها برخورد می کنی اما بحث من این نیست می خواهم در مورد کسی بنویسم که خود رامسعود شصت چی معرفی می کند مرد هزار چهره .. شاید تا به امروز با واقعیت عینی مسعود برخورد کرده ایم هر روز صفحات روزنامه از کلاه برداریهای حرفه ای می نویسند و از آماری که در کشورهای مختلف در مورد این نوع کلاه برداری هست.اما از بهم ریختگی سیتم اداری چطور آیا روزنامه های سراسری کشور ما یا حتی روزنامه و هفته نامه های محلی از این موارد هم می نویسند؟
چیزی که در کشور ما باب هست رپورتاژ آگهی یا گزارش است نوعی گزارش که ادارات و اشخاص خود هزینه مقدار فضای اشغالی توسط مطلبشان را به روزنامه می پردازند و پر است از تعریف و تمجید که در سازمان یا اداره ما چنین است و چنان !
مهران مدیری


اما مرد هزار چهره شبکه سه اتفاق دیگریست که کاملا نادر به نظر می رسد و واقعا هم نظیرش را لااقل من ندیدم سیستم ثبت و احوال شهرستان شیراز به عنوان یک نمونه که می توان تعمیمش داد به کل کشور ، نیروی انتظامی و بیمارستانها و ....
مهمترین مسئله وجود مسعود شصت چی در تمام آیتمها به عنوان شوهر یا خواستگاراست خیلی جالبه یعنی امکان ازدواج در کشور ما خیلی پائینه یا شوهر پیدا کردن خیلی سخته؟
یا اصلا کسی به عنوان خواسگار به هیچ منزلی که دختر جوانی در آن زندگی می کند رجعتی ندارد؟
بگذریم اتفاق دیگری هم افتاد، آنهم آیتمی بود که مهران مدیری ازسالها قبل آن را به هر شکلی در کارهایش می گنجاند ،آیتم محفل شاعران یا هنرمندان ، درست است دقیقا اگر در انجمن شعر یا داستان افراد غریبه ای پا بگذارند اولین ری اکشن آنها قه قه خواهد بود و او این اتفاق را در تلویزیون به تصویر کشید تا خودمان بدانیم که هیچ نمی دانیم. مگر در انجمنهای شعر و داستان چند نفر شرکت می کنند مگر در روخوانی شعر و داستان چند نفر گوش می دهند دقیقا مهران مدیری واقعیتهای جامعه را به ما برگردانده و ما به خودمان می خندیم.
شهرام جزایری وغیره و .... مگر نبودند و حالا هم هستند تازه این اتفاق در درجه پائین تر در حال نشان دادن است وای اگر که مثلا به جای محفل شعر وزارت فرهنگ را به تصویر می کشید یا ممیزیها را ، یا نه شورای برنامه ریزی تلویزیون را به تصویر می کشید تا ببینیم برای چه چیزهای کوچک و خنده داری یک فیلم یک کتاب یا هر چیز دیگری به سادگی کنار گذاشته می شود.
اما اینکه چنین برنامه ای تولید شده جالبه و انصافا باید خسته نباشی اساسی به مهران مدیری و تیم نویسندگی اش گفت که با هزار چهرگی شاید این برنامه را تصویب کرده اند ،چیزی که در مورد مدیری وجود دارد تغییر سطح سلیقه مخاطب با ساخته شدن هر کارش است ،مثلا با ساخته شدن پرواز 57 دیگر دلقک بازیهای اوسا و شاگردی وبدتر از آنها بعد از خبر و جانعلی ها و از این دست برنامه ها کنار رفت بعدها لبخند سوم و جنگ 77 وساعت خوش و ..تا برره و این آخری مرد هزارچهره دیگر هر برنامه طنزی ساخته می شد به نوعی الگو گرفته از کارهای مهران مدیری بود و خیلی زود هم قافیه را می باخت و کنار می رفت در این سالها خیلیها برنامه نود شبی ساختند اما هیچکدام ماندگاری برنامه های ایشان را نداشتند.

به به ، به به

مرتبط:

اینجا درگیری بالا گرفته
درباره مرد هزار چهره

اینجا رو...

نظرات (۴)

درود بر احسان نازنینم و نوروزت پیروز باد.

امیر:

روابط آدمها با هم و مسائل سیاسی و اقتصادی و اداری همه یکجا شده مرد هزار چهره درکل خوبه تو چی می گی خوبه یا نه؟

محمد ستاره:

نماد یک شهرستانی یا همون آقای هالو در روزگار ما یکم اجتماعی تر..می دونی که چی میگم به به به به...

سلام
می دونم دیر شده، ولی سال نو ات مبارک. درگیر بودم. امیدوارم سال خوبی داشته باشی.
مطلبت هم جالب بود.
یا علی

ارسال نظر

(اگر پیش از این نظری ارسال نکرده اید، موافقت دارنده سایت برای نمایش نظر شما لازم می باشد. تا آن زمان، نظر شما نمایش داده نمی‌شود. از صبر شما متشکریم.)

About

This page contains a single entry from the blog posted on ۱۲ فروردین ۱۳۸۷ ۵:۱۳ بֽظֽ.

The previous post in this blog was مصدق بزرگتر از ملی شدن صنعت نفت.

The next post in this blog is مستند چهار.

Many more can be found on the main index page or by looking through the archives.

Creative Commons License
این وبلاگ دارای جواز زیر است لیسانس Creative Commons.