« تولد کارگردان گاو | صفحه اصلی | Gaza »

آخرین امپراطور

دلا نزد کسی بنشین، که او از دل خبر دارد
به زیر آن درختی رو، که او گل های تر دارد
در این بازار عطاران مرو هر سو چو بی کاران
به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد
تو را بر در نشاند او به طراری که میآید
تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد

آخرین امپراطور

بازی پاس در برابر پرسپولیس دلیل اصلی این مطلب بود، اما هرچه با خودم فکر میکنم پرسپولیس بدون قطبی مثل گفتن واژه پاس همدان می ماند .
لطفا دوستان عزیزم خورده نگیرند من همدانی هستم، اما واقعیت اینه که تیم پاس هیچوقت متعلق به همدان نیست،تیمی که عمر ورزش فوتبالش بیشتر از عمر ورزش فوتبال در همدان هست! ( البته بصورت حرفه ای نه کوچه بازاری)
همانطوری که حالا با نبودن یک افشین، افشین دوم هم مال پرسپولیس نیست.
وقتی می بینی تیمی با قدرت پرسپولیس و وجود افسانه ای به نام قطبی (به قول فردوسی پور چه می کنه)تمام توجه فوتبال کشور رو جلب کرده و هواداران را وجود افشین قطبی به اکثریت تبدیل کرده ،
اما ،با تصمیم گیری یک نفر افشین قطبی به افشین پیروانی تبدیل میشود،آیا این دو برابرند ؟ اگر امروز برنامه نود نظرسنجی مجدد بگذارد، باز پرسپولیس محبوب ترین است؟ لا اقل می دانم که بیشترینها قطبی را دوست داشتند حتی آنانی که فوتبال دوست ندارند!

 آخرین امپراطور

چقدر امروز دلم برای پاس و پرسپولیس سوخت ..هردو قربانی تصمیمهای یک نفره شدند.
خیلیها خیلی حرفها می زنند:
رفتن افشین قطبی مثل رفتن عشق اول آدمیزاده !! انقدر که دیگر پرسپولیس بدون قطبی را دوست ندارم ، اصلا پرسپولیس بدون قطبی، مثل پرسپولیس با علی پروین است .. از این بهتر بگویم؟
قطبی به پرسپولیس شخصیت داده بود حتی به اسم تیم.

بگذریم، یه سری مطلب در مورد قطبی و رفتنش جمع کردم که همه رو می گذارم، شاید استقلا لیها هم پرسپولیسی شدند.البته بخاطر قطبی( مزاح )

آخرین امپراطور


یادداشت حبیب رضایی :

سلام آقاي قطبي .اين روزها مثل خيلي روزهاي ديگر که ما ايراني ها به قول معروف «جوگير» مي شويم و هر فعل محترمي را از شدت استفاده، به عادت بي اثري تبديل مي کنيم، نامه نوشتن براي شما يا شما را خطاب قرار دادن در اول هر نوشته، عجيب باب شده است، حال بگذريم که در ميانه اين نوشتن ها، بعضي، مثل متن زيباي امير قادري مي شود.

در همين روزنامه «اعتماد»، که مي ديدم و مي دانم چندصد نفر بي اعتنا به شما را، مشتاق شما، و چند صدهزار نفر مشتاق به شما را شيفته شما کرد. يا گذر مي کنيم از آن خيل وبلاگ ها و سايت هايي که مي شود به راحتي و بي جست وجو، متني را در آنها يافت که نويسنده گمنام يا نامي آن، براي دلش و همان چند ده نفر خواننده محدودش از شما گفته است و اين بïرد محدود نوشته اش را مومنانه ناديده گرفته است. هر برنامه ورزشي زنده و مرده اين روزها از خبرهاي شما اعتبار تماشا مي گيرد و بحث هر جمع بيش از سه نفر در اين شهر و ديار، با گفتن از شما و تاثير و اثر شما اگر آغاز نشود حتماً پايان مي گيرد.عجيب است نه؟ گويا خشکسالي، زمين و ضمير نمي شناسد و باراني چون شما، حتي اگر رگباري کوتاه باشد و «نماند»، باز نفسي تازه مي کند در اين تنور بي همنفسي.اينها را گفتم که بگويم صاحب اين قلم همه تلاشش را کرده است که جوگير نشود، که دنبال قافله از سر عادت ندود و اگر اين چند خط را قلمي کرده است، تنها براي زنده کردن که نه، بلکه براي يادآوري رسم زلال و فراموش شده پيشينيان است که هنگام وداع، دست خطي را به دعاي خيري معطر مي کردند و در پس ظرف آب که به بدرقه بر راه مسافر عزيزشان، به اميد بازگشتش البته مي ريختند، پنهان مي کردند و در لحظه آخر به دستش مي سپردند. (اين روزها عجيب دلم از وداع بي هوا و رفتن بي دعا هراسان است.) آري، من آمده ام تا شما را با شوق و غم با شعف و حسرت بدرقه کنم. شوق و شعف دارم از اينکه مي رويد تا من در اين زمانه قدرنشناس، باز شاهد زنده يي نباشم براي حمام فين ديگري. من ديگر تاب ديدن به مسلخ رفتن روح نازنيناني که بيرق مدارا، عشق و ادب را بر دوش مي کشند، ندارم.و غم و حسرت دارم از اين توانايي تاريخي بي پايان اين جبر جغرافيايي، که هر که سالم تر بود انگار مغلوب شدنش ممکن تر و هر که سازنده تر شد، مهجورشدنش محتوم تر مي شود. آقاي قطبي، شادي و غم شما به راحتي فضا را مي شکافت ولي ما ياد نگرفته ايم که چنين بي واسطه و بي ريا به مهماني چشم ها برويم.شما در همه حال با حس خالص و ناب خود قدم برداشتيد، بي آنکه چشم به راه لغزش و تخريب و افتادن حريفان باشيد و ما ياد نگرفته ايم که اينچنين بزرگوارانه به ميدان برويم. شما وقتي تب داشتيد به مهتاب بد نگفتيد و اين از آموزه هاي اين روزهاي ما خارج است. شما به «قول» خود عمل کرديد و واي که اين روزها، چه ناياب است به عهد و پيمان، با ايمان ماندن.شما دل شير سوغات آورديد و ما هنوز در نقش گربه نقشه خود حيرانيم...امروز مي رويد....اگر در ميان وسايل و جعبه هاي خود بگرديد، حتماً بسته هايي مي يابيد پر از دل و دلبستگي...مراقب آنها باشيد... هر کجاي دنيا که بوديد....همين.

منبع خبر : اعتماد
یكشنبه,12 خرداد 1387

مبلغ قرارداد دوساله قطبي، يك ميليون و هشتصد هزار دلار است كه هشتصد هزار دلار آن براي سال اول و يك ميليون دلار ديگر براي سال دوم حضورش به عنوان سرمربي در تيم فوتبال پرسپوليس است.

داریوش مصطفوی، مدیرعامل باشگاه پرسپولیس، چهارشنبه گذشته وعده داد كه در یكی از روزهای هفته‌ای كه در پیش است در اطلاعیه‌ای مردم را از جزئیات آنچه او مطالبات باشگاه از افشین قطبی نامید، آگاه خواهد كرد اما پیش از آنكه فرصت چنین كاری را پیدا كند، جزئیاتی باورنكردنی از این قرارداد افشا شد.

در یكی از بندهای قرارداد قطبی با پرسپولیس آمده است: <سرمربی تیم می‌تواند از ابتدای مسابقات تا پایان لیگ هر زمان مشكلات و كمبودهایی به لحاظ امكانات لازم در تیم مشاهده كرد، آنها را رسما به مدیران باشگاه اعلام كند اما در صورتی كه ۱۴ روز از اعلام سرمربی گذشت و مشكلات برطرف نشد، قطبی می‌تواند استعفا دهد و تمامی مبلغ آن سال را بدون چون و چرا دریافت كند.> برخی تحلیلگران معتقدند كه یكی از دلایل استعفای قطبی افزایش نگرانی او از اخراج احتمالی‌اش بوده است. شایعه مذاكره با لوكابوناچیچ مربی سال گذشته سپاهان پذیرش این تحلیل را آسان‌تر می‌كند، با این وجود جزئیاتی كه از قرارداد قطبی منتشرشده، نشان می‌دهد كه مدیران باشگاه پرسپولیس با توجه به مشكلات مالی‌شان در عمل امكان اخراج او را نداشته‌اند.
ایسنا این بند از قرارداد را اینگونه عنوان می‌كند: <هر زمان مدیران باشگاه به‌خاطر كسب نتایج ضعیف احتمالی تیم پرسپولیس، قصد بركناری قطبی را داشتند، موظف هستند كل مبلغ قرارداد دوساله او یعنی یك میلیون و ۸۰۰ هزار دلار را به سرمربی پرداخت كنند.> داریوش مصطفوی مدیرعامل پرسپولیس برخلاف مواضع اولیه‌اش، چند روز پس از استعفا ناگهان منتقد جدی قطبی شد. او در آخرین اظهارنظرها پیش از افشای قرارداد، از تلاش برای بازگرداندن آنچه <بیت‌المال> نامید خبر داد و تهدید كرد كه اگر قطبی پولی را كه گرفته پس ندهد، باشگاه پرسپولیس به فیفا شكایت خواهد كرد.

● مدیر برنامه‌های قطبی: منتظر بازی با پیكان و استقلال اهواز بودیم
مهدی حاج‌باقر مدیر برنامه‌های قطبی می‌گوید با وجود ابراز تمایل مدیران باشگاه پرسپولیس برای حل مسالمت‌آمیز اختلافات، هنوز در عمل آنها پیشقدم نشده‌اند. حاج‌باقر كه در جریان این مساله خود و قطبی را تابع هیات‌مدیره و باشگاه پرسپولیس و همچنین حركت در چارچوب مفاد قرارداد پیش‌رو می‌داند، به ایسنا می‌گوید: <بهتر است این مساله از طریق مذاكره حل شود اما اگر خدای‌نكرده كار به فیفا كشیده شود، قطبی هم استنادات و وكلایی دارد كه به‌طور جدی از خود دفاع كند.
اگر قرار باشد طبق شرایط قرارداد عمل كنیم، مفادی در آن وجود دارد كه صحبت‌های كنونی مدیران پرسپولیس مبنی بر بازگرداندن بخشی از مطالبات دریافت قطبی به باشگاه پرسپولیس را نقض می‌كند.> او در پاسخ به این سوال كه چرا قطبی برای تسویه‌حساب اقدام نكرده است، می‌گوید: <صبر كردیم تا دیدارهای پرسپولیس مقابل پیكان و استقلال اهواز تمام شود و اكنون معتقدم تمامی این موارد با مذاكره و صحبت حل خواهد شد.> مدیر برنامه‌های قطبی در تهران همچنین در توضیح مشكلاتی كه قطبی با استناد به آنها استعفا داده نیز می‌گوید: <مشكلات از دید قطبی وجود داشته است. مصطفوی مدیرعامل باشگاه گفته است این مشكلات تنها موارد بسیار ناچیزی است كه قطبی نباید آنها را بزرگ جلوه دهد ولی سوال اینجا است كه آیا همین موارد ناچیز حل شده است؟>

● پس‌لرزه‌های افشاگری
برخی گمانه‌زنی‌ها حاكی از آن است كه با افشای ناگهانی بندهای غیرمتعارف قرارداد قطبی، احتمال تغییرات در هیات مدیره باشگاه پرسپولیس بالا رفته است. گفته می‌شود داریوش مصطفوی كه در چند روز گذشته دو بار به دفتر محمد علی‌آبادی رئیس سازمان تربیت‌بدنی احضار شده، ممكن است به‌زودی از مدیرعاملی باشگاه كنار گذاشته شود. شنیده‌ها حاكی از آن است كه پس‌لرزه‌های این افشاگری حتی موقعیت حسین هدایتی رئیس متمول هیات مدیره را هم به خطر خواهد انداخت.
گزارش : روزنامه اعتماد ملی

چه کسی مفاد قرارداد قطبی را لو داد؟
ترکش هاي لو رفتن مفاد قرارداد افشين قطبي همچنان درحال پرتاب شدن به‌سوي مديران باشگاه پرسپوليس است.
برنا: پس از آنکه برخي از مفاد قرارداد افشين قطبي با باشگاه پرسپوليس از سوي منبعي نامعلوم منتشر شد، زلزله اي مهيب باشگاه سرخ را تکان داد و پس لرزه هاي اين زلزله حتي به سازمان تربيت بدني و اتاق شخص محمد علي آبادي رسيد.

اين روزها مديران باشگاه پرسپوليس به دنبال منبع انتشار قرارداد قطبي مي گردند. شايعه اي مبني بر اينکه يکي از اعضاي هيئت مديره به دليل مخالفت با داريوش مصطفوي دست به چنين اقدامي زده، به گوش مي رسد،اما اين شايعه نيز خيلي زود رنگ مي بازد؛زيرا طبق شواهد و قرائن به جز مصطفوي کس ديگري از متن قرارداد مطلع نبوده است.

يکي از اعضاي هيئت مديره پرسپوليس به خبرنگار ورزشي برنا گفت:"به جز آقاي مصطفوي و قطبي و مديربرنامه هايش،کس ديگري از متن کامل اين قرارداد اطلاعي نداشت. قرارداد به زبان انگليسي تنظيم شده بود و حتي وقتي اعضاي هيئت مديره خواستند متن خارجي قرارداد قطبي را بخوانند،موفق نشدند؛چون ظاهراً اين قرارداد به فارسي ترجمه نشده بود."

من اینجا بس دلم تنگ است
و هر سازی که می بینم بد آهنگ است
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی برگشت بگذاریم
ببینیم آسمان هرکجا آیا همین رنگ است؟


یادداشت امیر قادری درباره افشین قطبی
سرتان را بچرخانید، این بالا ما را می‌بینید آقای قطبی


امیر قادری: آقای افشین قطبی؛ احتمالا وقتی صبح می‌شود و مردم این یادداشت را می‌بینند، شما بالای سر تیم‌ات هستی و من و دوستان‌ام رفته‌ایم آن بالا روی سکوهای ورزشگاه از چند ساعت پیش جا گرفته‌ایم که شما و تیم‌مان را یک بار دیگر نگاه کنیم. با عشق و شور و علاقه هم نگاه کنیم. از ته دل نگاه کنیم. این فکر کنم پنجمین بازی پشت هم‌ای است که برای تماشای بازی‌های پرسپولیس، می‌آییم ورزشگاه آزادی. چون انگار که بالاخره آرمان‌ام را در زندگی پیدا کرده‌ام؛ این که قطبی قهرمان شود. این که فرهنگ قطبی، بخشی از جهان این سرزمین شود. می‌آییم که حمایت کنیم. که انرژی بدهیم. می‌دانم که لازم دارید. آن گل دقیقه هشتاد و چندم بازی با سایپا را که شما نزدید. من و رفقایم بودیم و هفتاد هزار نفر دیگر در ورزشگاه آزادی که در یک لحظه تصمیم گرفتیم بلند شویم، پای‌مان را بکوبیم به زمین، و توپ رو بکنیم توی گل.این که گفتم شنبه از ساعت ده صبح می‌رویم روی سکوهای داغ ورزشگاه می‌نشینیم، البته در جریان باشید که خرمان این قدر می‌رود که بلیت پیدا کنیم. ولی جای ما روی سکوهای سیمانی آن بالاست. جایی که تماشاگرانی از طبقه‌های پایین‌تر اجتماع وجود دارند. و وقتی آن‌ها هم روحیه افشین قطبی را از برد پرسپولیس بیش‌تر دوست دارند، وقتی «قلب شیر» را به برد به هر قیمتی ترجیح می‌دهند، با چاقویی در جوراب‌شان و لنگی در دست‌شان، وقتی برای آن‌ها هم منش و شخصیت شما از این که: «بچه‌ها زحمت بکشن و توپ را بکنیم توی گل»، مهم‌تر است؛ این چیزها را که می‌بینم کیف می‌کنم. برای ما این یک فرصت است. این جا ما خیلی وقت‌ها عادت داریم کسی را که با خودش چیز جدیدی می‌آورد، می‌خواهد کمی تغییرمان دهد، را بشکنیم یا بیرون‌اش کنیم. یا مثل برانکو، این اواخر حضور به هر قیمتی‌اش در ایران، از ترس صورت‌اش سیاه و کبود شود. نداشته‌ایم کسی را که هم سر میز غذا بخورد و هم بیاید پایین پیش ما بنشیند، یا اگر ننشیند، کینه دور سفره نشسته‌ها را از آن بالا جلب نکند. پس شما می‌توانید چیزهای تازه‌ای به فرهنگ ما اضافه کنید. توانسته‌اید شور و حال اسطوره‌ای ما را حفظ کنید و در عین حال اسیر گرداب‌اش نشوید. گفتم که به شکل عجیب و متناقض‌ای، هم انگار از جای دیگری آمده‌اید و هم انگار از خود ما هستید. مجموعه این‌ها، باعث شده که در این دوره گذار که هر کسی می‌خواهد ما را به سمت خودش بکشد، یک بار دیگر و در مجموعه متعادلی، احساسات صادقانه ما را تحریک کنید. به ورزشگاه آزادی می‌رویم و با تمام وجود فریاد می‌کشیم، هم به خاطر دل شیر و هم هوش روباه. این چیزی است که در این سال‌ها وجود تجزیه شده ما خیلی دنبال‌اش گشته است. می‌نشینیم و به واکنش‌های شما در برابر هر مسئله‌ای نگاه می‌کنیم، این که چطور از بیرون ریختن احساسات‌تان خجالت نمی‌کشید و در عین حال عقل و هوش‌تان را کنار نگذاشته‌اید. می‌توانید هم یک عامل روحیه دهنده باشید و هم یک فرمانده عالم رو به جلو. داریم هم احساسات‌مان را خرج می‌کنیم و هم پیشرفت می‌کنیم، غیر این مگر چه می‌خواهیم؟ راست‌اش را بخواهید اصلا فکر می‌کنم در این دوره و زمانه، شما سنگ محک جامعه ما هستید. پیش از این اگر بود، خیلی زود دورتان می‌انداختیم. منتظر بهانه بودیم که انتقام‌مان را از آدمی مثل شما بگیریم. و وقتی می‌بینم، بعد از شکت چهار به یک هم رای‌گیری می‌کنند و ملت باز به ماندن شما رای می‌دهند، به نظرم این دیگر فقط پیشرفت شما نیست، پیشرفت ماست. باز گفتم ما و شما. و شما که خود ما هستید. ×××امروز بعد از ظهر بازی است آقای قطبی و ما از صبح رفته‌ایم آن بالا جا گرفته‌ایم تا تمام شور و حس و حال‌مان را بفرستیم برای شما و تیم‌مان. شاید زد و باختیم البته. ولی... حالا که به این مرحله در ارتباط با هم رسیده‌ایم، این آخرین چیزی است که مهم است. حالا ما همدیگر را داریم. سر بازی صبا باتری و روی سکوهای ورزشگاه، این قدر آدم غریبه در آغوش گرفتیم که نگو. ما ادم‌هایی که عقل روباه و قلب شیر شما را دوست داریم.
شنبه,28 اردیبهشت 1387

نظرات (۶)

فراخوان وبلاگ نویسی برای حضور خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری دهم

و خورشید دوباره زاده خواهد شد

دوست من سلام
همانگونه که اطلاع دارید سید محمد خاتمی در جمع دانشجویان دانشگاه تهران که پیرامون حضور در انتخابات ریاست جمهوری دهم اعلام داشتند "من نمي‌گويم نه، دارم بررسي مي‌كنم" از همین رو پیشنهاد می کنم همزمان با شب یلدا که شب زایش خورشید است، همه وبلاگ نویسان ایرانی که در داخل و یا خارج از کشور زندگی می کنند و علاقه مند حضور خاتمی در انتخابات هستند، وبلاگ خود را با موضوع دعوت از خاتمی به روز کنند. شما هم به جمع ما بپیوندید.
موضوعات پیشنهادی:
1- چرا خاتمی باید در انتخابات حضور داشته باشد
2- بایدها و نباید ها پیرامون حضور خاتمی در انتخابات
3- نقش مردم و تاثیر آنها در حضور خاتمی در انتخابات
و یا هر موضوع دیگری که وبلاگ نویسان خود مد نظر دارند.
لطفا در انتشار این فراخوان به هر شکلی که به ذهنتان می رسد، اقدام نمایید. امید است یک بار دیگر شاهد حضور خاتمی در عرصه انتخابات و رای 20 میلیونی مردم به او باشیم.

با تشکر
مهرداد حمزه
E_mail : mehrdad_hmdn@yahoo.com
http://zhokond.blogfa.com

amir:

امپراتور قطبی واقعا افسانه بود هم برای پرسپولیس و هم فوتبال حرفه ای.

امپراطور ...چه واژه زیبایی.

فقط مونده بود که منتقد ورزشی بشی!

چه می کنه این فردوسی پور! مردک یا مطلب ننویس یا اگه می نویسی یه سوراخی برای نظر دادن توش لحاظ کن.

میلاد:

زنده باد امپراطور دلها سید افشین قطبی

ارسال نظر

(اگر پیش از این نظری ارسال نکرده اید، موافقت دارنده سایت برای نمایش نظر شما لازم می باشد. تا آن زمان، نظر شما نمایش داده نمی‌شود. از صبر شما متشکریم.)

About

This page contains a single entry from the blog posted on ۲۴ آذر ۱۳۸۷ ۱:۰۷ قֽظֽ.

The previous post in this blog was تولد کارگردان گاو.

The next post in this blog is Gaza.

Many more can be found on the main index page or by looking through the archives.

Creative Commons License
این وبلاگ دارای جواز زیر است لیسانس Creative Commons.