« قدم نو رسیده مبارک! | صفحه اصلی | یا فاطمه »

عطر گندم زار

احسان صدیقی


وقتی یه نفر احساس میکنه میتونه دنیا رو تغییر بده مطمئن باشید که اگر دنیا عوض نشه خود اون آدم منقلب میشه .
بعضی وقتا می گم خدا چطور می خواد عدالت رو برقرار کنه یا اصلا این جزو شرح وظایف خدا هست یا نه؟
یه نفر همه کار میکنه و هر چیزی که اراده کنه بدست میاره و در مقابل یه نفر هیچ هیچ هیچ !

یا نه احتمالا درسته و ندایی که به من می گوید:
گر چه شب تاریک است ، دل قوی دار ، سحرنزدیک است !

تا به حال شده عاشقانه خدا رو حس کنی؟ یا نه خدا رو در آغوش بکشی؟ یه جاهایی تو زندگی همه هست یه جاهایی که دیگه هیچ راهی نیست به جز توکل کردن اونوقت چطور می خوای سرت رو بالا بگیری یا نه حتی به خودت جرات بدی که فقط و فقط یک بار بگی : خدایا این دفعه چکار کنم کمکم می کنی ؟

می دونم شده.. بعدش چی ، من هر بار که گیر می کنم با خودم می گم خدایا توکه می دونی تو دل من چه خبره پس دیگه گفتن نداره
ولی چند لحظه بعد با خودم می گم :دیوانه تو حتی سختی التماس کردن به خدا رو هم تحمل نمی کنی چطور می خوای پیچ و خم شناختش رو تحمل کنی!

به قول حضرت مولانا

هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم..................... چون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من

کدام لحظه ها چشم تو چشم خدا میشیم و به سادگی از کنارش می گذریم؟

او در حرم هفت سرا پرده عفت ..........................خواهی تو بدو بنگری ای دیده حیا کن

استاد شهریار

یه فیلم کوتاه ساختم به نام عطر گندم زار تقریبا 25 دقیقه است سعی کردم که حس شاعرانه ای داشته باشه و یه لحظاتی مخاطب رو به یاد خالقش فروببره نمی دونم نظر خاصی راجع به فیلمم بدم چون باید ببینید و نظر بدهید و با دیده منت تقدیم خواهم کرد.

نظرات (۳)

برای من این خیلی جالب است که بیشتر ما انگاره‌های ذهنی‌ خودمان را بدیگران هم تعمیم می‌دهیم و می‌انگاریم که همه‌ی مردم دنیا حتمن مثل ما به مسائل روزمره می‌نگرند. در حالی که چنین نیست. مسئله‌ای که برای من یک امر کاملن بدیهی است، برای دیگری می‌تواند پندار غلطی باشد. مثلن گاوپرستی هندوان.
از یک رهبر مذهبی گاوپرستان پرسیده شد که فکر می‌کنی برای مسلمانان در روز معاد مفری وجود داشته باشد؟ در جواب گفته بود:
بله! اگر در حین عبور از محله‌ای این سعادت نصیب‌ش شده باشد که "گرد پای گاوی" بر سر او نشسته باشد.

عالیجناب نویسنده:

سلام آقای افراسیابی عزیز ممنون از نظرت ،من سال گذشته مستندی می ساختم از امامزاده یک روستا در انجا به مردی برخوردم که می گفت اگر من روزی دوبار به دیدن امامزاده نیام رزقم قطع میشه!
یا دختری که هر روز به امامزاده می آمده برای شفا و آخر سر هم شفا پیدا کرده!
من باورهای مختلف رو دیدم اما اینکه یه جاهایی احساس کنی با تمام وجود دوست داری خدا رو به آغوش بکشی نمی دانم کجای روزمرگی است ! و این را می دانم که مختص بنده نیست.

امیر:

عجب روزگاری شده!

ارسال نظر

(اگر پیش از این نظری ارسال نکرده اید، موافقت دارنده سایت برای نمایش نظر شما لازم می باشد. تا آن زمان، نظر شما نمایش داده نمی‌شود. از صبر شما متشکریم.)

About

This page contains a single entry from the blog posted on ۱۵ خرداد ۱۳۸۷ ۲:۵۵ قֽظֽ.

The previous post in this blog was قدم نو رسیده مبارک!.

The next post in this blog is یا فاطمه.

Many more can be found on the main index page or by looking through the archives.

Creative Commons License
این وبلاگ دارای جواز زیر است لیسانس Creative Commons.