صفحه اصلی

سینما آرشیو

۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۵

آوازهای مرد سیبیلو

رضویان
شما به هر جشنواره فیلمی که بروید با یک مرد سیبیلو روبرو خواهید شد.
مردی که از سال 59 فیلم کوتاه را در سینمای آزاد شروع کرد.او در مورد همین چند خط می گوید:بله از سال 59 با ساخت فیلم‌های کوتاه 8 میلیمتری در همدان آغاز به فعالیت کردم و بعد از تحصیل در دانشکده سینما و تئاتر، کارم را تا امروز در تهران ادامه داده‌‌ام.
او متولد سال 1340 است.و تا به حال بیش از 40 فیلم کوتاه کار کرده البته این بین دو فیلم بلند داستانی هم با نامهای سفر مردان خاکستری و تهران 7 صبح هم بوده.اما نکته بسیار مهم در رازماندگاری دنیای فیلم کوتاه وجود یک حامی و در حقیقت تهیه کننده است.
او به روزنامه شرق در مورد وجود تهیه کننده چنیین می گوید:خود من نه. شرکت فیلمسازی و پژوهش‌های سینمایی هیلاج که من سهامدار آن هستم با مشارکت سازمان رادیو و تلویزیون ژاپن NHK و شرکت آلمانی Brave New work فیلم را به صورت تولید مشترک تهیه کرده‌اند.
منظور دو فیلم یاد شده بود.به هر حال رضویان فیلم اولش در جشنواره فجر اقبالی نداشت هر چند در چندین جشنواره خارجی حضور داشت اما به عنوان فیلم اول سرو صدا نداشت.
دستیار او در این فیلم مجید برزگر بود ومرحوم محمدرضا شریفی فیلمبرداری این فیلم را بر عهده داشت.نکته بسیار مهم در مورد رضویان و شناساندن خودش حضور مستمر در عرصه فیلم کوتاه است تا آنجا که پای ثابت برخی از جشنواره های فیلم کوتاه شده.
او را بیشتر با آوازهای مرد خاکستری می شناسند.فیلم کوتاهی به غایت خوش حس.
فیلم اول او اکران نشد اما او فیلم دوم را با نام تهران 7 صبح شروع می کند.فیلمی با روایت متفاوت از یک فیلمساز شرقی فیلمسازی که کاملا کلاسیک دنیا را می بیند متاسفانه فیلم دوم هم مورد توجه جشنواره فجر قرار نمی گیرد و با حضور در جشنواره های خارجی قدری از اتش رضویان را می گیرد.فیلم دوم با اینکه ایده های خلاقانه بسیاری دارد در اجرا عقیم شده فیلم با 5 اپیزود بر محوری سست حرکت می کند تا آنجا که داد تماشا گر بلند می شود.البته سکانسهای بی نظیری هم در فیلم هست اما آنقدر این فیلم سینما جوانیست که مخاطب را آزار می دهد.وجود کلیشه های نخنما و...

رضویان در مورد اکران فیلم می گوید:ببینید یک فیلمساز وقتی فیلم را می‌سازد دوست دارد فیلمش دیده شود و با واکنش تماشاگران و منتقدان روبه‌رو شود این نیاز اول است. نیاز دوم، هنگامی عمده می‌شود که فیلم در جشنواره‌های خارج از کشور به کرات نمایش داده می‌شود و در این جا به پیشانی کارگردان بخت برگشته مهر «فیلمساز جشنواره‌ای» خورده می‌شود و این اتفاق برای هر دو فیلم سینمایی‌ای که من ساخته‌ام افتاده بود، در حالی که خودم بشدت دوست داشتم که فیلم‌هایم را داخل کشور اکران کنم. نیاز سوم، بازده مالی فیلم است که به هر حال باید بتوانی به کمک آن مقدمات فیلم بعدیت را فراهم کنی.
با همه این تفصیر فیلم دوم او هم اکران 5 هفته ای در سینما فلسطین داشت.و بعد پرونده اکرانش را بستند.
جشنواره هامبورگ 2005
رضویان از 20 فروردین در بم سومین فیلم خود با عنوان رنگهای خاطره را کلید زده.در این فیلم عزت ا...انتظامی ایفای نقش می کند.

۱۴ بهمن ۱۳۸۶

آوازهای مرد سیبیلو

رضویان

شما در هر جشنواره فیلم با یک مرد سیبیلو روبرو خواهید شد.
مردی که از سال 59 فیلم کوتاه را در سینمای آزاد شروع کرد.او در مورد همین چند خط می گوید:بله از سال 59 با ساخت فیلم‌های کوتاه 8 میلیمتری در همدان آغاز به فعالیت کردم و بعد از تحصیل در دانشکده سینما و تئاتر، کارم را تا امروز در تهران ادامه داده‌‌ام.
او متولد سال 1344 است.و تا به حال بیش از 40 فیلم کوتاه کار کرده البته این بین دو فیلم بلند داستانی هم با نامهای سفر مردان خاکستری و تهران 7 صبح در سالهای 79 و 82 ساختند و آخرین فیلم و در حقیقت فیلم سوم ایشان مینای شهر خاموش در سال 85 ساخته شد.

ادامه "آوازهای مرد سیبیلو" »

۱۷ فروردین ۱۳۸۷

مستند چهار

مستند چهار

در حالی که همه از برنامه های طنز میگن و همه از مهران مدیری تمجید می کنند از جمله خود من، برنامه ای، با شخصیتی به مراتب بالا تر از سطح شبکه های سیما در حال پخش است.
برنامه ای با تنوع بسیار بالا چه از نظر محتوا و چه از نظر بصری ( همون گرافیک ) و چه از نظر حضور افراد شاخصی که امکان پخش فیلمها یا حتی تصویرشان از سیما به سختی حاصل می شود.

برنامه ای با سلیقه محمد حمیدی مقدم
مستند چهار

اين برنامه با تركيب و ساختاري متفاوت در هر قسمت يك گونه از سينماي مستند مانند مستندهاي اجتماعي ، سياسي ، مستندهای پرتره (زندگی‌نامه)، ورزشی، حیات‌وحش و ... معرفي و يك فيلم بلند مستند در هر ژانر به نمايش در می آورد.
آثاري از بزرگان سينماي مستند همچون رابرت فلاهرتي ، ژيگاورتوف ، ژان روش ، منوچهر طياب ، كامران شيردل ، پرويز كيمياوي به نمايش درآورده و جوانانی چون بهمن قبادی ،محمدشیروانی ،هانیه توسلی ، پاتريشيا بوزمن ، پتروکاستا ، ريموند دپاردون،و...

مستند چهار


ایشان تهیه کننده برنامه های سینما چهار ،مستند چهار ، سینما یک و تا مدتی پیش سینما دو نیز بودند.
ونکته جالب تر اینکه هر موقع مستند چهار محصول حمیدی مقدم می شود مخاطبان برنامه از مرزهای میلیون نفر می گذرند و این درحالیست که وقتی سینما یک به شخص دیگری واگذار شد مخاطبانش به چند صد هزار نفر کاهش پیدا کرد.
و این همان نکته مهم است که اين روزها ديگر سينماي مستند عرصه‌اي نيست كه فقط گروهي خاص به تماشاي آثارش بنشيند اين سينما مي‌تواند به عنوان وسيله‌اي براي آموزش مورد استفاده قرار بگيرد.مستند ارتباطي بسيار نزديك با زندگي افراد دارد و درك مباحثي كه در آن مطرح مي‌شود از همين رو براي مخاطبان ساده‌تر است.
به واسطه همين سادگي مي‌توان مسائلي مهم را براي مخاطبان طرح كرده‌ و نكاتي را به او آموزش داد اين شيوه بهره‌بري از سينماي مستند كاملا متفاوت است با تعريفي كه از سينما مبني بر توليد آثارش فقط براي جلب نظر يك عده دانشجو ارائه شده است
یکی از ویژگیهای برنامه «مستند چهار» این است که خود را به انتخاب و پخش نوع خاصي از مستند محدود نكرده است و شيوه‌اي جديد را بنيان گذاشته كه براساس آن در قالب يك موضوع خاص سه مستند را انتخاب مي‌كند و درسه برنامه آن را پخش می کند تا علاوه بر به نتيجه رسيدن در مورد يك سوژه خاص، تنوع را هم در پخش مستندها از دست ندهد ،به اين شكل است که بيننده برنامه با آرامش و اطلاع از موضوعي كه براي او طرح میشود برنامه را دنبال مي‌كند.
مديران و مسئولین هدف از ساخت برنامه مستند را به درستي درك كرده‌اند و متوجه جايگاه اين سينما در نظر مخاطبان شده‌اند از همين رو مي‌توان گفت عرضه سينماي مستند، بهترين فرصت براي طرح مسائلي است كه مي‌تواند دغدغه‌ افراد و جامعه باشد و با كمترين ميزان آسيب و حذفيات روي آنتن رفته و هدف از توليد آن را عنوان كند.
شاید یک یا تنها برنامه ای که در حد استانداردها شبکه های اروپایی یا بالاتر بخواهیم نام ببریم برنامه وزین مستند چهار است برنامه ای که حمیدی مقدم با دغدغه های خودش آن را به سمت آنتن هدایت می کند و جالب تر اینکه او قصد دارد برای فصل تابستان ویژه برنامه ای از مستند چهار را ارائه دهد که محصولات دوران کلاسیک سینمای مستند را به تصویر می کشد. «مستند چهار» را مي‌توان از اولين برنامه‌هاي مستند تلويزيون دانست كه به صورت جدي سينماي مستند ايران را مورد توجه قرار مي‌دهد.

محمد حمیدی مقدم

بیوگرافی طراح تهیه کننده کارگردان مستند چهار

محمد حميدي مقدم متولد 1347 در شهر همدان او از اوايل دهه 60 کار فيلمسازي را با انجمن سينماي جوان شروع کرد و از سال 1368 وارد دانشکده سينما شد و در سال 1375 با مدرک فوق ليسانس فارغ التحصيل شد و از سال 1374 به طور رسمي کار خود را با تلويزيون آغاز کرد و در ابتدا مجري طرح و مدير توليد خيلي از برنامه هاي تلويزيوني بود و پس از آن تهيه کننده کارهاي خودش شد. حميدي مقدم اولين کار حرفه يي و جدي خود را سينما دو مي داند و پس از آن پايه گذاري و طراحي سينما 4 را به عهده داشت و آنگاه با سينما يک به فعاليت خود ادامه داد. حميدي مقدم در حال حاضر برنامه مستند 4 را روي آنتن دارد و در حال طراحي سري جديد سينما 4 است.

طراح ، تهيه كننده و مجري : محمد حميدي مقدم
نويسنده : عباس بهارلو
مدير برنامه ريزي : امير لطفيان
ويدئو گرافيك : بهمن شهروان
تدوين : وحيد رحيميان ، مصطفي قربان پور
طراح صحنه : منير رضي زاده
موسيقي : آلبرت آراكليان
نويسنده و مترجم بخش خارج از كشور : مهدي فرودگاهي
مدير دوبلاژ بخش خارج از كشور : غلامعلي افشاريه
دستيار تهيه : اميد خوش سليقه
گويندگان : پرويز بهرام ، مريم نشيبا ، شايان شام بياتي

یکم مرتبط:

اینجا

غیر مرتبط:

اینجا

دروازه قران شیراز - سال 1310

۱۵ خرداد ۱۳۸۷

عطر گندم زار

احسان صدیقی


وقتی یه نفر احساس میکنه میتونه دنیا رو تغییر بده مطمئن باشید که اگر دنیا عوض نشه خود اون آدم منقلب میشه .
بعضی وقتا می گم خدا چطور می خواد عدالت رو برقرار کنه یا اصلا این جزو شرح وظایف خدا هست یا نه؟
یه نفر همه کار میکنه و هر چیزی که اراده کنه بدست میاره و در مقابل یه نفر هیچ هیچ هیچ !

یا نه احتمالا درسته و ندایی که به من می گوید:
گر چه شب تاریک است ، دل قوی دار ، سحرنزدیک است !

تا به حال شده عاشقانه خدا رو حس کنی؟ یا نه خدا رو در آغوش بکشی؟ یه جاهایی تو زندگی همه هست یه جاهایی که دیگه هیچ راهی نیست به جز توکل کردن اونوقت چطور می خوای سرت رو بالا بگیری یا نه حتی به خودت جرات بدی که فقط و فقط یک بار بگی : خدایا این دفعه چکار کنم کمکم می کنی ؟

می دونم شده.. بعدش چی ، من هر بار که گیر می کنم با خودم می گم خدایا توکه می دونی تو دل من چه خبره پس دیگه گفتن نداره
ولی چند لحظه بعد با خودم می گم :دیوانه تو حتی سختی التماس کردن به خدا رو هم تحمل نمی کنی چطور می خوای پیچ و خم شناختش رو تحمل کنی!

به قول حضرت مولانا

هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم..................... چون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من

کدام لحظه ها چشم تو چشم خدا میشیم و به سادگی از کنارش می گذریم؟

او در حرم هفت سرا پرده عفت ..........................خواهی تو بدو بنگری ای دیده حیا کن

استاد شهریار

یه فیلم کوتاه ساختم به نام عطر گندم زار تقریبا 25 دقیقه است سعی کردم که حس شاعرانه ای داشته باشه و یه لحظاتی مخاطب رو به یاد خالقش فروببره نمی دونم نظر خاصی راجع به فیلمم بدم چون باید ببینید و نظر بدهید و با دیده منت تقدیم خواهم کرد.

۳۰ خرداد ۱۳۸۷

جشنواره بین المللی

poste-wkl.jpg


جشنواره بین المللی فیلم کودک و نوجوان همدان در حالی افتتاح می شود که یک گاوصندوق سوال رو آقایان بی جواب میسوزانند و هیچ کس صدایش را کمی بلند تر از حد معمول نمی کند !
در تمام دنیا جشنواره ها را بیشتر با نام شهر برگزار کننده می شناسند به عنوان مثال جشنواره کن یا جشنواره هامبورگ یا هر آنچه که من می دانم و نمی دانم، آنقدر هست که مثال بزنم تا خسته بشی. اما در ایران ما اتفاقهای جالب دست به دست هم می دهند تا ما به عنوان ایرانی به دنیا معرفی بشیم درست مثل یک عرب یا مثل یک افغانی یا عراقی ... اینها هر کدام مشخصه های خودشون رو دارند مثلا عربها خصوصیات رفتاری و اداب لباس پوشیدنشان معرف شخصیت قوم آنهاست یا یک افغانی را از چهره لباس ، لهجه و طرز نگاهش می شه شناخت خلاصه ما ایرانیها را هم ازرفتار و برخورد و تصمیم گیری و عکس العمل و ... میشناسند
یعنی در اکثر نقاط می دانند که ایرانیان از تمام جهان سومیها و آسیایها احساسی تر و عجول ترند و در یک لحظه می توانند یک دنیا را به چالش بکشند ،خوب اینها همه از رفتار نمایندگان ما مشخصه .
دور نشیم، داشتم در مورد جشنواره بین المللی فیلم کودک و نوجوان حرف می زدم جشنواره ای که سالها در اصفهان برگزار شده بود و به نوعی جشنواره اصفهان نام گرفته بود لازمه قبل از این که ادامه بدم عنوان کنم که این جشنواره چند سال در تهران برگزار شد بعد به اصفهان رفت بعد به کرمان و بعد دوباره به اصفهان برگشت و حالا دو سال است که در همدان برگزار می شه جشنواره ای که قدیمی ترین جشنواره ایران است دوازده دوره آن قبل از انقلاب برگزار شده و بیست و دو دوره هم بعد از انقلاب که جمعا میشه سی و چهار دوره که چون قبل از انقلاب حساب نمیشه امسال بیست و دومین دوره اش در حال شروع شدنه
جشنواره ای با قواره بین المللی که هر چه سنش بالاتر باشد اعتبارش بیشتر می شود اما...

خوب یه چیز دیگه هم بگم که یه دوره ای سالهای هفتاد در همدان جشنواره فیلم کوتاه برگزار می شد که اتفاقا اعتبار هم پیدا کرده بود اما جشنواره با همدان خداحافظی کرد و به تهران رفت .
می دونید این اتفاقها در هیچ جای دنیا قابل درک نیست معنی نداره که جشنواره یک شهر رو در شهر دیگه برگزار کنند مثلا جشنواره هامبورگ رو در کلن برگزار کنند ! مگه میشه ؟
حالا اینکه برای برگزاری جشنواره در همدان چقدر هزینه شده بماند من اصلا کاری با هزینه های جاری ندارم اما اگر کمی جشنواره در اصفهان مورد حمایت مسئولان شهر اصفهان قرار می گرفت این اتفاق
می افتاد؟ اصلا چه منطقی حکم می کنه که چند نفر بگن ما جشنواره نمی خوایم بجاش پارک بسازید!
یا نه بیائید اعتیاد رو ریشه کن کنیم!
حالا این جشنواره تا کی همدان هست و تا کی به نام جشنواره همدان معروفه خدا می دونه شاید تا چند و قت دیگه بشه جشنواره شموشک نوشهر!

مرتبط:
اینجا

۳ مهر ۱۳۸۷

سينماي مستند و دفاع مقدس

دفاع مقدس


وقتی برای اولین بار فیلم مستندی از ورود کارگران به کارخانه ساخته شد که صرفا نمایش دهنده همین صحنه بود و یا ورود قطار به ایستگاه پس از نمایش فیلم مخاطبانی که از شدت هیجان از همان لحظات اول سوت و تشویقشان را شروع کردند و یا آنانی که برای کنجکاوی پشت پرده را می دیدند ،اتفاقی رخ داد که سینما نامیدندش و این صنعت از استناد به زندگی عادی و روال مردم ساخته شد .
يكي از مهم ترين عواملي كه باعث ايجاد ارتباط بين مخاطب و هنر مي‌شود كهن الگوهايي است كه در پس ذهن مخاطب وجود دارد به دليل آن حس مشتركي كه بين مخاطب و اثر ساخته شده به وجود مي‌آيد باعث مي‌شود كه اين ارتباط به طور كلي برقرار شود.
يكي از ماندگارترين بخش هاي سينما كه خيلي پويا ، به روز و تاثير گذاري بسياري دارد و مي‌شود از آن در جهت انتقال مفاهيم بسيار مهمي استفاده كرد سینمای مستند می باشد.
با نگاهي به تاريخ سينماي مستند ايران مي‌توان دريافت كه مستندسازان ايراني سالها پيش از وقوع جنگ تحميلي با درك واقعيت هاي تاريخي كشور موضوع جنگ را به عنوان محور برخي از فيلم هاي خود برگزيده اند . واقعيت اين است كه اگر براي مردم امروز آثار پيشينيان مانند شعر ، نقاشي و داستان منابعي مهم و اصيل براي بررسي و درك پديده هاي تاريخ كشور به شمار مي‌آيند ، براي نسل آينده بيش و پيش از هر چيز ، مستندهايي كه امروزه به توليد مي‌رسند مد نظر خواهند بود .
فيلم مستند به دليل ذات دو وجهي خود از سويي هنر تلقي مي‌گردد و از سويي اسنادي غير قابل انكار از زمان محسوب مي‌شود . به همين دليل آميزه‌اي جالب توجه از ميرندگي و جاودانگي و تلفيقي از زمان و فرا زمان به شمار مي‌آيد بنابراين ارزش فيلم مستند به ويژه آثاري كه به جنگ و تاثيرات گذرا و يا ماندگار آن مي‌پردازد ، واجد ارزشي بي مانند و مضاعف خواهد بود.

نياز به ثبت تصاوير جبهه و بعد انتقال مفاهيم رزمي و پيام‌هاي رزمندگان از طريق دوربين سينما گران مستند ما به ميان مردم و هم چنين نياز رسانه‌اي مثل تلويزيون به حجم زيادي از پر كردن وقت خودش با اين نوع سينما مجموع اين عوامل دست به دست هم داد تا اين سينما در اختيار جنگ قرار بگيرد و هم اين كه جنگ و جبهه بهانه و مناسبي بود كه سينماگران خوبي در اين عرصه شاهد تولدشان باشيم ،مرحوم رسول ملاقلی پور، ابراهیم حاتمی کیا ، احمدرضا درویش و...

اما چگونه اين سينما مستند مي‌تواند امروز براي دفاع مقدس جريان داشته باشد ؟‌سينماي دفاع مقدس امروز به چه موضوعاتي مي‌تواند بپردازد؟

جای تامل بسیار است در مورد مستندی که واحد مرکزی خبر توسط چند گزارشگر کم تجربه انجام داده است اینهمه سال سکوت تصویری از جنگ و حالا حجم بسیار زیادی از تصاویری که همیشه تشنه دیدنشان بودیم اما.. چرا باید بدین شکل ارئه شود درست زمانی که هنوز صدای مرتضی آوینی در گوشمان تنین انداز است چند مجری دنبال نام جلو دوربین ظاهر می شوند ؟

به هر جهت اگر جنگي در اين كشور واقع شده پيامدهاي اجتماعي و تاريخي هم دارد ،آن پيامدها هنوز هم جاري‌اند و هنوز قهرمانان آن حماسه و آن دفاع و پايداري زنده اند و هنوز آثار آن جنگ نابرابر در حضورشان ، در زندگي شان ، در شكل خانواده شان ، در شغلشان و در آرمان هايشان به خوبي وجود دارد . اينها تمام مي‌توانند زمينه هاي پرداختن به سينماي مستند در اين زمان باشند.

۵ آذر ۱۳۸۷

نمایش ویژه

شنبه ساعت 12 ظهر یکی زنگ میزنه و میگه از حوزه هنری همدان تماس میگیره ...گفتم بفرمائید
گفت چهارشنبه فیلمتون رو می خواهیم نمایش بدیم لطفا شیرنی هم همراه خود بیارید تا از میهمانان پذیرایی کنیم.
تا اومدم بگم آقا شیرینی چی فیلم چی ...تلفن قطع شد.
خلاصه فردا نمایش فیلم مستند مادستان در خانه هنرمندان حوزه هنری برگزار می شه اگر دوست داشتید و از همه مهمتر همدان بودید تشریف بیاورید که خوشحال خواهیم شد .

-------------------------------------------------------------------------------------

با گذشت چندین سال فعالیت مجموعه هایی مانند حوزه هنری، اما !!!مدیریت اجرایی آن هنوز به بلوغ نرسیده و هنوز ادبیات برنامه هایی را که اجرا می کنند هم بلد نیستند.حد اقل در نمایندگی استان همدان چنین است.
چقدر خوب است که اگر نمی توانیم کاری را انجام بدهیم با آبروی کسی بازی نکنیم!
نمایش فیلم من در اتاقی که شبیه انباری بود و شاید چند صندلی دسته دار که یاد دوران دبیرستان افتادم اتفاق افتاد در شرایطی وحشتناک که هر لحظه آرزو می کردم ایکاش هیچ وقت اجازه نمی دادم که در چنین محفلی فیلم پخش شود.
می دانم که سیستم مدیریت فرهنگ در کشور ما دچار بحران است و حداقل چندین دهه نیاز به اصلاح دارد تا به حد بلوغ برسد!!

مرتبط:
اینجا
و اینجا

۲۰ آذر ۱۳۸۷

تولد کارگردان گاو

این تیتر بر میگرده به روزی که برای نمایش فیلم (احتمالا هامون) رفته بودم، گوینده سالن یا همان مجری محترم، برای اینکه هیجان حضور داریوش مهرجویی رو بیشتر بکنه برای دعوت ایشان به جایگاه گفت:
دعوت می کنم از کارگردان گاو ، که روی سن تشریف بیاورند!

مهرجویی هم لبخندزنان رفت و آرام بالا نشست و هیچ.
بگذریم استاد مسلم سینمای ایران از امروز بقیه عمرش شروع شده دوتا مطلب هست که اولی از زبان بهرام رادان (بازیگر) و دومی از زبان هوشنگ گلمکانی منتقد شایسته سینما است.

داریوش مهرجویی


بهرام رادان:
مهرجویی بزرگ! تولدتان مبارک.
امروز روز میلاد عزیز شماست و ما مشعوف و شاد، دست به دعا برده‌ایم که از پروردگار خود بخواهیم تا یکصدوبیست سال (بلکه بیشتر) سایه شما بالای سر فرهنگ و هنر این سرزمین بماند و فرزندان این آب و خاک، بهره‌مند غنای دانش و آگاهی شما باشند؛ چرا که اعتقاد دارم زایش و پیدایش هنرمندی چون شما نیازمند گذر نسل‌هاست؛ و وای‌به‌حال نسلی که قدر جواهراتی این چنین را نداند. استاد بزرگم! اطمینان دارم که اگر روزی سعادت وجود شما در کنارمان رویا شود، از پیکره‌تان تندیس سازند و به نامتان بنا سازند و بر فقدانتان افسوس خورند. پس امروز استدعا دارم که افتخار شاگردی‌تان را به این حقیر اعطا کنید که آن را تا ابد در جعبه افتخاراتم نهان کنم. زادروزتان فرخنده و سایه‌تان مستدام باد. آمین.

ادامه "تولد کارگردان گاو" »

۱۲ بهمن ۱۳۸۷

دو كاج و هزار نوستالژی


در كنار خطوط " سیم پیام " خارج از ده ، دو كاج ، روئیدند

سالیان دراز ، رهگذران آن دو را چون دو دوست می دیدند

روزی از روزهای پاییزی زیر رگبار و تازیانه ی باد

یكی از كاجها به خود لرزید خم شد و روی دیگری افتاد

گفت ای آشنا ببخش مرا خوب در حال من تامل كن

ریشه هایم ز خاك بیرون است چند روزی مرا تحمل كن

كاج همسایه گفت با تندی مردم آزار ، از تو بیزارم

دور شو ، دست از سرم بردار من كجا طاقت تو را دارم

بینوا را سپس تكانی داد یار بی رحم و بی محبت ا و

سیمها پاره گشت و كاج افتاد بر زمین نقش بست قامت ا و

مركز ارتباط ، دید آن روز ا نتقا ل پیام ، ممكن نیست

گشت عازم ، گروه پی جویی تا ببیند كه عیب كار از چیست

سیمبانان پس از مرمت سیم راه تكرار بر خطر بستند

یعنی آن كاج سنگدل را نیز با تبر ، تكه تكه ، بشكستند

محمد جواد محبت

عکس
fajr-film-festival

اصلا دوست ندارم درباره افتتاحیه جشنواره فیلم فجر صحبت کنم، چون آنقدر این برنامه بد بود که دیگر جایی برای هیچ حرفی نمی گذارد و فقط باید گفت که بد بود،اما از طرفی کارگردان برنامه از دوستان خوبم در حال حاضر و سالهای دورتر مدرسم درانجمن سینمای جوان بود و حالا گفتن بدیهای استاد ..؟!! یا بدیهای مدیریت فارابی و نه اصلا مدیریت مرکز همایشهای برج میلاد ! در کل افتضاحی به بار آمد که مپرس و فروتن هم احتمالا تا الان هزاران اس ام اس بد و بیراه دریافت کرده که : اگر اجرا نمی دونی چرا قبول می کنی ؟

مرتبط:
اینجا

اینجا

۱۶ بهمن ۱۳۸۷

افخمی کوچک است

من دیشب فهمیدم که باید احترام پیشکسوت را نگه داشت و این بر اساس مثل معروف:
ادب از که آموختی از بی ادبان

بهروز افخمی که به مراتب فیلمساز خوبی است و من خیلی دوستش دارم دیشب در غایت وقاحت از ناصر تقوایی به طور وحشتناکی حرف زد که من سرم را بین دو زانو گرفته بودم که چرا افخمی باید چنین بگوید!!

ناصر تقوایی


چرا درباره ناصر تقوایی باید اینگونه حرف زده شود!! او که هنوز با دایی جان ناپلئون در اوج قرار دارد.
از همه بدتر اینکه آقای افخمی حتی انقدر احترام برای تقوایی قائل نبود که او را مدام تقوایی می خواند حتی از گفتن آقا هم صرفنظر کرده بود!!
واقعا در زمانی که خروجی سینمای ما اخراجیها باشد مدرس سینمای ما هم باید اینگونه از استادش یاد کند.

۱۴ آذر ۱۳۸۸

آلفردو

سینما پارادیزو

از صبح تا حالا یه حس غریبی داشتم نمی دونستم که گشنمه ! تشنمه یا ..نمی دونم چم بود خلاصه با خودم درگیربودم شب قبل DVD درباره الی رو گرفته بودم و همش دونبال یه فرصت حسابی می گشتم که فیلم رو ببینم، ولی نشد حتی الان هم نتونستم ببینم !میگم یه چیزیم شده بود ، درباره الی رو کنار گذاشتم و رفتم برای (بدون اغراق) بیستمین مرتبه شاهکار جوزپه تورناتوره رو دیدم و اون فیلمی نیست جز:سينما پاراديزو یا به ایتالیایی Nuovo Cinema Paradiso

کارگردان جوزپه تورناتوره
جوزپه تورناتوره ( Giuseppe Tornatore) (زاده ۲۷ مه ۱۹۵۶، سیسیل) ایتالیا است.
آغاز شهرت تورناتوره، با فیلم سینما پارادیزو بود که توانست جایزه اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسی‌زبان را بدست آورد. از فیلم‌های بعدی وی می‌توان : یک تشریفات ساده، افسانه ۱۹۰۰،ستاره ساز و مالنا را نام برد.


تهیه‌کننده فرانکو کریستالدی
نویسنده جوزپه تورناتوره
بازیگران
سالواتوره کاسکیو
فیلیپ نوآره
مارکو لئوناردی
ژاک پرین
موسیقی انیو موریکونه
مدت زمان ۱۵۵ دقیقه

سالواتوره دی‌ویتا(ژاکوس پرین) کارگردان مشهور و موفقی در سن میان سالی است و در رم زندگی می‌کند. مادرش(پاپلا ماگیو) با او تماس می‌گیرد که پس از ۳۰ سال، باز به روستای کوچکش بازگردد، زیرا آلفردو(فیلیپ نوآره) مرده ‌است. و این خبر، بهانه‌ای می‌شود تا ذهن سالواتوره به اواخر دهه‌ی ۴۰ برگردد. کودکی، آلفردوی آپاراتچی سینما، مردم، مادرش، سینما و عشقش…

سینما پارادیزو

این فیلم در ۶۲ مراسم جایزه اسکار موفق به کسب اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسی‌زبان شد.
و بعد من و چند نفر دیگه رو روانی کرد !
اصلا امروز قرار بود دوباره بشینم و زار زار اشک بریزم ..باور می کنید غمگین ترین فیلم هندی یا چه میدونم هر فیلم احساسی دیگری نمی تونه اشکم رو در بیاره بجز اون لحظه لعنتی که مردن آلفردو رو به توتو خبر می دهند و همراهی شاهکار انیو موریکونه آهنگساز فیلم که جاودانه خلق کرده
Love Them For Nana
پیشنهاد می کنم اگر تا به حال موفق به دیدن فیلم نشدید حتما ببینید ، اشک خواهید ریخت و با قه قه می خندید ،برای مادر پاک توتو دلتان خواهد سوخت و آلفردو رو فراموش نخواهید کرد، یقین دارم که لذت خواهید برد و حسی که الان من دارم رو درک می کنید. و عاشق سینما خواهید شد ...

پ ن:« وقتی فیلمی را دوباره می بینی و باز هم خوشت می آید، خصوصا در گذر زمان، حتما چیزی داشته. این بهترین ستایشی است که می توان از یک فیلم کرد. این که پس از سالها دیدمش و باز هم خوشم آمد».

یک مثل همدانی:
با تمام چفته چولیت، شته شولیت، پته پیسیت، قد یه خیار چولسیده داغانتم

مرتبط:
اینجا

غیر مرتبط:
اینجا

۱۷ بهمن ۱۳۸۸

جشن واره ۲۸

فصل بارانهاي موسمي

جالبه كه هنوز اين مراسم براي همه ما مهمه ، دقيقا در حالي كه همه مي دانيم فيلم خوب ديگر ساخته نميشود حتي از سوي كارگردان گاو.

كلا چند فيلم بيشتر نديدم ولي خيلي بيشتر از چند بار افسوس خوردم ..چرا اين جشن براي ما مهمه وقتي اصلا فرقي نداره كه چه كسي فيلم ميسازه و چه فيلمي نمايش داده ميشه !

زماني كه اسم مهرچويي رو ميشنيدم نا خودآگاه ياد سارا ، هامون ، دايره مينا ، گاو و ...مي افتادم ولي امروز بي گمان با شنيدن نام استاد ياد فاجعه تهران،طهران مي افتم ! چرا انقدر نزول ؟

اتفاقهاي جالب اين جشنواره :

فيلم ساز شدن تهيه كننده اخراجي ها
سيمرغ بلورين به ، به رنگ ارغوان !!!
نمايش فيلم آل در بخش مسابقه !
كارگرداني زود هنگام اين آقاي شكلات داغ !
و خيلي ديگه كه به دلايل اخلاقي نمي تونم حرف دلم را بزنم.

اينجا

ولي يه فيلم خوب كه كمتر در اين سينما ساخته شده :
فصل بارانهاي موسمي

فضاي فوق العاده با كارگرداني درخشان مجيد برزگر ( البته از پايانبندي فيلم به شدت ناراحتم)
درست زماني كه از همه چيز قطع اميد كردي يه فيلم مي تونه به زندگي برت گردونه
با تمام وجود به مجيد برزگر تبريك ميگم انساني كه شايستگي فيلمساز بودن در وجودش است و يقين دارم كه بزرگتر از اين فيلم است و آينده بهترين قاضي خواهد بود.
سكانسهاي كشدار اما جذاب و ممتد ،افتتاحيه فيلم با يك پلان سكانس 10 دقيقه اي روبروييم دور ريختن (انداختن تو شوتينگ) تمام خوراكيهايي كه پدر برايش خريده شايد به نحوي شكم پرست بودن يا بيشتر به شكم فكر كردن ايرانيان است تا به شرايط محيطي ،انساني و اجتماعي و به خوبي نمايان است مادر با مقدار زياد خوراكي كه در يخچال مي گذارد و پدر كه بلا فاصله با كلي خوراكي وارده، شايد محيط شخصي سينا مي شود و انگار تمام مشكلات سينا همان خوراكيهاست و فيلم پر از همين ايده هاي ناب و تكان دهنده است تا جايي كه بغض را در گلو حس مي كني ، سكانس كافي شاپ با ميزان سنهاي رسما كشنده 6 دقيقه ما همراه سينا ميچرخيم به هر طرفي كه او مي خواهد .. يا سكانسي كه سينا پيرزن رو تعقيب ميكنه تا شايد فرصتي پيدا بشه كيفش را بقاپد و يا سكانسي كه سينا همراه دختر كنار پنجره ايستاده و به آپارتمانها سرك مي كشد ،بيشتر به ياد فيلم كوتاه درباره عشق از مجموعه ده فرمان افتادم و يا آنجايي كه سينا گردنبند دختر را به گردن مي آويزد و انگار تمام عشقبازي او را ديده ام .
و چقدر لذت بخش اين نوع سينما كه لزومي براي ديدن چيزهاي اضافه نيست من خيلي شگفت زده شدم اميدوارم توليد چنين فيلمهايي ادامه پيدا كند و سطح سليقه مخاطبان سينما هم ارتقا ....

فيلم بدرود بغداد رو از دست دادم بنا به فرموده خيلي از بزرگان فيلم در حد نا خدايي است.( ارجاع به موسيقي ..تو خدايي تو نا خدايي ..)ولي جدي گفتم.
اينجا


هرجا كه سينا هست دوربين هم هست. ما وقتي چيزي را مي‌بينيم كه سينا مي‌بيند. يعني اگر سينا سرش را برگرداند، دوربين پشت سرش را نشان مي‌دهد

فصل بارانهاي موسمي


موضوع فيلم حول شخصيت يك نوجوان 16 ساله (سينا)از طبقه متوسط جريان داره پدر و مادر او به نقطه اي رسيده‌اند كه نمي‌توانند كنار هم بودن را تحمل كنند و خانه را ترك كرده‌اند. يك تنهايي ناخواسته بر اين بچه تحميل شده، ضمن اين‌كه ابتداي فيلم مي‌بينيم پدر و مادر به صورتي خيلي متمدنانه به او يادآوري مي‌كنند كه 2 هفته ديگر دادگاه است و تو بايد تصميم بگيري كه با يكي از ما زندگي كني. پس او بايد يك انتخاب ناخواسته هم داشته باشد. او در اين تنهايي و خلوت ناخواسته باعث به وجود آمدن اتفاقاتي مي‌شود كه به شناخت بيشتر پسر از خودش منجر مي‌شود. از جمله اين اتفاقات، آشنايي با دختري است كه شش هفت سال از خودش بزرگ‌تر است. حضور اين دختر باعث مي‌شود شخصيت پسر نوجوان از يك سطح به سطح بالاتري منتقل شود.

مجيد برزگر


مجيد برزگر:
مساله عمده‌اي كه ما در اين فيلم به آن پرداختيم، مساله بلوغ نوجوان بود. نوجوان مورد نظر من، مشكلش فقر نيست. البته در فيلم ما يك مشكل حاشيه‌اي داريم كه نوجوان ما در مخمصه مالي گرفتار شده، ولي اين اصل ماجرا نيست و در طول فيلم به حاشيه تبديل مي‌شود. اين نوجوان از طبقه متوسط است، مثل خيلي‌هاي ديگر خانه متوسطي دارد، اتاق شخصي دارد و در آن وسايل خودش را دارد. بيشتر موضوع فيلم بر سر هويت و رفتارشناسي اين طبقه است. اين‌كه يك بچه توسري‌خور و ترسو كه مدام توي خودش است، چطور به يك بلوغ فكري و روحي برسد و تلخي و سردي غمبار اين فيلم از خود بچه‌هاي اين نسل و حال و هواي امروزه گرفته شده است.

اطلاعات بيشتر راجع به فيلم رو ميتونيد اينجا بخونيد
وجالب اينكه فيلم در بخش مسابقه نبود!! حتما فيلمهاي بهتري در جشنواره هست كه بين بهتر و بهترين انتخاب مي كنند؟ يا اينكه ..؟!

مرتبط:
اینجا

۲۱ دی ۱۳۹۰

خانه سينما

01_position.jpg

اينكه وجود خانه سينما چقدر مهم است بر هيچكس پوشيده نيست اما حالا چقدر غيم پيدا كرده خود نكته است حتي شبكه هاي درپيتي كه با چند عروسك مدل و تبليغ داروهاي قواي جنسي اداره مي شوند نيز مسئله شان همين شده..
اي كاش كساني متصدي اين امور مي شدند كه توانايي مديريت در مواقع بحران را دارا مي بودند.
سينما نه خانه مي خواهد و نه هيچ چيز ديگري وزارت ارشاد هم سينما نمي خواهد اين دو بايد با هم كنار بيايند اصلا مگر همين سه ريالها چه اشكالي دارد ! همينها را در سينما اكران كنند خانواده ها هم كنار هم بنشينند. اصلا در اين كشور كسي با كسي تعامل ندارد همه چيز يا بايد باشد يا نبايد باشد من با درست و غلط بودن اين موضوع فعلا كاري ندارم اما چرا هايي هست كه ذهنم را مشغول كرده ! چرا، يا، وجود دارد؟
چرا بايد شبنامه نويسي كنند ؟چرا بايد بيانيه صادر كنند ؟چرا بايد يك تشكيلات صنفي حذف شود؟ چرا يك نفر بايد براي خوشايند خودش منافع ديگران را به خطر بياندازد؟چرا اين سالها خانه سينما درست كار نكرد؟ وزير ارشاد چقدر به خانه سينما فكر كرده بود؟ اصلا چرا همه درباره سينما نظر ميدهند؟ چرا بايد ميوه فروش و عطار و راننده تاكسي از سينما بگويند؟ چرا بايد جيراني مجري برنامه هفت باشد؟
بسوخت حافظ و ترسم كه شرح قصه او به سمع پادشه كامكار ما نرسد..

About سینما

This page contains an archive of all entries posted to عالیجناب نویسنده in the سینما category. They are listed from oldest to newest.

روزمرگی is the previous category.

شعر is the next category.

Many more can be found on the main index page or by looking through the archives.

Creative Commons License
این وبلاگ دارای جواز زیر است لیسانس Creative Commons.