بنا به فرموده بزرگي:
1.
خاک بر سرمان که نوستالژیمان آژیر وضعيت قرمز است.
2.
دستهامان توی هم چفت می شود
می خندیم
فاجعه آغاز می شود ...
در دوردست صدای سوت ِ قطاری زمان را از حرکت باز می دارد
3.ندارد
« رنگ ابوعطا | صفحه اصلی | جشن واره ۲۸ »
بنا به فرموده بزرگي:
1.
خاک بر سرمان که نوستالژیمان آژیر وضعيت قرمز است.
2.
دستهامان توی هم چفت می شود
می خندیم
فاجعه آغاز می شود ...
در دوردست صدای سوت ِ قطاری زمان را از حرکت باز می دارد
3.ندارد
This page contains a single entry from the blog posted on ۳ بهمن ۱۳۸۸ ۰:۲۴ قֽظֽ.
The previous post in this blog was رنگ ابوعطا.
The next post in this blog is جشن واره ۲۸.
Many more can be found on the main index page or by looking through the archives.
نظرات (۳)
nostalgia
یک احساس درونی تلخ و شیرین،دلتنگی شدید برای زادگاه!!جالبه.
فاجعه خیلی وقته که شروع شده ،زمانی که پا تو دنیا گذاشتیم نهایت فاجعه بود و زمانی که سوت ممتد ایست رو میشنویم که خیلی دیر شده.!!!
ارسال توسط خسروبیگی | ۵ بهمن ۱۳۸۸ ۱۱:۱۷ قֽظֽ
Posted on ۵ بهمن ۱۳۸۸ ۱۱:۱۷
یه کمی سنگین بود و بنده حقیر فقط اون قسمتی که گفته بودی خاک بر سرمان را فهمیدم و مانند همه کامنت گذاران چاره ای جز تایید فرمایشاتتان ندارم پس ...خاک ...
ارسال توسط نیما دیماری | ۷ بهمن ۱۳۸۸ ۱۰:۳۳ قֽظֽ
Posted on ۷ بهمن ۱۳۸۸ ۱۰:۳۳
بـــــــله آقـــــا ...
ارسال توسط اميرش | ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ ۰:۳۵ قֽظֽ
Posted on ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ ۰۰:۳۵